en
Feedback
سیتا؛

سیتا؛

Open in Telegram

ستایشی هستم که سیتا خطاب می‌شه. همسر راما هم نیستم. . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1417676818

Show more
Buy Ad
1 073
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1230 days
Posts Archive
دوست دارم ویژگی‌های خوب آدمارو بهشون یادآوری کنم چون همون لبخندشون می‌تونه زندگی منو روشن کنه.

کاش همه‌ی اشتباه‌های آدم، تهش به صلوات و خدا خیرت بده ختم می‌شد.
کاش همه‌ی اشتباه‌های آدم، تهش به صلوات و خدا خیرت بده ختم می‌شد.

برای من خواب‌ها آینه‌ای هستن که وقتی تصمیم به فرار و ندیدن می‌گیرم، مقابلم میذارن و میگن ببین. تماشا کن. این حال واقعی توعه. این تصویر حقیقی توعه. راه گریزی نیست. باید روبه‌رو شی. متأسفانه هر قدر در بیداری و آگاهی نسبت به احوالاتی بی‌توجهی می‌کنم و می‌خوام شونه خالی کنم از این مسئولیت، توی عالم خواب یقه‌ام و محکم می‌چسبن و اونجا آرامش ندارم. مثل چند شب پیش که خواب دیدم دارم فرار می‌کنم، از چی و از کی نمی‌دونم، اما داشتم می‌دویدم. مثل دیشب که گریه می‌کردم. گریه می‌کردم و می‌گفتم من این تنهایی رو نمی‌تونم بنویسم.

...

خوشحالی در بزرگسالی یعنی دیدن سینک تمیز و اینکه ظرفی برای شستن نداری.

ارتباطم با بعضی دوستان از خونه‌ای؟ تبدیل شده به ایرانی؟ چی بگم والا. انگار فقط من و چند میلیون نفر دیگه موندیم.

آدمی که در زمانی که باید حرف نزنه و سکوت پیشه کنه، این رو پذیرفته که دیگری به رمزگشایی رفتار و اعمالش بپردازه و به جای اون تصمیمی بگیره؛ حتی اگر صراحتاً این رو بیان نکنه. اما این اتفاقیه که می‌افته.

Repost from ناپیرو
اگر از زیر بار زدن حرف‌های سخت درمی‌ری و با خرده‌رفتارهای ناراحت‌کننده و توهین‌آمیز حدس زدن حرف‌هات رو می‌سپاری به عهده‌ی آدم‌ها بزرگ شو و مسئولیت‌پذیری رو یاد بگیر.

روحیه‌ی جنگنده داشتن تحسین‌برانگیزه. در مقابل، آدمی که پشت پا میزنه به هرآنچه که خودش و یا دیگری ساخته، در نظرم حقیر دیده می‌شه.

از آدم‌هایی که هنگام مواجهه با سختی و چالش‌های مسیری که اون رو انتخاب کرده و واردش شدن، جا می‌زنن و دیگه ادامه نمیدن، بیزارم.

"هر چیزی در جهان فانی و گذری است؛ الا عشق، کار نیک و نام نیک."

photo content

بین تموم آیین‌های ایرانی، شب یلدا رو جور دیگه‌ای دوست دارم. در قدیم، مردم باور داشتن که اگه این شب سخت و بلند رو بگذرونن، روزهای روشن در راهه؛ شب بلندی که نوید روشنایی می‌ده. آخرین شب پاییز که یادآور پیروزی نور بر تاریکیه. یلدا، روایتگر امید و صبره، استعاره‌ای از ادامه دادن و دووم آوردن به امید طلوعی دوباره. شاد باشید و امیدوار؛ که همین دلخوشی‌های کوچیک ما رو به زندگی وصل می‌کنن. یلدا مبارک.

شاید در یک جهان موازی، امشب دور هم نشسته باشیم. من انار دون می‌کنم، مامان حافظ می‌خونه، بابا تخمه می‌شکنه، نیا مشغول عکاسی از خودش و سفره‌ست، ابوالفضل به نیا میگه که از اون هم عکس بگیره، و طاها به حافظ‌خوانی مامان گوش میده. شاید در یک جهان دیگه، ما امشب یک دقیقه بیشتر کنار هم باشیم. یک دقیقه بیشتر بخندیم. یک دقیقه بیشتر به همدیگه آغوش هدیه بدیم. خدا رو چه دیدی؛ شاید این یک دقیقه طولانی‌تر بودن، فقط در این جهان انقدر غم‌انگیزه.

بعضی دردها نمی‌میرن؛ هیچوقت تمومی ندارن. با هر آدمی که به اون درد دچار می‌شه، آدم‌های بسیار دیگه‌ای هم دوباره درد می‌کشن.

پرسید بی‌مادری دشواره؟ و من لال شدم. زبون به دهن گرفتم چون به نظرم هیچ پاسخی توان توصیف این دشواری رو نداشت.

دقیقه‌ی نودی! طعم بهشت می‌داد.😭
+1
دقیقه‌ی نودی! طعم بهشت می‌داد.😭

متوجه شدم که همیشه‌ی زندگیم استرس دیر رسیدن دارم. نیاد روزی که قرار باشه من جایی برم، تپش قلبم سر به فلک می‌کشه. تا زمان رفتن و رسیدن به قرار مدنظر اینطوری‌ام که "دیر شد! پاشو برو حمام. لباس ها رو اتو کن. به خودت برس. موها رو شونه کن. مرتب باش. مسواک بزن. کیفت و بردار. چیزی جا نذاری. سر تایم اونجا باش." یکی نیست بگه آخه زن. به خدا دنبالت نکردن. یکم شل کن.

مگه گاهی برای یک وعده غذا در یک کافه‌ی باکلاس شهر خرج نمی‌کنیم و درنهایت اون وعده‌ی غذایی هضم و دفع نمی‌شه؟! روا نیست زیبایی رو به چشم‌ها هدیه ندادن و برای اون خساست ورزیدن.

Repost from ناپیرو
احساس می‌کنم آدم‌هایی که می‌گن «ارزش نداره بابت گل پول بدی یه هفته بعد پژمرده می‌شه باید بندازی دور.» مرگ و این‌که چیزها می‌میرن رو نپذیرفتن هنوز و البته در برابر زیبایی هم اون‌قدری که لازمه زانوهاشون شل نمی‌شه.