𝘮𝘪𝘥𝘥𝘭𝘦 𝘰𝘧 𝘯𝘰𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦
Open in Telegram
You can found me on your blue side. Somewhere in nowhere. t.me/HidenChat_Bot?start=400457460
Show more546
Subscribers
-124 hours
-47 days
-130 days
Posts Archive
لیک آن لحظه که ناخنهای دست آشنای راز
رفت تا بر تختهسنگی کار کندن را کند آغاز،
رعد غرید،
کوه را لرزاند.
برق روشن کرد سنگی را که حک شد روی آن در لحظهای کوتاه
پیکر نقشی که باید جاودان میماند.
- نقش؛ سهراب سپهری
Repost from ✧انجمن شاعران زنده✧
مجموعه ویدئویی که انگیزهی اولیه و اصلی من برای ایجاد یوتیوبم بود رو بالاخره آغاز کردم🙂↕️🤎
https://youtu.be/fQubqA8ZqrA?si=Ur63Uw-SAS6lgGow
زندگی همینه مگه نه؟ لذت بردن از چیزهایی که داری و تجربه دنیاهای جدید با کتابها و فیلمها.
اینجا یکی درمیون شده عکس از آسمون، ساختمون، گربه و کتابهایی که پشت هم دارن میرسن.
Repost from ·Alaska, Alaska·
لین استیلی، خوانندهی Alice in Chains، سال ۲۰۰۲ به خاطر اوردوز از دنیا رفت. لین و جری کانترل سالها کنار هم موسیقی ساخته بودن و بعد از مرگ لین، جری برای سالها نتونست واقعا با این فقدان کنار بیاد. غمش اونقدر سنگین بود که حتی به شکل دردهای جسمی و میگرنهای شدید تجربهش میکرد. حدودا هفت سال طول کشید تا بتونه با این غم روبهرو بشه و آهنگی دربارهش بنویسه و یک نفر دیگه رو انتخاب کنه که تا خوانندهی آهنگ باشه. این آهنگ در واقع خداحافظی جری با دوستش بود؛ چیزی که هیچوقت فرصت نکرده بود بهش بگه. حتی از التون جان خواست پیانوی این آهنگ رو بزنه، چون خوانندهی مورد علاقهی هردوشون در زمان بچگی بود.
دلم میخواد توی گذشته گم بشم چون برای مبینای پنج شش ساله این آینده خیلی ترسناکتر از چیزیه که تصور کرده بود.
