en
Feedback
مطالب و گفتگوهای تحلیلی با هیربد

مطالب و گفتگوهای تحلیلی با هیربد

Open in Telegram

اگر تمایل به دنبال کردن من در فضاهای مجازی دارید، لطفا از لینک زیر استفاده کنید. https://linktr.ee/hirbod

Show more
328
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
آشنایی مقدماتی با ساختارهای حکومتی در این مقاله قصد دارم به صورت کاملا مقدماتی و ساده به بررسی مفاهیم مهم سیاسی بپردازم که هر فرد برای درک از حکومت ها می بایست به آنها واقف باشد. خواهش می‌کنم دقایقی رو با من همراه باشید. جمهوری در برابر دموکراسی کلمه دموکراسی ریشه در زبان لاتین دارد و از ترکیب دو واژه Demos به معنی مردم و Kartos به معنی قانون ساخته شده که در نهایت معنی حکومت توسط مردم (Rule by the people) را می‌دهد. در نظام حکومتی دموکراسی به مردم اجازه داده می‌شود در اداره حکومت و سیاست دخالت مستقیم داشته باشند. در دموکراسی خالص در واقع هر شخص می بایست حق داشته باشد تا یک رای برابر برای همه تصمیمات اتخاذ شده، داشته باشد. اولین بار کلمه دموکراسی در یونان، پنج قرن قبل از میلاد مسیح استفاده شد که البته معنی کلمه دموکراسی در آن زمان با معنی امروزی آن متفاوت بود. در واقع تا آن زمان نوع حکومت ها محدود می شده به نظام‌های «سلطنتی» یا «مونارکی» که در آن یک شخص یا خانواده برای دیگران تصمیم می گرفتند و یا نظام «آریستوکراسی» یا حکومت نخبگان و شکل دیگری از آن یعنی «اُلیگارشی» یا حکومت اقلیت ثروتمندان و قدرتمندان بر عموم مردم. که در هر سه فرم سلطنتی و آریستوکراسی و اُلیگارشی جوامع بشری به جهت بروز تبعیض و کم توجهی های حاکمان مورد ظلم قرار می گرفتند و تجربیات تلخ بسیاری داشتند. به همین جهت ورود ایده دموکراسی به جوامع بشری می‌توانست شروع تازه‌ای برای کاستن ظلم و ایجاد برابری های حداکثری در تاریخ باشد. حدود دو قرن بعد از میلاد مسیح با قدرت گرفتن مسیحیت، نوع دیگری از حکومت شکل گرفت. «تئوکراسی» یا «حاکمیت دینی» و یا دین سالاری. همان‌طور که از اسمش پیداست به نوع خاصی از حکومت گفته می‌شود که در آن اصالت به قوانین دینی و فرد یا افراد روحانی داده شده‌است. بدین ترتیب مذهب غالب، اصلی‌ترین تعیین‌کنندهٔ خط مشی ادارهٔ جامعه در نظام دین‌سالار است. نظام های حکومتی دین‌سالار در تاریخ اسلام نیز به کرّات دیده شده است. برای فهم و درک بهتر نظامهای حکومتی مطرح شده اجازه بدید جامعه امروز ایران را به عنوان یک مثال فرضی یا خیالی در نظر بگیریم. فرض کنیم جامعه امروز ایران با تمام تبارها و مذاهب و سنت های بومی تحت حاکمیت سلطنتی یا همان مونارکی است. یعنی شخصی یا خانواده ای بر کل کشور حکومت می‌کنند و تمام قوانین از طرف این شخص یا خانواده به صورت مستقیم تنظیم شده و به واسطه قوای نظامی بر مردم اجبار می‌شود. به این نظام حکومتی نظام سلطنتی یا مونارکی میگویند. به نظر شما زمینه ناعدالتی ها در یک نظام سلطنتی از کجا پیدا می‌شود؟ برای پرداختن به این موضوع تصور کنیم این شخص یا خانواده از تباری در جنوب ایران بوده و به زبان عربیِ بومی آن منطقه صحبت می‌کنند. پیرو دین اسلام و مذهب سنی هستند و در گذشته نیاکان آنها حکومت را از پادشاهی دیگر از تبار ترک یا گیلک، با جنگ گرفته‌اند. هیچ بعید نیست این حاکم تصمیم بگیرد زبان عربی را زبان اصلی کشور بداند و سنت های بومی آن منطقه را بر مردم کل کشور تحمیل کرده یا به آنها ارجحیت بدهد. و به جهت سابقه بد تاریخی که با ترک ها و یا گیلک ها دارد و مخالفانی که همچنان در منطقه شمال غرب یا شمال ایران دارد سخت گیری هایی را بر آنها وارد کند. با همین مثال متوجه می‌شویم که معایب بسیاری در حکومت سلطنتی یا مونارکی هست که گذر از آنها برای پادشاهان و یا خانواده آنها بسیار دشوار است. در تاریخ ایران پادشاهان عادلی چون کوروش هم زندگی می‌کردند که بر اصل برابری می کوشیدند اما تعداد آنها بسیار کمتر از پادشاهان ناعادل یا حتی کم توجه به مردم بوده است. حال تصور کنیم در همین ایران امروز جمعی دانشمند و یا عالم و فرزانه حکومت را به دست بگیرند و قوانین را آن‌چنان که می‌خواهند وضع کنند و به واسطه قوای نظامی بر مردم اجبار کنند. یعنی «آریستوکراسی» یا حکومت نخبگان. این دانشمندان و علما بسته به نوع تخصصشان ممکن است علاقه بسیار زیادی به ساخت موشک های فضاپیما داشته باشند و یا به علم پزشکی اعتقاد داشته باشند و خداناباور باشند یا مخالف هر نوع اندیشه ماورایی، مذهبی و سنت های تباری و قومی باشند. بنابراین قوانینی وضع می‌کنند که هرکس به چیزی غیر از علم روزی که آنها به آن باور دارند اعتقاد داشته باشد، برای جامعه مضر و مخل پیشرفت است و می بایست از جامعه حذف شود. کتابهای عرفانی، آموزه های اساطیری و باورهای ماورایی همه و همه دشمن علم خواهند بود و به مرور از بین خواهند رفت. تصور کنید زندگی کردن در این کشور چقدر برای عده ای که باور متفاوتی دارند سخت خواهد بود. این عده ممکن است به علم پزشکی یا فضایی هم باور داشته باشند، اما باوری ماورایی دارند و یا میل به زنده نگه داشتن سنتهای نیاکانشان دارند.

#آگاهی_رسانی در ادامه مطالبی که امروز پست کردم پیشنهاد میکنم در گوشه ای دنج ویدئوی دو دقیقه ای زیر را با صدا تماشا کنید. این ویدئو یکی از مشهورترین روش های تست سنجش آگاهی یا توجه فرد نسبت به محیط است. آگاهی نسبت به خطاهای ذهنی انسان را از گرفتار شدن در چنگال #جنگ_روانی می‌رهاند. هیربد

واشینگتن پست امروز مقاله ای با عنوان «خاورمیانه آمریکایی طلوع میکند و چین و ایران با عجله به دنبال پر‌کردن جای خالی». نویسنده به اختصار سیاست چهار رئیس جمهور اخیر آمریکا از جورج بوش تا بایدن را نسبت به اوضاع خاورمیانه و موضع آمریکا نسبت به آن مرور میکند و در پاراگراف آخر اینجنین هشداری به دولت بایدن میدهد و نتیجه میگیرد: ‏«دولت باید میبایست سخت بیاندیشید که چگونه از منافع ایالات متحده در میان شن و ماسه های در حال تغییر خاورمیانه دفاع کند. تظاهر به اینکه تغییر قدرت اتفاق نمی افتد - و ایالات متحده می تواند مانند یک هژمون عمل کند - کارساز نیست. دولت باید از انکار خارج شود و با واقعیت جدید مقابله کند (اشاره به قدرت نفوذ چین و همکاری آنها با ایران). برای اولین بار در دهه‌ها، ایالات متحده باید برای نفوذ در خاورمیانه رقابت کند نه اینکه اولویت خود را بدیهی بداند. واشنگتن حتی ممکن است مجبور شود به نقش رو به رشد چین عادت کند. این ممکن است بسیاری از آمریکایی ها را ناراحت کند، اما این بهای دخالت زیاد ایالات متحده در خاورمیانه است. وقتی آمریکا کم تعهدی میکند، تأثیر کمتری هم در منطقه خواهد داشت (طعنه به کم‌تعهدی دولت بایدن در خاورمیانه نسبت به شرایط نابسامان اخیر دارد)» ‏این مقاله و نوشته های مشابه آن که این روزها تعدادشان بیشتر و بیشتر میشود همه اشاره به تغیر توازن قدرت در جهان و نقش منفعل آمریکایی ها مخصوصا حزب دموکرات به عنوان حزب روی کار دارد. ‏فهم شرایط اخیر کمک میکند تا درک بهتری برای پیدا کردن متحدان برای سرنگونی ج ا و آزادی و رهایی نه تنها ایران بلکه بالای ده کشور ثروتمند خاورمیانه از چنگال استعمار سرد روس و چین باشیم. اینجاست که به اهمیت دوستی با اسراییل و متحدانش در منطقه پی میبریم و تنها کورسوی امید را از دوردست ها نظاره میکنیم. ‏براندازی یا تغیر رژیم به تنهایی ضامن آزادی و رشد ایران نخواهد بود. بلکه انتخاب صحیح‌ترین و عملی ترین سیاست خارجی در دوران براندازی و حمایت و پشتیبانی از سیاستمداران و اپوزیسیون هایی که توانایی فهم چنین عرصه حساسی را دارند ضامن آزادی ایران خواهد بود. انتخاب ما باید معطوف به سمت آینده ای باشد که در آن سیاستمداران و راهبران بجای شعارهای پوچ و عوامگرایانه و دشمن تراشی های کودکانه در لحظات مهم تاریخی توانایی تشخیص دوست را از دشمن داشته باشند و دست اتحاد و رفاقت به سمت کشورهایی دراز کنند که منافعشان در آزادی و رشد ایران باشد و نه در تجزیه و ضعف و نابودی آن. ‏امروز در عرصه انقلاب باید کار را به کاردان سپرد و نه آنهایی که شعار های تبلیغاتی چپ و راست سر می‌دهند و به دنبال عقاید ایده آل تک بعدی خود دست به دامان هر کس و ناکسی در دنیای سیاست میشوند. ‏در دنیای امروز کیفیت زندگی مردمان کشورها در ارتباط مستقیم با سیاست خارجی حکومت آنها می‌باشد. شاید بهتر باشد قبل از هرچیز از هرآنکس که به نام آزادی و براندازی از پله های استیج انقلاب بالامیرود بپرسیم به سمت کدام کشورها مایل است و با کدام متحد. ‏باید بپرسیم و بدانیم این آقایان و خانم های به شدت انقلابی آیا سواد سیاست خارجی دارند؟ باید بدانیم که تفاوت دست دادن ماکارون با نتان یاهو در چیست و چگونه این دوستی ها در سرنوشت ایران موثر است. هیربد ‏برای مطالع مقاله واشنگتن پست تیتر انگلیسی را در جستجوگر گوگل وارد کنید. ‏Opinion As a post-American Middle East dawns, Iran and China rush to fill the void

‏گوشی موبایل روشن روی میز کوچک کنار دستش بود. گفت «مایک آف» و دکمه را با انگشت فشار داد و زد زیر خنده. همانطور که می‌خندید، دست برد و وافور را برداشت و با چاقوی کوچکی شروع کرد به تراشیدن حقه. ‏حمید پسر جوان بیست و شش هفت ساله با صورتی تکیده و استخوانی و ریشی کم پشت به ذغال‌ها خیره شده بود و قاشق را در لیوان چای می‌چرخاند. ‏حمید: جان مادرم این‌بار فرق داره. دهن هممون سرویس. میگن آمریکا هم هواپیمای بمب افکن فرستاده منطقه، هم زیردریایی فرستاده خلیج فارس. اون پسر شاه هم رفته اسرائیل. وزیر اطلاعات اسرائیل از بغلش تکون نخورده. حسن اینا برن ما ول معطلیم حواست هست؟ ‏حسن همانطور که ذغالش رو میتکوند خنده اش را لحظه‌ای جمع کرد و رو به حمید با صدای از ته گلو گفت: یک تحقیق بکن ببین تام‌کروز کجاست. اگه اونم داره میاد که کارمون تمومه. دوباره طوری زیر خنده زد که آب دهانش به گلویش پرید و به سرفه افتاد. ‏حمید لیوان چایش را به زمین کوبید و‌ زانوانش را از زیر تنش بیرون کشید و مانند کودکی، زانو در بغل رو به حسن گفت: حالا هی شوخی کن. بابا! این نون خوردن نداره. من دزدی کردم، چاقو کشیدم، خفت گیری کردم، کیف قاپیدم، شرخری کردم، اما تا حالا چشم دختر کور نکردم. اون حیوون رو ندیدی دیشب؟ چطور با ساچمه ای زد چشم دختر معصوم رو درآورد؟ ‏حسن وافور رو پرت کرد وسط منقل، آهی کشید و عقب رفت. با صدای معترض و بلند رو به حمید گفت: بابا گه زدی به حالمون. باز تو گیر دادی به این ماجرا. اون سید آدم‌نیست بابا، حیوونه . شیشه ایِ حرومزاده ی متوهم. اون نمیفهمه چه گهی داره میخوره. ‏حمید: چه فرقی داره حسن. بابا بچه مردم‌ رو ‌کورکرد. شاشیدم تو این پولی که میدن. شاشیدم به این قدرت. ما اسممون بد در رفته که خلاف و خزیم. این حیوون‌های به اصطلاح دین و ایمون دار که به هیشکی رحم ندارن بی پدر مادرها. اون حاجی رو چی میگی که حتی اخمم به صورتش نیومد. اون که دیگه رو شیشه نبود. ‏حسن: چه میدونم بابا. من از کجا بدونم؟ صبر کن زبون به دهن بگیر نوبت من شده حرف بزنم. اینجا هم سوتی بدم باید فرار کنیم بریم ترکیه بشینیم بغل دست این مشنگ ها اسپیس بزنیم شعار بدیم تا اموراتمون بگذره. ‏صداش رو صاف کرد. با سر به حمید اشاره کرد ساکت باشه. تا متوجه شد حمید آروم شده ، دکمه ای رو فشار داد و گفت: درود به هموطنان مبارز و جاوید شاه. من اگر اجازه بدین بعد از شنیدن بانو «توت جنگلی» این اسپیس رو ببندم. الان هفت هشت ساعتی هست در خدمت شما هستم. از خیابان آمده بودم و هم باتوم خوردم امشب، هم گاز اشک آور. از وقتیکه رسیدم هم، با شما بودم تا اخبار مهم به دستتون برسه. من کمی استراحت می‌کنم، رفیق گلم «پهلوی قهرمان» اسپیس میزنه، برید اونجا همگی تا سنگر رو از دست ندیم. «توت جنگلی» مایک با شماست… ‏⁧ #زن_زندگی_آزادی⁩ ‏⁧ #مهسا_امینی⁩

‏لحظه ای باهم تجسم کنیم…
‏لحظه ای باهم تجسم کنیم…

‏⁧ #آگاهی_رسانی⁩ ‏از هوش مصنوعی خواستند تا با توجه به تعاریف و مشخصه های مذهبی و تاریخی که عموم‌ به آن اعتقاد دارند، تصویری ا
‏⁧ #آگاهی_رسانی⁩ ‏از هوش مصنوعی خواستند تا با توجه به تعاریف و مشخصه های مذهبی و تاریخی که عموم‌ به آن اعتقاد دارند، تصویری از پیامبر مسلمانان و یکی‌از همسر های او عایشه بسازد. ‏در تصویر زیر نکته ای آموزنده نهفته است حاکی از یک خطای ذهنی که اگر نادیده گرفته شود باعث رنج انسانها میشود. ‏باورهای ذهنی خواه مذهبی و خواه ایدئولوژیک و یا سیاسی این توانایی را دارند تا مانع تصور و درک صحیح انسان از حقایق پیرامونش باشد. هوش مصنوعی چون باورمند نیست تصویر را با مشخصه های حقیقی مانند سن و شرایط جغرافیایی ترسیم کرده که در آن فاجعه بزرگی به وضوح پیداست. ‏برای درک حقایق میبایست حواسمان به باورهایمان باشد تا کور ذهن نباشیم و فریب عوام فریبان را نخوریم. ‏شرافت یعنی در هر مقام و منزلتی که هستیم کمک کنیم تا حقایق برای همگان آشکار باشد تا آنها نیز بتوانند آزادانه، خود برای انتخاب هایشان تصمیم بگیرند. ‏⁧ #زن_زندگی_آزادی⁩

‏⁧ #آگاهی_رسانی⁩ ‏از هوش مصنوعی خواستند تا با توجه به تعاریف و مشخصه های مذهبی و تاریخی که عموم‌ به آن اعتقاد دارند، تصویری ا
‏⁧ #آگاهی_رسانی⁩ ‏از هوش مصنوعی خواستند تا با توجه به تعاریف و مشخصه های مذهبی و تاریخی که عموم‌ به آن اعتقاد دارند، تصویری از پیامبر مسلمانان و یکی‌از همسر های او عایشه بسازد. ‏در تصویر زیر نکته ای آموزنده نهفته است حاکی از یک خطای ذهنی که اگر نادیده گرفته شود باعث رنج انسانها میشود. ‏باورهای ذهنی خواه مذهبی و خواه ایدئولوژیک و یا سیاسی این توانایی را دارند تا مانع تصور و درک صحیح انسان از حقایق پیرامونش باشد. هوش مصنوعی چون باورمند نیست تصویر را با مشخصه های حقیقی مانند سن و شرایط جغرافیایی ترسیم کرده که در آن فاجعه بزرگی به وضوح پیداست. ‏برای درک حقایق میبایست حواسمان به باورهایمان باشد تا کور ذهن نباشیم و فریب عوام فریبان را نخوریم. ‏شرافت یعنی در هر مقام و منزلتی که هستیم کمک کنیم تا حقایق برای همگان آشکار باشد تا آنها نیز بتوانند آزادانه، خود برای انتخاب هایشان تصمیم بگیرند. ‏⁧ #زن_زندگی_آزادی⁩

‏دوست را از دشمن بشناسیم. ‏مشروطه خواهی و ارادت به خانواده پهلوی یک حزب یا تشکل سازمانی نیست که طیف خاصی از افراد درش عضو باشند. مشروطه خواهی و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی در میان اقشار مختلف مردم فارق از سن و جنس و سایر اعتقادات در واقع میل به بازگشت به دوران شکوفایی ایران است. ‏به همین جهت اعتبار ایران در دوره پهلوی بزرگترین و شاید تنها خطر جدی برای جمهوری اسلامی و آن‌هایی است که تلاش برای ادامه مسیر به تباهی کشاندن ایران دارند. ‏خیلی دور از ذهن نیست گرگ‌های گرسنه قدرت و استبداد در لباس مشروطه خواه و سلطنت طلب مردمان را بدرند تا با ایجاد ترس و اظطراب و دلهره در مردمان رنج دیده ایران برنده این جنگ‌های زرگری باشند و به خودخواهی و خود فروختگی ایران را به سر حد مرگ و ویرانی برسانند. ‏مشروطه و پادشاهی خصیصه‌های رفتاری شناخته شده دارد چون درایت و ادب و منش و همنوع دوستی در مسیر شکوفایی ایران و ایرانی که در شخص شاهزاده رضا پهلوی، شهبانو فرح و جاویدنامانی چون هویدا، جهانبانی و پارسا‌ها به مراتب دیده‌اید. ‏آنکس که به این اصول پایبند نیست با صدای بلند می‌گویم دشمن تمدن بزرگ است در لباس دوست. تمدن بزرگ ریشه در گفتار، افکار و رفتار ما دارد. ‏⁧ #زن_زندگی_آزادی⁩

#آگاهی_رسانی برای درک آسانتر تکنیک های اطلاعاتی در فضای مجازی و تشخیص بهتر ابزار های #جنگ_روانی پیشنهاد می‌کنم ویدیوی آموزشی که من و دوستانم در مورد بازی «مونتی»، یکی از قدیمی ترین و پایه ای ترین روش های کلاه برداری یا فریب در جهان را با دقت مشاهده کنید. خیلی از صحنه سازی ها و مسائل حاشیه ای که طی این‌ مدت توسط اتاق فکرهای اطلاعاتی ج ا طراحی و اجرا شده از اصل بازی مونتی پیروی می‌کنند. در این بازی مخاطب (طعمه) از ثانیه های نخست که توجه اش به بازی جلب می‌شود، اسیر هنرپیشه ها شده و شکست او قطعی است. نکته قابل اهمیت آن است که آنهایی که برای تماشای بازی جمع می‌شوند هم، خود طعمه جیب بری و یا شگردهای دیگر قرار می‌گیرند. نمونه بارز بازی مونتی امروزه اسپیس های توئیتری هستند که توسط هنرپیشه های اطلاعاتی در سلیقه ها و شکل های مختلف اجرا می‌شوند. همانطور که در ویدئو به تکرار می‌گوید هیچ‌ راهی برای برنده شدن برای شما قابل تصور نیست. حتی اگر به عنوان شنونده یا تماشاچی وارد این بازی‌ها بشوید، باز هم شما بازنده و قربانی خواهید بود.

‏در دومین مناظره انتخاباتی رئیس جمهوری آمریکا در سال ۱۹۸۴ میلادی یعنی شش سال پس از شورش پنجاه و هفت، ⁧ #رونالد_ریگان⁩ کاندیدای جمهوری خواه در مقابل والتر ماندل دموکرات در مورد شاه ایران و شورش پنجاه هفت و نقش دولت کارتر در سقوط حکومت پهلوی و روی کار آمدن خمینی چنین می گوید: ‏در آن زمان سازمان سیا و دولت آمریکا اسناد انقلاب ایران از جمله نامه نگاری‌های خمینی و یزدی و سایرین را زیر عنوان امنیت ملی محرمانه اعلام کرده بودند و کمتر کسی به جزییات نقش دموکرات های آمریکایی و کشورهایی چون فرانسه و آلمان و انگلستان نسبت به ایران آگاه نبود. ‏برای فهم امور سیاسی باید به دنبال حقایق رفت و به تحلیل مسائل از منظرهای مخالف و متفاوت پرداخت. سیاست علم یا بازی تک بعدی نیست. ‏⁧ #زن_زندگی_آزادی⁩

‏⁧#آگاهی_رسانی⁩ (خطاهای ذهنی) ‏ویدئویی که امروز برای شما تهیه کردم یکی از مهم‌ترین اصول روانشناسی رفتارهای اجتماعی است که فهم جمعی آن‌ میتواند ضامن پیروزی انقلاب مردمی ایران باشد. ‏اغلب مسایل به ظاهر حاشیه ای که از طریق اتاق های فکر جمهوری اسلامی و سپاه و متحدان آنها هدایت میشوند بر این اصل مهم روانشناسی استوار بوده و به دنبال ایجاد یک حرکت جمعی ناخودآگاه است تا جریان خودجوش انقلاب را به جریانی کنترل شده و هدفمند تبدیل کند. ‏تمنا میکنم در امر آگاهی رسانی و ارتقا خرد جمعی کوشا باشید تا این موقعیت بسیار ارزشمند را با اشتباهات قابل پیشگیری از دست ندهیم. ‏به اشتراک گذاشتن مطالب آموزشی برای رشد خرد جمعی کافی نیست. میبایست هر شهروند به امر آموزش و آگاهی رسانی اطرافیان خود بپردازد و مطالب مهم را به گفتگوهای روزانه خود وارد کند تا بر اثر تکرار و تداوم مکالمه ها این مطالب به صورت کاملا فعال در ضمیر ناخودآگاه خرد جمعی ما نهادینه بشود. ‏⁧#شرافت⁩ یعنی کمک به رشد شعور و آگاهی افراد یک جامعه تا بهترین تصمیم را برای سرنوشت خود و جامعه شان بگیرند. شرافت در آن نیست که کسی برای کسی تصمیمی بگیرد حتی اگر‌ آن تصمیم درست باشد.

‏⁧ #آگاهی_رسانی⁩ ‏دیروز با شنیدن خبر متاثر کننده رفتار مخرب و کودک آزار دالایی لاما رهبر بودایی ها تصمیم گرفتم ویدیوی کوتاه آموزشی که چندی پیش به کمک دوستان ترجمه و زیرنویس شده بود را برای اطلاع عموم به اشتراک بگذارم. ‏در جستجوی ⁧ #شرافت⁩ و همسو با مردمانی که سالهاست متجاوزین و مزدوران حکومتی را ⁧ #بیشرف⁩ خطاب میکنند باید عرض کنم آزار و اذیت کودکان و نوجوانان مخصوصا آزارهای جنسی در هر قالبی از تجاوز و تعرض گرفته تا کودک همسری یا حجاب اجباری و شستشوی مغزی و تعلیم باورهای ضد انسانی دینی، همه و همه نشانه عدم شرافت و خوی مریض و مخرب افراد در جوامع است. ‏شرافت امروز تنها نقشه راه آزادی ایران است. ‏آنهایی که نسبت به سلب حقوق دیگران مخصوصا حقوق کودکان و نوجوانان که از اعاده حق خود عاجز هستند بی تفاوت عبور‌ میکنند، به اندازه متجاوزین به حقوق دیگران در ویرانی یک جامعه مقصر و سهیم هستند. ‏عدالت دست نیافتنی است اگر ما از حقوق سلب شده شهروندان دیگر دفاع نکنیم و در مقابل متجاوزین متحد ایستادگی نکنیم. ‏شرافت یعنی دفاع از حقوق دیگران.

‏هیچکس مسئولیت عملی که انجام داده و باعث بوجود آمدن آن شرایط برای خانه شده را بر عهده نمی گیرد و هر کسی برای منافع خود حاضر است هر کاری کند. تا جایی که ساکنین حتی حاضرند دست به تخریب این خانه بزنند. غافل از اینکه اینگونه هم از مدرنیته باز خواهند ماند و هم گذشته را به فراموشی می سپارند. ‏آیا از خودمان هیچوقت پرسیدیم که نقش ما در ویرانی خانه چه بوده؟ آیا از خودمان پرسیدیم که من برای ایران چه کرده ام که سهم میخواهم؟ ‏اجاره نشینها را دوباره ببینیم و از خودمان بپرسیم که ما در کدام طبقه ساکن هستیم. حواسمان به مشت مهدی و کارگران روز مزدش باشه. حواسمان به سعدی و باغ سبز او باشه. حواسمان به بنگاه های معاملاتی و آنهایی که در آن بنگاه ها رفت و آمد میکنند باشه. حواسمان به برادری مهندس و عباس آقا باشه که در نهایت دشمنی باهم برادرند. و از همه مهمتر حواسمان به خانه باشد تا بر روی سرمان خراب نشود. @hirbodhuman ‏⁧ #باهم_کنارهم⁩ ‏⁧ #زن_زندگی_آزادی⁩

‏اجاره نشینها و حال امروز ما ‏یک آپارتمان در حاشیه شهر تهران که مالکش درگذشته بدون وارث مانده و اداره امور آپارتمان و مستاجرها را مباشر مالک درگذشته که خود نیز ساکن همین ساختمان است به عهده گرفته و قصد دارد با همکاری یک مشاور املاک محلی با فریب و بیرون کردن مستاجرها با حکم تخلیه خانه را تصاحب کند. ‏آپارتمان فرسوده و نیازمند تعمیرات اساسی است ولی عباس آقا که مباشر مالک درگذشته است نه خود وظیفه تعمیرات را به عهده می‌گیرد و نه به دیگر ساکنان اجازه انجام این کار را می‌دهد. ‏بپردازیم به ساکنین این ساختمان پوسیده که از سر بی سرپرستی (مالک) به چنین روزی افتاده. ‏عباس آقای سوپر گوشت در واقع نماینده قشر بازاری قدرتمند است که به واسطه پول و اعتبار سرمایه در همه جا دستی دارد و خودش را مالک و همه کاره ساختمان میداند. ‏آقای مهندس برادر خونی عباس آقا، تحصیل کرده و امروزی با وجود اینکه خود را فهیم‌تر‌ و برتر از عباس آقا سوپر گوشت میداند اما توانایی گفتگو و تعامل با برادر بزرگ تر بر سر اختلاف نظرها را ندارد. مهندس پدر بچه کوچکی است که آینده از آن اوست. مهندس نقشه خانه را با دانشجویان دیگر در دانشگاه کشیده و هنوز حقالزحمه خود را از برادرش طلبکار هست. خانه را عباس آقا سوپر گوشت ساخته و تا آنجا که میتوانست دزدید و برد تا جایی که خانه تازه ساخت در حال فرو ریختن است و تعمیرات جزئی هیچ فایده ای ندارد. ‏طبقه بالای اختیارداران ساختمان آقای سعدی و همسرش زندگی‌میکنند که نماینده قشر کارمند هستند و به دنبال رفع و رجوع مشکلات با مصالحه به شکل مراودات اداری هستند اما از آنها نیز کاری برنمی‌آید تا آنجا که قلم‌ پای آقای سعدی به جرم میانجی گری میشکند. ‏بالاتر آقای قندی و برادر ناتنی فلج او سالک زندکی میکنند. قندی چاق با لباس کاراته تا نیمه‌های روز میخوابد و سالک‌ بر روی صندلی چرخ دار دور‌ او‌را تمیز میکند. قندی خوب به خصوصیات عباس آقا سوپر گوشت وارد است چون مانند او فکر میکند اما بیشتر حرف میزند تا عمل. او با باقری املاکی رقیب غلام املاکی مشاور عباس آقا دست در یک‌ کاسه دارند تا با هر فریبی که شده ساختمان بی ورثه را از دست عباس بیرون بکشند و مالک بشوند. ‏و اما بالای بالای ساختمان آقای سعدی زندگی‌میکند. او اپرا میخواند و شبیه انتلکت های فرنگی حرف میزند و پشت بام ساختمان را به باغ خصوصی خود تبدیل کرده. سعدی منبع آب را بر سر پشت بام خانه گذاشته. رطوبت و آب از بالا و از حیاط خانه سعدی که نماینده قشر روشنفکر‌ و فرهنگی است به پایین نفوذ کرده. پی خانه آنقدر سست شده که با بارانی بر‌سر اهالی خانه فرو میریزد. ‏در این ساختمان هر یک از ساکنان به دنبال به کرسی نشاندن حرف و نظر خود هستند و در نهایت مالکیت خانه. همین‌موضوع ‏ امکان تفاهم بر سر چگونگی بازسازی و تأمین هزینه‌های تعمیرات را از بین می‌برد، تا این که در شبی بارانی منبع آب بزرگ ساختمان سقوط می‌کند و کل ساختمان فرو می‌ریزد. در نهایت روز بعد از ویرانی کامل ساختمان مأموران شهرداری به اجاره‌نشین‌ها اعلام می‌کنند که این ملک به شکل قسطی به آن‌ها واگذار می‌شود. ‏چقدر این قصه که در ضمیر ناخودآگاه یک فیلمساز حدود چهل سال پیش ساخته و پرداخته شده به حال روز امروز ما و داستانهای ائتلاف و اتحادمان بر سر آینده ایران شباهت دارد. چقدر شخصیت های غلام و باقری املاکی شبیه دلالان تجزیه ایران امروز هست که یواشکی و در خفا با ساکنان این سرا جنگیدن بر سر تصاحب خانه را می آموزند. ‏چقدر عباس آقا و برادر مهندسش شبیه آقاها و آقا زاده های امروز هستند که انگشت اتهامشان به سوی هم دراز است در حالی که هر دو به یک سهم در ویرانی خانه شریک هستند. ‏چقدر سعدی و همسرش شبیه آنهایی بودند که با بدبختی و رنج به دنبال رفتن از خانه بودند و اما نه توان رفتن داشتند و نه توان ماندن و ساختن. ‏قندی ها چقدر امروز زیاد هستند. برادران ناتنی ما که برای تصاحب خانه حتی ته مانده میراث خانوادگی برادرانشان را به باد نابودی می‌دهند. طنبل های منفعلی که مانند کفتارها به دنبال کندن تکه ای از لاشه ایران زخمی هستند. آنها آزادی نمی خواهند بلکه سهم میخواهند و به دنبال دلالان مرز بوم میروند تا بی سهم نمانند. و سالک مفلوک بر صندلی چرخ دار مانده درمیانه راه که نه پای رفتن دارد و نه توان جنگیدن. سالک شاید نماینده بزرگترین قشر این مردم هست. ‏اما سعدی که آب ویرانی را از بالاترین جای خانه به ایران گرفته. اوست که باغی زیبا ساخته و برای گلهایش اپرا میخواند و به مهندسی آبیاری قرن چهارم خود مفتخر است. سعدی که هم عباس آقا را فریب داده و هم اهالی ساختمان را چون خوش ذوق است و مدرن و آنقدر خودخواه و احمق که بالا نشینی او عامل ویرانی است. ‏و در نهایت مش مهدی و کارگران که برای دوزار پول که مهم نیست از کدام جیب می آید کلنگ برای ویرانی خانه میزنند.

هیچکس مسئولیت عملی که انجام داده و باعث بوجود آمدن آن شرایط برای خانه شده را بر عهده نمی گیرد و هر کسی برای منافع خود حاضر است هر کاری کند. تا جایی که ساکنین حتی حاضرند دست به تخریب این خانه بزنند. غافل از اینکه اینگونه هم از مدرنیته باز خواهند ماند و هم گذشته را به فراموشی می سپارند. آیا از خودمان هیچوقت پرسیدیم که نقش ما در ویرانی خانه چه بوده؟ آیا از خودمان پرسیدیم که من برای ایران چه کرده ام که سهم میخواهم؟ اجاره نشینها را دوباره ببینیم و از خودمان بپرسیم که ما در کدام طبقه ساکن هستیم. حواسمان به مشت مهدی و کارگران روز مزدش باشه. حواسمان به سعدی و باغ سبز او باشه. حواسمان به بنگاه های معاملاتی و آنهایی که در آن بنگاه ها رفت و آمد میکنند باشه. حواسمان به برادری مهندس و عباس آقا باشه که در نهایت دشمنی باهم برادرند. و از همه مهمتر حواسمان به خانه باشد تا بر روی سرمان خراب نشود. #باهم_کنارهم #زن_زندگی_آزادی

اجاره نشینها و حال امروز ما یک آپارتمان در حاشیه شهر تهران که مالکش درگذشته بدون وارث مانده و اداره امور آپارتمان و مستاجرها را مباشر مالک درگذشته که خود نیز ساکن همین ساختمان است به عهده گرفته و قصد دارد با همکاری یک مشاور املاک محلی با فریب و بیرون کردن مستاجرها با حکم تخلیه خانه را تصاحب کند. آپارتمان فرسوده و نیازمند تعمیرات اساسی است ولی عباس آقا که مباشر مالک درگذشته است نه خود وظیفه تعمیرات را به عهده می‌گیرد و نه به دیگر ساکنان اجازه انجام این کار را می‌دهد. بپردازیم به ساکنین این ساختمان پوسیده که از سر بی سرپرستی (مالک) به چنین روزی افتاده. عباس آقای سوپر گوشت در واقع نماینده قشر بازاری قدرتمند است که به واسطه پول و اعتبار سرمایه در همه جا دستی دارد و خودش را مالک و همه کاره ساختمان میداند. آقای مهندس برادر خونی عباس آقا، تحصیل کرده و امروزی با وجود اینکه خود را فهیم‌تر‌ و برتر از عباس آقا سوپر گوشت میداند اما توانایی گفتگو و تعامل با برادر بزرگ تر بر سر اختلاف نظرها را ندارد. مهندس پدر بچه کوچکی است که آینده از آن اوست. مهندس نقشه خانه را با دانشجویان دیگر در دانشگاه کشیده و هنوز حقالزحمه خود را از برادرش طلبکار هست. خانه را عباس آقا سوپر گوشت ساخته و تا آنجا که میتوانست دزدید و برد تا جایی که خانه تازه ساخت در حال فرو ریختن است و تعمیرات جزئی هیچ فایده ای ندارد. طبقه بالای اختیارداران ساختمان آقای سعدی و همسرش زندگی‌میکنند که نماینده قشر کارمند هستند و به دنبال رفع و رجوع مشکلات با مصالحه به شکل مراودات اداری هستند اما از آنها نیز کاری برنمی‌آید تا آنجا که قلم‌ پای آقای سعدی به جرم میانجی گری میشکند. بالاتر آقای قندی و برادر ناتنی فلج او سالک زندکی میکنند. قندی چاق با لباس کاراته تا نیمه‌های روز میخوابد و سالک‌ بر روی صندلی چرخ دار دور‌ او‌را تمیز میکند. قندی خوب به خصوصیات عباس آقا سوپر گوشت وارد است چون مانند او فکر میکند اما بیشتر حرف میزند تا عمل. او با باقری املاکی رقیب غلام املاکی مشاور عباس آقا دست در یک‌ کاسه دارند تا با هر فریبی که شده ساختمان بی ورثه را از دست عباس بیرون بکشند و مالک بشوند. و اما بالای بالای ساختمان آقای سعدی زندگی‌میکند. او اپرا میخواند و شبیه انتلکت های فرنگی حرف میزند و پشت بام ساختمان را به باغ خصوصی خود تبدیل کرده. سعدی منبع آب را بر سر پشت بام خانه گذاشته. رطوبت و آب از بالا و از حیاط خانه سعدی که نماینده قشر روشنفکر‌ و فرهنگی است به پایین نفوذ کرده. پی خانه آنقدر سست شده که با بارانی بر‌سر اهالی خانه فرو میریزد. در این ساختمان هر یک از ساکنان به دنبال به کرسی نشاندن حرف و نظر خود هستند و در نهایت مالکیت خانه. همین‌موضوع امکان تفاهم بر سر چگونگی بازسازی و تأمین هزینه‌های تعمیرات را از بین می‌برد، تا این که در شبی بارانی منبع آب بزرگ ساختمان سقوط می‌کند و کل ساختمان فرو می‌ریزد. در نهایت روز بعد از ویرانی کامل ساختمان مأموران شهرداری به اجاره‌نشین‌ها اعلام می‌کنند که این ملک به شکل قسطی به آن‌ها واگذار می‌شود. چقدر این قصه که در ضمیر ناخودآگاه یک فیلمساز حدود چهل سال پیش ساخته و پرداخته شده به حال روز امروز ما و داستانهای ائتلاف و اتحادمان بر سر آینده ایران شباهت دارد. چقدر شخصیت های غلام و باقری املاکی شبیه دلالان تجزیه ایران امروز هست که یواشکی و در خفا با ساکنان این سرا جنگیدن بر سر تصاحب خانه را می آموزند. چقدر عباس آقا و برادر مهندسش شبیه آقاها و آقا زاده های امروز هستند که انگشت اتهامشان به سوی هم دراز است در حالی که هر دو به یک سهم در ویرانی خانه شریک هستند. چقدر سعدی و همسرش شبیه آنهایی بودند که با بدبختی و رنج به دنبال رفتن از خانه بودند و اما نه توان رفتن داشتند و نه توان ماندن و ساختن. قندی ها چقدر امروز زیاد هستند. برادران ناتنی ما که برای تصاحب خانه حتی ته مانده میراث خانوادگی برادرانشان را به باد نابودی می‌دهند. طنبل های منفعلی که مانند کفتارها به دنبال کندن تکه ای از لاشه ایران زخمی هستند. آنها آزادی نمی خواهند بلکه سهم میخواهند و به دنبال دلالان مرز بوم میروند تا بی سهم نمانند. و سالک مفلوک بر صندلی چرخ دار مانده درمیانه راه که نه پای رفتن دارد و نه توان جنگیدن. سالک شاید نماینده بزرگترین قشر این مردم هست. اما سعدی که آب ویرانی را از بالاترین جای خانه به ایران گرفته. اوست که باغی زیبا ساخته و برای گلهایش اپرا میخواند و به مهندسی آبیاری قرن چهارم خود مفتخر است. سعدی که هم عباس آقا را فریب داده و هم اهالی ساختمان را چون خوش ذوق است و مدرن و آنقدر خودخواه و احمق که بالا نشینی او عامل ویرانی است. و در نهایت مش مهدی و کارگران که برای دوزار پول که مهم نیست از کدام جیب می آید کلنگ برای ویرانی خانه میزنند.

نفسی تازه کنیم ‏این هم سفره هفت سین خانه ما هنر مادر و خواهر بهتر از جانم. از غم بزرگ می‌شود کاری بزرگ حاصل کرد که ضامن لبخند باشد بر صورت غمدیده مان. باهم کنار هم غم‌هایمان را با لبخند های پر امید بر صورت هایمان جایگزین کنیم چون یکدیگر را یافتیم و دیگر‌ تنها نیستیم. ‏رفیق من، همبازی، همشهری، هم زبان، هموطن، هم سنگر، هم درد، هم راز، هم میهن هم راه من باش تا باهم و در کنار هم از خانه گرد و غبار تحجر و فقر و فساد را بروبیم و نهال همدلی بکاریم. ‏برای مادرم ایران ‏نوروز پیروز ‏⁧ #زن_زندگی_آزادی⁩ ‏⁧ #باهم_کنارهم⁩

سال ۱۴۰۱ سالی بود مملو از فراز و نشیب، غم و تلخی. سالی با دستاوردهایی که شاید به همه آن تلخی ها و تلخی چهل و چهار سال گذشته م
سال ۱۴۰۱ سالی بود مملو از فراز و نشیب، غم و تلخی. سالی با دستاوردهایی که شاید به همه آن تلخی ها و تلخی چهل و چهار سال گذشته می‌ارزید. ‏ما ایرانی ها در داخل و خارج از ایران با پیشنه های تباری گوناگون، با رنگین کمانی از عقاید و سلایق متنوع یکدیگر را یافتیم و شانه به شانه و نفس به نفس یکدیگر، آزادی را فریاد کشیدیم حتی اگر از درد و ترس و حس ناتوانی و خشم صدایمان گرفته بود. ‏هیچ دستاوردی مهمتر از این نیست که ما مردم پیش از هر آرزوی بزرگی، باهم بودن و در کنار هم بودن را دوباره تجربه کردیم. ‏اگر شما هم مثل من به این دستاورد بزرگ اعتقاد دارید، امسال فارغ از هر نوع اختلاف نظر سیاسی، تباری و عقیده ای باهم و در کنار هم برای آزادی ایران بجنگیم و بدانیم ما مردم در سمت خاک و تمدن ایران ایستاده ایم و هیچ اندیشه، عقیده و یا سلیقه ای بر با هم و در کنار هم بودن ما، مقدم نیست. ‏نوروز پیروز‌ ‏⁧ #باهم_کنارهم⁩

#آگاهی_رسانی به روزهایی نزدیک میشویم که حتی کم ارزش ترین تصمیمات و بازخوردهای ما تاثیرات بسیار بزرگی در آینده ایران و جهان خواهد گذاشت. با هر تکان سر به نشانه تایید و یا رد مطلبی، آینده شکل دیگری به خود میگیرد. پوپولیسم یا عوام گرایی این توانایی را دارد که ایران به پا خواسته برای رشد و توسعه را با خود به بی راهه تباهی‌های دوباره ببرد. جامعه ایران به جهت محدودیت ها، ممنوعیت ها، فرهنگ و سنتهای مذهبی و تباری و عدم شفافیت در آگاهی رسانی، بسیار مستعد عوام گرایی است. تا جایی که حتی راهبران دلسوز و متعهد ممکن است در مسیر فعالیت خود برای غلبه بر رقبا به دلایل مختلف دچار عوام گرایی شده و به بیراهه بروند. برای اعتماد به یک سیاستمدار یا راهبر باید ملاک ما صداقت، مسئولیت پذیری، برنامه ریزی، تخصص و شفافیت در بیان و عملکرد آن سیاستمدار یا راهبر باشد. آینده ایران فارغ از سلایق و تجربیاتمان در گرو تصمیمات خرد و کلان تک تک ماست. در زمان کوتاهی که داریم در جهت آموزش و آگاهی رسانی بکوشیم تا با رشد خرد جمعی آینده بهتری در انتظارمان باشد. #زن_زندگی_آزادی