en
Feedback
بـاوان 🐋☁️

بـاوان 🐋☁️

Open in Telegram

A l w a y s •

Show more
205
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+2
in 0 channels
August '26
+7
in 1 channels
Get PRO
July '26
+4
in 1 channels
Get PRO
June '26
+9
in 0 channels
Get PRO
May '26
+10
in 0 channels
Get PRO
April '26
+4
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+11
in 0 channels
Get PRO
January '26
+4
in 0 channels
Get PRO
December '25
+7
in 0 channels
Get PRO
November '25
+8
in 0 channels
Get PRO
October '25
+14
in 1 channels
Get PRO
September '25
+5
in 0 channels
Get PRO
August '25
+3
in 1 channels
Get PRO
July '25
+6
in 0 channels
Get PRO
June '25
+5
in 0 channels
Get PRO
May '25
+10
in 0 channels
Get PRO
April '25
+4
in 0 channels
Get PRO
March '25
+9
in 1 channels
Get PRO
February '25
+14
in 1 channels
Get PRO
January '250
in 1 channels
Get PRO
December '24
+190
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
10 September0
09 September0
08 September0
07 September0
06 September0
05 September0
04 September0
03 September+2
02 September0
01 September0
Channel Posts
Sky bound : )
Sky bound : )

2
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم بپرس حال من آخر چو بگذری روزی که چون همی‌گذرد روزگار مسکینم من اهل دوزخم ار بی تو زنده خواهم شد که در بهشت نیارد خدای غمگینم ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی که بی وجود شریفت جهان نمی‌بینم چو روی دوست نبینی جهان ندیدن به شب فراق منه شمع پیش بالینم ضرورتست که عهد وفا به سر برمت و گر جفا به سر آید هزار چندینم نه هاونم که بنالم بکوفتی از یار چو دیگ بر سر آتش نشان که بنشینم بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان به هر جفا که توانی که سنگ زیرینم چو بلبل آمدمت تا چو گل ثنا گویم چو لاله لال بکردی زبان تحسینم مرا پلنگ به سرپنجه‌ای نگار نکشت تو می‌کشی به سرپنجه نگارینم چو ناف آهو خونم بسوخت در دل تنگ برفت در همه آفاق بوی مشکینم هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی چه حاجتست بگوید شکر که شیرینم /سعدی ، غزل ۴۲۴ 🔆
19
3
میخواهم باشی فقط باشی مثل آفتاب که هست و تا هست امید روشنی هم هست ؛ وقتی میدانم که هستی آن وقت زندگی ام علت و هدف پیدا می‌کند آن وقت هوا سبک تر در سینه ام فرو می‌رود و بیرون می اید آن وقت دیوار های اتاقم قابل عبور می‌شوند آن وقت تماشای سبز شدن یک دانه ی ناچیز که در باغچه کاشته ام وجودم را از شادی پر می‌کند . /از نامه های فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان 💙
29
4
امیدوارم رنجت به پایان رسد جان من که زندگی با تو چه ها که نکرد و تو هر بار جوانه زدی... ❤️‍🩹🌱
33
5
No text...
51
6
🔆
52
7
تا فرصت هنوزم هست برگرد به خودت، برگرد نو شو، که این تکرار از تو، تو رو دورت کرد..
52
8
کاش اگر چیزی سهم من نیست، هیچوقت سر راهم قرار نگیره، اگر چیزی مال من نیست، هیچوقت وارد زندگیم نشه، من و درگیر نکنه، دلبسته نکنه، امیدوار نکنه؛ من از نشدن‌ها خستم...
66
9
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت . روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری است روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه یی ست و قلب برای زندگی بس است . روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی. روزی که آهنگ هر حرف زندگی ست تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه یی ست تا کمترین سرود ، بوسه باشد . روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود . روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . . و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم …
61
10
شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم ؛
64
11
+2
No text...
68
12
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن هست چون از دزد، چشم پاسبانی داشتن کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داربوش فر دارایی و برز خسروانی داشتن هست امید خیر ازین گندم نمای جوفروش چون به نالایق زمین ، گندم فشانی داشتن کی سزد از ارتجاعی زاده ، قانون پروری کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خریست گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست ماده گاوی زین و برگ از زر کانی داشتن بود در عهد کیان رسمی که باید شهریار بر عدو هر سال قهر قهرمانی داشتن پادشاهی را که بر روی زمین شمشیر نیست بی نصیب است از نصیب آسمانی داشتن شاه آن باشد که با شمشیر گیرد ملک را پادشاهی نیست ملک رایگانی داشتن ملک چون بی زحمت آید بگذرد بی دردسر تاج بی زحمت چه باشد؟ سرگرانی داشتن / ملک الشعرای بهار 🔆
67
13
آموخته‌ام که خُرده نگیرم. شکفتگی را دوست دارم و پژمردگی را هم. دیدار دوست ما را پرواز می‌دهد و نان و سبزی هم. آن فروغی که ما را در پیِ خویش می‌کشاند در سیمای سنگ هست، در ابر هست، میان زباله‌ها هم هست. شاید از آغاز خدا را و حقیقت را در دشت‌های آفرینش درو کرده‌اند امّا هر سو خوشه‌ها بجاست ! من از همهٔ صخره‌ها بالا نخواهم رفت تا بلندی را دریابم. از دوباره دیدنِ هیچ رنگی خسته نخواهم شد؛ نگاه را تازه کرده‌ام. من هر آن تازه خواهم شد و پیرامون خویش را تازه خواهم کرد. بخشی از نامه سهراب سپهری به دوستش مهری 🔆🌀
63
14
All of nature wild and free This is where I long to be 🔆🌀
63
15
All of nature wild and free This is where I long to be 🔆🌀
1
16
پاییز عزيزم من براى اومدنت خيلى صبر كردم لطفا پر از روزاى بارونى و اتفاقاى خوب باش.
63
17
sticker.webp
73
18
sticker.webp
1
19
No text...
85
20
زیر او نخلِ بلندو سر او کیچه قِــشنگو مو با یه ضرب و نیمبون تو با او دامن زردو …
88