شرقـے غمـگـیـن
Open in Telegram
𝒯𝒽𝑒 𝒸𝓁𝒶𝓈𝓈𝒾𝒸 𝓌𝑜𝓇𝓁𝒹 𝒾𝓈 𝒽𝑒𝓇𝑒🎞️🪴 "بمـانَــد به یـادگــار" خاطراتے از آبـی ترین فرشتـه ای که آسمانے شد🖋🩵 چشمانے که در 1402/3/30 برای همیشــه بستـه شد🕊🌑
Show moreIran421 266The category is not specified
344
Subscribers
-324 hours
+157 days
+6330 days
Posts Archive
تو قشنگ ترین قلمی رو داری که تابحال خوندم
وقتی نوشته های تو رو میخونم میرم تو یه دنیای دیگه
غرق تک تک کلمات میشم
تمام حس و غم جملاتی که مینویسی و درک میکنم...انگار که حس و حال منو نوشته باشی...
چجوری میشه که نوشته های تلخت یک شیرینیِ خاصی رو به آدم تزریق میکنه؛ که آدم از خوندنش سیر نمیشه؟؟
که وقتی به آخرین حرفِ آخرین کلمه که میرسه؛ دوباره برمیگرده به اولین کلمه
تا دوباره و دوباره و دوباره بخونه......
تو قشنگ ترین قلمی رو داری که تابحال خوندم
وقتی نوشته های تو رو میخونم میرم تو یه دنیای
دیگه غرق تک تک کلمات میشم
تمام حس و غم جملاتی که مینویسی و درک میکنم...انگار که حس و حال منو نوشته باشی...
چجوری میشه که نوشته های تلخت یک شیرینیِ خاصی رو به آدم تزریق میکنه؛ که آدم از خوندنش سیر نمیشه؟؟
که وقتی به آخرین حرفِ آخرین کلمه که میرسه؛ دوباره برمیگرده به اولین کلمه
تا دوباره و دوباره و دوباره بخونه......
دوست دارم تو صفحه اول دفتر زندگیم بنویسم
من ادم رفتن نبودم ولی موندن رو هم بلدنبودم
خوب نبودم ولی بد هم نبودم
هرچی ک بودم فراموش کردم
چی بودم وباید میبودم
و این ینی گم شدن و من
راهو بلد بودم وانگار بلد نبودم
حالا اگه دوقدمی سقوط باشم
اینو خوب میدونم ک
افتادنو بلد نبودم و پروازو هم بلد نبودم انگار از همه ی دنیا یه هیچ و از هیچ ترین یه دنیا دارم
و این ماتریکس اگه کتاب ها و موزیک ها و بوی نم بارونا رو نداشت یا فرشته هایی مثه پری و اتنا و تارا و زهرا و ستاره برام غیر قابل تحمل ترین کره خاکی میشد وچه بسا منی الان این جمله ها رو روی سر فصل جدید زندگیش نمینوشت
