en
Feedback
𝘛𝘖𝘒𝘠𝘖

𝘛𝘖𝘒𝘠𝘖

Open in Telegram

ناشناس رز: @Roseilybot ناشناس یلدا: @ItsylBot

Show more
1 387
Subscribers
+1524 hours
+187 days
+2930 days
Posts Archive
Repost from N/a
اون نمیدونست love چیه، از مردش خواست تا بهش یاد بده. مردش بهش گفت تکی‌ نمیشه. باید دوتایی باشه. بعد باهم یادگرفتن.
اون نمیدونست love چیه، از مردش خواست تا بهش یاد بده. مردش بهش گفت تکی‌ نمیشه. باید دوتایی باشه. بعد باهم یادگرفتن.

شما خشگلتری.

متشکرم عزیزدلم.🌱

دور از جون، دخترم.

قرار نیست در مورد این tension ساکت شم. ‌قرار نیست،قرار نیست،قرار نیست! ‌

one time for the present;‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌two times for the past! ‌
+1
one time for the present;‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌two times for the past!

Back to..

چه بهم میان

The husband The wife
+1
The husband The wife

سیوش کردم😭🤌🏻

چشمانت را نمی‌خواهم...دیگر نمی‌خواهم!
اگر اولین سطر نامهٔ بعد از شش ماه دوری‌ات این باشد...مطمئنا در رشته کلام های آخر، خواهم مُرد! "سلام به تو که تمام جان منی." واژه سلام؟...کلماتی که به درود و بدرود ختم میشد، هرگز در گفت و گوی ما جای نمی‌گرفت ولیکن حال؟ نامه‌ات را با سلام آغاز میکنی؟ کدام آب و هوا، کدام سوز شب، کدام جشن و سرور، کدام جاهلی تورا به سلام واداشته؟ کدام یک توانست کاری را که من برای انجامش خاکستر شده‌ام به نام خود فرجام کند؟ از این درد ها که بگذریم، جمله های زهرآلودی است که خنجر قلمت را در قلب نداشته ام فرو کند. "این بامداد، در بارانی که سیل اشک راه انداخت و دل را به رنج آورد، پسرکی دیدم. پسرکی که بی‌توجه به آن قطرات، اشک می‌ریخت. اشک هایش در باران گم میشد و نفس های خسته‌اش به شمارش در می‌آمد، ولیکن‌ قصد سفر به پناهگاهی از شر باران، نمی‌کرد." آری...آری تمامِ من. آن پسر من بوده‌ام...من بوده‌ام با سیلِ دل‌تنگی و اشک هایم زیر این سقف نم‌گرفته و مِنتول بخار شده در اکسيژن این خانه. من بوده‌ام! منی که دگر با زخم زبان های این جماعت، مرز های خشم را تکان نمی‌دهم. آری...منی که شب را هنگام زندگی و روشنایی روز را به وقت استراحت میبینم. همان پسرکی که وقت و بی‌وقت، گله های روزانه را روی ورق های خسته می‌نگارد که مبادا، افکار شوم و خسته‌اش داغی بر دل شما بگذارد. ولیکن آیا شما بی‌تاب داغی از طرف ما هم میشوید؟ پریشانِ حال این مجنونِ بی طبیب میشوید؟ اگر میشوید باید بگویم... دوای دردم ناب است و حال من، احوالات یک مُرده! بند بند جانم معطوف درد و کالبد خسته‌ام دیگر زندگی نمی‌کند. زندگی؟ چیست؟ عجیب است. اطلاعات چندانی از آن ندارم...چرا که این بزرگان به قول خویش، همه چیز دان! می‌گویند زندگی دیدن اقوام و لبخندی به درازای تمامی درد ها، به روی صورت آوردن است. این جماعت از زندگی چیزی نمی‌دانند. نمی‌دانند، زندگی...وصال انگشتان با زلف یار و دیدن لبخند و طنین قهقهه اوست! این جماعت نمی‌دانند، زندگی یعنی غم دلتنگی پروراندن! این نادان جماعت نمی‌دانند، من هنوز هم اشک نمیریزم مبادا دستی جز دست او آنها را لمس کند. در نهایت این جهان دل گرفته، نمی‌داند زندگی من خلاصه در او و نامه های اوست!
به‌نوشته،نعناعِ‌تند.

زندگی‌را‌به‌طریق‌این‌همه‌چیز‌دان‌ها،نمی‌خواهم!

تا ده دقیقه دیگه پست پاک میشه خواستید فور بزنید

اینجا یه فولدر جدا مخصوص چنلایی که فور زدن درس کردم که همیشه بدونم کدوما بودید😚
اینجا یه فولدر جدا مخصوص چنلایی که فور زدن درس کردم که همیشه بدونم کدوما بودید😚

اوکی دلیل گریه امشبمو پیدا کردم

https://t.me/japankmedit/30666 عاخ من به فداتون🤍

نظربدید که ادامشو بزارههه

Repost from N/a
✦˙᭝‌ #BTS ፧( #KOOKMIN )๑ ֹ . ↴ " برای چند لحظه ی کوتاه چشم هاش رو دوباره بست و نفس عمیقی کشید. انگار که میخواست تمام اون عطر
✦˙᭝‌ #BTS ፧( #KOOKMIN )๑ ֹ . ↴ " برای چند لحظه ی کوتاه چشم هاش رو دوباره بست و نفس عمیقی کشید. انگار که میخواست تمام اون عطر خاص رو وارد ریه هاش کنه و برای خودش نگه داره... فقط خودش. " 🖇 برای خوندن پارت 𝟮 کلیک کنید 🖇     ˓˓ #GodFather ʾʾ        ┈┉━━┉┄     ⥽𝗡𝗮𝗺𝗲 : ɢᴏᴅꜰᴀᴛʜᴇʀ ⥽𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ┊ᴅʀᴀᴍ ⥽𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : #Eyan ⥽𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ ⥽𝗣𝗮𝗿𝘁 : 𝟮 ↫ ناشناس نویسنده دیلی نویسندهگپ نظرات 𑱄 #MultiShot • • ────  • •  ──── • • ⤿ KOOKMINPLACE

https://t.me/ckxdr/29737 چنل توام جزو چنلاییه ک چک میکنم