587
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-2030 days
Posts Archive
587
Repost from کلاژدم
توانی برای قدم برداشتن نیست؛ تمام انرژیام را در قدمهای قبلی خرج کردهام، قدمهایی که حاصلی نداشت جز تشدید یاس و ناامیدی. هربار که دست رو زانو میگذارم و یاعلی گویان برای بهتر شدن اوضاع بلند میشوم و قدم برمیدارم، طولی نمیکشد تا متوجه شوم که انگار هیچوقت قرار نبوده و نیست به مقصدی برسم و هربار خستگی راه در تنم مینشیند و به خستگیهای قبلی اضافه میشود. نمیدانم که باز هم میتوانم دست رو زانو بگذارم یا بزودی خستگیهایم تنها اجازهی بغل کردن زانوهایم را میدهند.خودِ من🖤
