یادداشت های یک ذهن مشوش
Open in Telegram
222
Subscribers
+224 hours
+57 days
+630 days
Posts Archive
+3
منابع مسیحی، از عدم رواداری دینی ساسانیان بسیار گفتهاند و در گذشته برخی مورخان نیز گاه سخن آنها را تکرار کردهاند. با این حال حتی نگاهی اجمالی به این منابع نشان میدهد که مسیحیان که خود را همواره برحق میدانستند، از هیچ خشونتی در برابر دگراندیشان رویگردان نبودند. آنان در صورتی که لازم میدیدند، با دشمنان ساسانیان همپیمان میشدند، خون مخالفان خود را میریختند و از ویران کردن آتشکدهها هراسی نداشتند. بنابراین دست کم برخی از برخوردهای دینی این دوره را باید از نوع کنش و واکنش دانست که گروههای متعصب دینی به دلیل عدم تحمل یکدیگر، اعمال میکردند و تحلیلی درست از منابع مسیحی نشان میدهد که آنان در این امر حتی از همتایان زردشتیشان خشنتر بودند و هیچ عقیدهی مخالفی را در سرزمینهایی که از آن خود میدانستند، بر نمیتابیدند. ساسانیان اما اغلب با دوراندیشی بیشتر، میکوشیدند تا تنشها را تا جای ممکن کاهش دهند و هرچند گاه تصمیمهایشان به زیان برخی بود، اما معمولاً اکثریت را آرام نگاه میداشت.
منبع تصاویر: یغیشه وارداپت، ۱۴۰۱، تاریخ واردان و جنگ ارمنی، ترجمهی محمد ملکی، تهران: تاریخ ایران.
مایکل یورسا، در پژوهشهای خود به بررسی میزان درآمد اقشار گوناگون جامعهی بابلی و همچنین قیمتها، به ویژه قیمت غلات، در دورهی نوبابلی و هخامنشی پرداخته است. آنچه که یورسا و دیگر پژوهشگران، "قرن ششم طولانیمدت" (long sixth century) در بابل مینامند، از زمان برتخت نشینی نبوکدنذر دوم (بخت النصر) تا سرکوب شورشهای بابل به دست خشایارشا (۶۰۵ تا حدود ۴۸۴ ق.م) را در بر میگیرد که در آن، دادههای ارزندهای دربارهی قیمتها، دستمزدها و برخی دیگر ویژگیهای زندگی اقتصادی مردم بابل باز مانده است. بر این مبنا، یورسا متوسط حقوق کارگران آزاد تماموقت در قرن یادشده (دورهی نوبابلی و هخامنشیانِ نخستین) را حدوداً بیش از ۱۰ لیتر گندم در روز و بنابراین، بیشتر از دورهی هلنی (پس از کشورگشایی اسکندر) و اسلامی ارزیابی میکند (۱)، اما او از ساسانیان سخنی به میان نمیآورد.
بنا بر قیمتهای فهرست شده در بالا، در اواخر دورهی ساسانی هر درهم، ۸ قفیز گندم میارزید. با فرض هر قفیز (در مقیاس حجمی) برابر ۴.۲ لیتر، هر درهم ارزشی برابر با ۳۳.۶ لیتر گندم داشت. چنانکه آمد، حداقل دستمزد هر شخص در این زمان ۱۶ درهم در ماه بود و بنابراین، هر شخص در ماه دست کم توان خرید ۵۳۷،۶ لیتر گندم را داشت که تقریباً برابر روزانه ۱۸ لیتر است. در نتیجه به نظر میرسد که در دورهی ساسانی، توان خرید مردم دست کم در رابطه با گندم به میزان قابل توجهی نسبت به "قرن ششم طولانیمدت" افزایش یافته بود و بنابراین، از دورهی اسلامی پس از آن نیز بیشتر بود.
1. Jursa, Michael, 2014, "Factor Markets in Babylonia from the Late Seventh to the Third Century BCE", Journal of the Economic and Social History of the Orient, Vol. 57, No. 2, p 179.
+2
برخی قیمتها در دورهی ساسانی
فیلیپ ژینیو ایرانشناس فقید فرانسوی، در پژوهشی کوتاه اما ارزنده، به واکاوی قیمتها، در مقابل حداقل حقوق دریافتی کارگران در دورهی ساسانی پرداخته است. بنا بر شماری از منابع پهلوی که با توجه به اوضاع اواخر دورهی ساسانی تنظیم شدهاند، در این زمان احتمالاً هر شخصِ "سالار خانواده" دست کم حدود ۱۶ درهم در ماه درآمد داشت، درحالی که بهای هر گوسفند ۱۲ درهم بود و هر ۸ کبیز (=قفیز، هر قفیز تقریباً برابر ۴.۲ لیتر) گندم، ۱ درهم ارزش داشت.
ماخذ تصویر: ژینیو، فیلیپ، ۱۳۹۲، "قیمتها و درهمها در اواخر دورهی ساسانیان"، ساسانیان، ویراستهی وستا سرخوش کرتیس و سارا استوارت، ترجمهی کاظم فیروزمند، تهران: مرکز.
آزتک ها و ماه سرخ
آزتکها (تمدنی در مکزیک باستان) نگاه خیلی اسطورهای به آسمان داشتن.
ماهگرفتگی و سرخ شدن ماه برای آزتکها به معنی این بود که نیروهای اهریمنی یا موجودات آسمانی در حال حمله به ماه هستند.
اونا باور داشتن که اگر ماه کاملاً خورده یا نابود بشه، تعادل جهان بههم میریزه.
برای همین، در زمان ماهگرفتگی مردم سر و صدا میکردن، ساز و طبل میزدن یا حتی فریاد میکشیدن تا موجودات اهریمنی ماه رو رها کنن.
گاهی هم قربانی انسانی به خدایان تقدیم میشد تا مطمئن بشن ماه دوباره به حالت عادی برمیگرده.
در تقویم و پیشگوییهای مذهبیشون، ماه سرخ نشونهای از جنگ، بلا یا تغییر بزرگ در سرنوشت امپراتوری بود.
برای آزتکها آسمان و خدایان، مستقیماً با سرنوشت مردم و کشورشون در ارتباط بودن؛ پس هر پدیدهای مثل ماه سرخ، اهمیت فوقالعادهای براشون داشت.
ماه سرخ و ایران باستان
گرفتگیها بیشتر به جنگ بین نیروهای نیکی (اهورامزدا) و بدی(اهریمن) تعبیر میشد.
مردم به آتشکدهها میرفتن و دعا و نیایش میکردن تا روشنی دوباره برگرده.
🪶ماه سرخ و سرخپوستان آمریکا
بومیان قاره آمریکا یعنی سرخپوستان باور داشتن وقتی پدیده ماه سرخ رخ میده یعنی ارواح نیاکانشون بهشون نزدیک شدن.
بعضی قبایل هم اونو نشونه یه تغییر یا تحول بزرگ که آغاز یک دوره جدید هست میدونستن.
ماه سرخ در اساطیر نورس و اسکاندیناوی
تو اساطیر نورس(وایکینگها) دو گرگ وجود دارن به نام های اِسکُل(Sköll) و هاتی(Hati)
که یکیشون ماه رو دنبال میکنه
یکی دیگه خورشید رو
وقتی ماه سرخ میشد
میگفتن این گرگها به ماه و خورشید نزدیکند و میترسیدن،چون باور داشتند روزی که ماه و خورشید توسط این دو گرگ بلعیده بشن رگناروک(آخرالزمان) رخ میده
ماه سرخ در بابل و آشور و تمدن های میانرودان
مردم این تمدنها با دیدن این پدیده فکر میکردن که خدایان ازشون خشمگین هستن و این سرخی ماه هشداری هست برای مرگ پادشاه
پس اون شب یکی از برده هاشون رو پادشاه موقت میکردن تا بلا به اون بخوره و پادشاه سالم بمونه
🐉ماه سرخ در چین باستان
🐲چینی ها وقتی میدیدن که پدیده ماه سرخ رخ داده
فکر میکردن که ماه قراره توسط یه اژدهای بزرگ بلعیده بشه
پس شروع میکردن به پایکوبی و طبل زدن و سروصدا تا حواس اژدها رو از ماه پرت کنن تا ماه بلعیده نشه
🐉ماه سرخ در چین باستان
🐲چینی ها وقتی میدیدن که پدیده ماه سرخ رخ داده
فکر میکردن که ماه قراره توسط یه اژدهای بزرگ بلعیده بشه
پس شروع میکردن به پایکوبی و طبل زدن و سروصدا تا حواس اژدها رو از ماه پرت کنن تا ماه بلعیده نشه
