• 𝗜𝘁'𝘀 𝗺𝗲 𝗯𝘂𝘁 𝗶𝘁'𝘀 𝗻𝗼𝘁 𝗺𝗲 ♡
Open in Telegram
225
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-730 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
July '25
July '25
+4
in 0 channels
June '25
+14
in 0 channels
Get PRO
May '25
+28
in 0 channels
Get PRO
April '25
+21
in 1 channels
Get PRO
March '25
+13
in 1 channels
Get PRO
February '25
+18
in 0 channels
Get PRO
January '25
+19
in 0 channels
Get PRO
December '24
+29
in 0 channels
Get PRO
November '24
+23
in 0 channels
Get PRO
October '24
+36
in 1 channels
Get PRO
September '24
+34
in 0 channels
Get PRO
August '24
+27
in 0 channels
Get PRO
July '24
+23
in 1 channels
Get PRO
June '24
+19
in 0 channels
Get PRO
May '24
+31
in 1 channels
Get PRO
April '24
+26
in 0 channels
Get PRO
March '24
+19
in 1 channels
Get PRO
February '24
+57
in 0 channels
Get PRO
January '24
+82
in 0 channels
Get PRO
December '23
+20
in 1 channels
Get PRO
November '23
+224
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 06 July | +2 | |||
| 05 July | 0 | |||
| 04 July | 0 | |||
| 03 July | 0 | |||
| 02 July | +2 | |||
| 01 July | 0 |
Channel Posts
تاریکی را نمیتوان با تاریکی بیرون راند، تنها نور قادر به انجام این کار است.
| 2 | گاهی در وجودمان به قبرستانی محتاجیم
برای چیزهایی که درونمان میمیرند.💔 | 139 |
| 3 | من تنها میخواستم
سرم را روی پاهایت بگذارم
و چهار روز
و چهار شب
سکوت کنم. | 130 |
| 4 | همه چى بهم ريختس.
كارم
فكرم
موهام
فكرم
اتاقم
خودم
زندگيم
فكرم
حسابم
اعصابم
اخلاقم
خودم
فكرم
فكرم
فکرم. | 137 |
| 5 | 💔 هفت روز گذشت…
اندازه هفت سال پیر شدیم
اندازه هفت سال استرس کشیدیم
اندازه هفت سال نگران شدیم
اندازه هفت سال دلشوره داشتیم
اندازه هفت سال نخوابیدیم. | 138 |
| 6 | یکم غذای آماده و کیک و کلوچه و نوشیدنی و آبمعدنی خریده بودم برای شرایط اضطراری. همه رو خوردم ☹️ | 126 |
| 7 | و سرانجام چه میتوان کرد؟ بگذار آنکه خودش را در معرض دوری و از دست دادنت قرار میدهد، برود. | 157 |
| 8 |
حتی دشمن باشکوهی هم نیستید؛ اوباش هستید؛ بیسر و پا، بیقید و بند، بیرحم و بیافتخار. | 186 |
| 9 | احساس میکنم پشتِ دری بسته هستم که طرفِ دیگرش تو زندگی میکنی و هیچگاه باز نخواهد شد. | 127 |
| 10 | No text... | 127 |
| 11 | نشانههایی از امید وجود داشت اما من دیگر نمیتوانستم به آسانی امیدوار شوم.💔 | 144 |
| 12 | درون من کسی بیوقفه غمگینترین موسیقیها را مینوازد و دست از نواختن نمیکشد. | 151 |
| 13 | حالم را میپرسی؟ انگار که کبوتری سرحال، چنان زخمی شده که هیچ نای تکان خوردن ندارد. | 112 |
| 14 | گاهی به این فکر میکنم که اگر میدانستم در این مسیر چنین خواهم شد، هر دو پایم را پیش از برداشتن گامی در این راه، میشکستم. | 168 |
| 15 | غمگین نشدهام عزیز دلم، مدتهاست غمگین ماندهام.💔 | 148 |
| 16 | دلسوزی واسه کسی که براش مهم نیستی، یه توهینه به خودت. | 219 |
| 17 | بهت لبخند میزنم، چون حرفت انقدر احمقانه بود که نمیدونم چه جوابی بدم. | 262 |
| 18 | مدتی است به خودم مشغولم؛ دیگر رفتن و آمدن آدمها متحیرم نمیکند، از بدیِ آدمها متعجب نمیشوم و جایی دور از آدمها روزهایم را میگذرانم. | 286 |
| 19 | Red | @Wallpperz | 1 |
| 20 | وقتی مادربزرگم که تو تنهایی مُرد، فهمیدم اگه دنبال پرستار برای پیری خودمم، راهش پول جمع کردنه نه بچه دار شدن! | 225 |
