en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Tsukimi

Tsukimi

Open in Telegram

Look at the moon. @Rtemptybot ناشناس

Show more
189
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-730 days
Posts Archive
چی توافق کرده کردیمم

ما یجور دیگه توافق کزده بودیم

منظورت چی بود انفدر دردناک کشتیم😭

آیسان بدو

جدی 😭

چه قشنگ بود پشمام.

شروع کن

گناه داشت بچم

نگاهت به انگشتر ماه و ستارت خورد و در حال فکر کردن بودی که نفهمیدی چقدر زمان گذشت. بیشتر به اتفاقاتی که این اخیرا افتاده بود داشتی فکر میکردی. میدونستی که رفتارش باهات عوض شده ولی هر چی میپرسیدی چیزی بهت نمی‌گفت. ی حدس هایی میزدی راجبش ولی میخواستی جوری رفتار کنی که همچین اتفاقی نیفتاده. رفتی خونش خیلی طبیعی بود ولی تو متوجه کوچیکترین رفتارش میشدی رفت حموم که توام پشت سرش رفتی در حالی که تو وان بودید شروع کرد به بوسیدنت بعد یهو سرتو برد زیر آب و دستاشو دور گردنت حلقه فشار میداد. تنها صدایی که شنیده می‌شد دست و پا زدن تو بود برای نجات یافتن در لحظه آخر گفت منتظر بودم همه ی کارایی که کرده بودی رو برات جبران کنم.

حانی ژوانو گفتی مال منو پیویم بگو که منم جوابامو بزارم سریع

ژوانو درد ناک بکشیم بچه ها؟

sticker.webp0.08 KB

فقط می‌خوام تموم بشه ❤️

سرش داغه اشتباه ریپ زد

درست شد

توی استخر غریق نجات بود و بخاطر هرروز به استخر میرفتی ( البته اینم بگم که چندبار بخاطرش خودتو غرق کردی تا نجاتت بده ) بعد از کلی تلاش بلاخره مخش رو زدی و باهاش رفتی سر دیت هشدار بعضی‌ از کسایی که توی استخر بودن رو مبنی بر اینکه بهش نزدیک نشی شنیده بودی ولی اهمیتی نمیدادی تا اینکه بعد از گذشت چندماه سر هرچیز کوچیکی بهت گیر میداد و همه چی رو برات سخت کرده بود، با دوستات رفته بودی بیرون و فردی که روت کراش بود هم اونجا بود بعد از تموم شدن اون شب ازت خواست باهم برید به استخر و آروم درحالی که توی بغلش بودی توی آب خفت کرد

چرا برای ایشونو دوبار گفتی

چجوری بکشمت بنظرت

رسیدیم به ایشون

توی استخر غریق نجات بود و بخاطر هرروز به استخر میرفتی ( البته اینم بگم که چندبار بخاطرش خودتو غرق کردی تا نجاتت بده ) بعد از کلی تلاش بلاخره مخش رو زدی و باهاش رفتی سر دیت هشدار بعضی‌ از کسایی که توی استخر بودن رو مبنی بر اینکه بهش نزدیک نشی شنیده بودی ولی اهمیتی نمیدادی تا اینکه بعد از گذشت چندماه سر هرچیز کوچیکی بهت گیر میداد و همه چی رو برات سخت کرده بود، با دوستات رفته بودی بیرون و فردی که روت کراش بود هم اونجا بود بعد از تموم شدن اون شب ازت خواست باهم برید به استخر و آروم درحالی که توی بغلش بودی توی آب خفت کرد