sᴏɴ âᴍᴇ ʙʟᴇᴜᴇ
Open in Telegram
توی این کلبهی کوچیک؛ یک انسانِ خیالپرداز که به ماجراجویی علاقه داره زندگی میکنه! 🐈🐾 https://t.me/harfmanbot?start=616532985
Show more5
Subscribers
No data24 hours
-8797 days
-1 05230 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+1
in 0 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '25
+1
in 0 channels
Get PRO
August '25
+179
in 22 channels
Get PRO
July '25
+434
in 29 channels
Get PRO
June '25
+278
in 5 channels
Get PRO
May '25
+238
in 12 channels
Get PRO
April '25
+135
in 9 channels
Get PRO
March '25
+135
in 6 channels
Get PRO
February '250
in 1 channels
Get PRO
January '25
+44
in 8 channels
Get PRO
December '240
in 2 channels
Get PRO
November '240
in 1 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '240
in 2 channels
Get PRO
August '24
+4
in 3 channels
Get PRO
July '240
in 1 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 4 channels
Get PRO
April '240
in 1 channels
Get PRO
March '24
+9
in 5 channels
Get PRO
February '240
in 3 channels
Get PRO
January '24
+73
in 6 channels
Channel Posts
Repost from ʙʟᴜᴇ sᴀɴᴄᴛᴜᴀʀʏ
اگه دنیاهای جادویی و موجوداتِ عجیب هنوز برات پر از شگفتیه؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم.
| 2 | اگه همیشه عروسکهات رو یواشکی نگاه میکردی تا ببینی با هم حرف میزنن؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم. | 54 |
| 3 | اگه هر بار دلت میگیره، تنها چیزی که لازم داری دیدنِ یه قسمت فرندزه؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم. | 51 |
| 4 | اگه هنوزم منتظر نامهی هاگوارتزی و دنبال یه کمد قدیمی میگردی؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم. | 54 |
| 5 | اگه به جای پرنسهای دیزنی، کراشت نیک وایلد بود؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم. | 54 |
| 6 | اگه هنوزم قلعهی متحرک هاول رو ریواچ میکنی؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم. | 51 |
| 7 | اگه برای فرار از واقعیت کتابهای فانتزی میخونی؛ میتونیم دوستهای خوبی بشیم. | 54 |
| 8 | عزیزان تعارف نکنید یه وقتا پاشید بیاید چنل جدید😔🫴 | 40 |
| 9 | داریم به فصلِ بارونهای سرزده نزدیک میشیم؛ به خیابونهایی که با برگهای خیس فرش میشن و پنجرههایی که بخار چای روشون نقاشی میکشه. کمکم شالهای بلند و هودیهای اورسایز از کمد بیرون میان، دستهای یخزده توی جیبها پناه میگیرن و شبها با عطر رولِ دارچینی و شیرینیِ نارنگی جان میگیرن. روزهایی در راهه که سرمای بیرون، بهونهای میشه برای گرمایِ با هم بودن. | 106 |
| 10 | No text... | 106 |
| 11 | یه سوال دارم عزیزان. چرا هنوز اینجا موندید؟ خب پاشید بیاید اینور | 93 |
| 12 | هممون نیاز داریم یه بار یکی بهمون بگه "بیخیال علایق و رویاهات نشو." نه که تلاش کنن رویاهامون رو با خواستههاشون نابود کنن. | 79 |
| 13 | No text... | 79 |
| 14 | یه سوال دارم عزیزان. چرا هنوز اینجا موندید؟ خب پاشید بیاید اینور | 82 |
| 15 | یه سوال دارم عزیزان. چرا هنوز اینجا موندید؟ | 1 |
| 16 | نمیدونم، مثلا یه دوربین برام بخر و بگو "برای ثبت کردن خاطراتمون خریدمش. لطفا بیا زیاد ازش استفاده کنیم." | 74 |
| 17 | Letters of Enchantment 💌
4/5 ⭐️
گاهی کتابهایی هستن که نه تو رو به ماجراهای پرهیجان میبرن، نه میخوان به زور به فکر فرو ببرنت.
فقط میان با نرمی و صداقتشون، دنیایی آرام و لطیف کنارت میسازن. "letters of enchantment" از همین جنس کتابهاست؛ مجموعهای که هر صفحهش مثل یک نامهی گرم و مهربان، بیصدا دلِ آدم رو لمس میکنه. داستان توی دنیایی جنگزده اتفاق میافته؛ جایی که حتی خدایان هم با هم سرِ جنگ دارن و سایهی این نبرد روی زندگیِ مردم افتاده. "آیریس وینو"، روزنامهنگار جوان، درست وقتی در آستانهی ارتقای شغلیه، با ورود "رومن کیت" رقیب تازهواردش همهچیز براش عوض میشه. همون روزها برادرش به جنگ میره و ماهها ازش خبری نمیاد. "آیریس"، برای دوام آوردن این دلتنگی، شروع میکنه به نوشتن نامههایی پر از امید، ترس، خشم و حرفهایی که هیچوقت رو در رو نمیگه. اما یک جادوی عجیب مسیر این نامهها رو عوض میکنه و به شکلی مرموز به دست "رومن" میرسن. بدون اینکه هویت واقعی همدیگه رو بدونن، شروع به نامهنگاری میکنن و کمکم، وسط جنگ و آشوب، پیوندی شکل میگیره که با کلمات ساخته شده، با فهمیدن همدیگه عمیقتر میشه و همهچیز رو تغییر میده. چیزی که این کتاب رو برای من خاص کرد، نه فقط ماجرای اصلیش، بلکه شکل روایتش بود. نویسنده توصیفها رو جوری نوشته که حسش مستقیم میره زیر پوستت. عشقِ بین "آیریس و رومن" خیلی واقعی و خالصه؛ عشقی که از دلِ کلمات و شناخت شکل میگیره، نه از نگاههای کلیشهای یا صحنههای نمایشی. هر بار که این دو برای هم نامه مینوشتن، انگار تکهای از خودشون رو به طرف مقابل هدیه میدادن و همین باعث میشد رابطهشون اینقدر گرم و دوستداشتنی باشه. این مجموعه داستانی ساده داره اما پر از لحظاتِ گرم و واقعیه که باعث میشه به آدمها و رابطهها فکر کنی. پس اگه دنبال داستانی هستی که با آرامش و صداقت تو رو ببره توی دنیای دو شخصیت که وسط آشوبِ زندگیشون، عشق و امید رو پیدا میکنن، این مجموعه میتونه حسابی دلت رو ببره. | 60 |
| 18 | No text... | 59 |
| 19 | شخصیتِ محبوبم توی کتابها؟ همونیه که همه فکر میکنن آدمِ بدیه. ولی پشت ظاهر سردش، قصهای پر از زخم و سختی نفس میکشه. | 92 |
| 20 | No text... | 93 |
