en
Feedback
پدرِ گربه های شهر

پدرِ گربه های شهر

Open in Telegram
429
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-4330 days
Posts Archive
سر آدرینارو میزنم به جدول ولی.

این ریلکس بودنت ی روز متو میکشه

وقتی موجی میزنین،چرا میایید ناشناس؟

نیلوفر چشمم زد الان دیگه خونسرد نیستم.

عالیه

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ حقققق منو میبردن نهایتش کشته میشدم همین.

تو از زندگیت لذت میبری.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ فک کنم تو دسته بیخیالا باشم چون نزدیک بود پلیس ببره منو من با ارامش رفتم مغازه کاکویی خریدم اومدم بیرون کاکویی رو خوردم بعد مغازه دار اینجوری بود ک ودف تو اصلا نترسیدی

هرچی می‌خونم گوزپیچ میشم

یادم میاد اندیشه اسلامی امتحان دارم

آدما دو دستن یا بیخیال یا استرسی

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ استرس کنکور در کمین است..

به قدری شبا با استرس تخمی کنکور می‌خوابیدم ،همینقدر کصشعر می‌دیدم.

احمقانه ترین خوابی که دیدم سر جلسه کنکور نشستم خودکار از دستم میوفته زمین خم میشم که بردارم زمین شکاف برمیداره میوفتم توش

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ زندگیمم یه همچین چیزیه به خاطر همین عادیه که خوابام اینطوری باشه.

چرا اینقدر خوابت تو در تو

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ایی منم بعضی وقتا هرچی تو خواب میبینم بعدش اتفاق میوفته اونروز خواب دیدم دوستم با کراشش اوکی شده بعد عصرش زنگ زد گف با کراشم اوکی شدیم کارتم گم شده تو خواب دیدم پیدا شده صبح پاشدم دیدم واقعا پیدا شده جالبش اینجاس این دوتا توی یه روز اتفاق افتاده

متفاوت بودن خوبه،حلالت.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ پدر بزرگمو دوس داشتم. معمولا یکی از ابراز کردنام ترسوندن آدماییه ک دوسشون دارم. مسخره ست.