I'm
Open in Telegram
و در آخر اگر روزی نبودم،نوشته هایم بمانند و بخوانید. “ ¹⁴⁰¹/⁹/¹⁷ ”
Show more392
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-5030 days
Posts Archive
392
دیگر احتمالِ بازگشت تو لطیفهای است که دوستان قدیمی مرا با آن دست میاندازند و آنقدر در خلاء غیبتت مُردهام که هیچ زنگ تلفنی مرا از جا نمیپراند.
392
کَلَمات اَگَر هَرگِز بَیان نَشَوَند ، دَر گَلو گیر میکُنَند و تَنها دَر چِشمها خوانده میشَوَند.
392
گفتمش: دل میخری؟
پرسید: چند؟!
گفتمش: دل مالِ تو ، فقط بخند
خنده کرد و دل ز دستانم رُبود.
تا به خود آمدم،او رفته بود!
دل ز دستانش ، به روی خاک افتاده بود.
ردِ پایش روی دل جا مانده بود.
