sᴏɴ âᴍᴇ ʙʟᴇᴜᴇ
Open in Telegram
توی این کلبهی کوچیک؛ یک انسانِ خیالپرداز که به ماجراجویی علاقه داره زندگی میکنه! 🐈🐾 https://t.me/harfmanbot?start=616532985
Show more5
Subscribers
No data24 hours
-8797 days
-1 05230 days
Posts Archive
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
اگه دنیاهای جادویی و موجوداتِ عجیب هنوز برات پر از شگفتیه؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم.
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
اگه همیشه عروسکهات رو یواشکی نگاه میکردی تا ببینی با هم حرف میزنن؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم.
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
اگه هر بار دلت میگیره، تنها چیزی که لازم داری دیدنِ یه قسمت فرندزه؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم.
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
اگه هنوزم منتظر نامهی هاگوارتزی و دنبال یه کمد قدیمی میگردی؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم.
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
اگه به جای پرنسهای دیزنی، کراشت نیک وایلد بود؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم.
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
اگه برای فرار از واقعیت کتابهای فانتزی میخونی؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم.
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
داریم به فصلِ بارونهای سرزده نزدیک میشیم؛ به خیابونهایی که با برگهای خیس فرش میشن و پنجرههایی که بخار چای روشون نقاشی میکشه. کمکم شالهای بلند و هودیهای اورسایز از کمد بیرون میان، دستهای یخزده توی جیبها پناه میگیرن و شبها با عطر رولِ دارچینی و شیرینیِ نارنگی جان میگیرن. روزهایی در راهه که سرمای بیرون، بهونهای میشه برای گرمایِ با هم بودن.
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
هممون نیاز داریم یه بار یکی بهمون بگه "بیخیال علایق و رویاهات نشو." نه که تلاش کنن رویاهامون رو با خواستههاشون نابود کنن.
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
نمیدونم، مثلا یه دوربین برام بخر و بگو "برای ثبت کردن خاطراتمون خریدمش. لطفا بیا زیاد ازش استفاده کنیم."
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
Letters of Enchantment 💌
4/5 ⭐️
گاهی کتابهایی هستن که نه تو رو به ماجراهای پرهیجان میبرن، نه میخوان به زور به فکر فرو ببرنت.
فقط میان با نرمی و صداقتشون، دنیایی آرام و لطیف کنارت میسازن. "letters of enchantment" از همین جنس کتابهاست؛ مجموعهای که هر صفحهش مثل یک نامهی گرم و مهربان، بیصدا دلِ آدم رو لمس میکنه. داستان توی دنیایی جنگزده اتفاق میافته؛ جایی که حتی خدایان هم با هم سرِ جنگ دارن و سایهی این نبرد روی زندگیِ مردم افتاده. "آیریس وینو"، روزنامهنگار جوان، درست وقتی در آستانهی ارتقای شغلیه، با ورود "رومن کیت" رقیب تازهواردش همهچیز براش عوض میشه. همون روزها برادرش به جنگ میره و ماهها ازش خبری نمیاد. "آیریس"، برای دوام آوردن این دلتنگی، شروع میکنه به نوشتن نامههایی پر از امید، ترس، خشم و حرفهایی که هیچوقت رو در رو نمیگه. اما یک جادوی عجیب مسیر این نامهها رو عوض میکنه و به شکلی مرموز به دست "رومن" میرسن. بدون اینکه هویت واقعی همدیگه رو بدونن، شروع به نامهنگاری میکنن و کمکم، وسط جنگ و آشوب، پیوندی شکل میگیره که با کلمات ساخته شده، با فهمیدن همدیگه عمیقتر میشه و همهچیز رو تغییر میده. چیزی که این کتاب رو برای من خاص کرد، نه فقط ماجرای اصلیش، بلکه شکل روایتش بود. نویسنده توصیفها رو جوری نوشته که حسش مستقیم میره زیر پوستت. عشقِ بین "آیریس و رومن" خیلی واقعی و خالصه؛ عشقی که از دلِ کلمات و شناخت شکل میگیره، نه از نگاههای کلیشهای یا صحنههای نمایشی. هر بار که این دو برای هم نامه مینوشتن، انگار تکهای از خودشون رو به طرف مقابل هدیه میدادن و همین باعث میشد رابطهشون اینقدر گرم و دوستداشتنی باشه. این مجموعه داستانی ساده داره اما پر از لحظاتِ گرم و واقعیه که باعث میشه به آدمها و رابطهها فکر کنی. پس اگه دنبال داستانی هستی که با آرامش و صداقت تو رو ببره توی دنیای دو شخصیت که وسط آشوبِ زندگیشون، عشق و امید رو پیدا میکنن، این مجموعه میتونه حسابی دلت رو ببره.
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
شخصیتِ محبوبم توی کتابها؟ همونیه که همه فکر میکنن آدمِ بدیه. ولی پشت ظاهر سردش، قصهای پر از زخم و سختی نفس میکشه.
