en
Feedback
رشد شغلی با منا گنجیان

رشد شغلی با منا گنجیان

Open in Telegram

من منا گنجیان هستم و اینجا از تجربه‌هام به عنوان هم‌بنیان‌گذار لینیفای و منتور رشد شغلی و همینطور از مطالعاتم در مورد شغل و رشد شغلی حرف می‌زنم. هدف این کانال و تمام آموزش‌های من در این حوزه‌ها اینه که به توسعه شغلی از زوایای جدید و متفاوتی نگاه کنیم.

Show more
349
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
سلام مدتی بود هم بخاطر شلوغی روزهام و هم چون حال و روز روحیه خودم تعریفی نداشت، تو این کانال چیزی نذاشته بودم. امشب داشتم فایل‌هامو تو گوشی گردگیری می‌کردم که چشمم خورد به یه وویسی که چند وقت پیش موقعی که داشتم تو یه جلسه‌ای با یکی از بچه‌های لینیفای صحبت می‌کردم ریکوردش کرده بودم. من یه وقتایی یه سری از مکالمه‌ها رو که محتواشو دوست دارم با اجازه طرف مقابل ریکوردش می‌کنم که بمونه برای یادگاری و اینم یکی از اونها بود. از اون فایل طولانی یه تیکه‌شو براتون جدا کردم، اونجا داشتم در مورد یه پترن تکراری می‌گفتم که تو جلسه‌های منتورینگ مسیر شغلیم با بچه‌های لینیفای زیاد پیش میاد، اینکه انگار همه‌مون یه جایی ته ته دلمون به یکی نیاز داریم برای اینکه بهمون بگه ببین، اینی که داری تجربه می‌کنی طبیعیه و تو تنها نیستی تو تجربه‌ی این احساس، این سختی، این اتفاق. اینکه هم‌درد داشتن شاید شدت درد رو کمتر نکنه اما پذیرشمون رو بالاتر می‌بره چون می‌فهمیم "طبیعیه". پیشاپیش ببخشید که حرفام تو این وویس شلخته و پراکنده است، چون اصلا قرار نبوده تبدیل شه به یه فایل صوتی و جایی ارسال شه.

وبینار رایگان سکوی پرتاب همه چیز درباره مهارت‌های نرم ضروری در محیط کار 🪄یاد گرفتن مهارت‌های نرم می‌تونه یه سکوی پرتاب توی م
وبینار رایگان سکوی پرتاب همه چیز درباره مهارت‌های نرم ضروری در محیط کار 🪄یاد گرفتن مهارت‌های نرم می‌تونه یه سکوی پرتاب توی مسیر شغلیت باشه و سرعت رشد و پیشرفتت رو چند برابر کنه! تو وبینار رایگان سکوی پرتاب قراره بیشتر با هم‌دیگه درباره مهارت‌های نرم و اهمیتشون حرف بزنیم. 📚سرفصل‌های این وبینار دقیقا چی هستن؟ به چه مهارت‌هایی مهارت نرم گفته می‌شه؟ تو پروسه استخدام و ورود به بازار کار، مهارت‌های نرم مهم‌تره یا مهارت‌های سخت؟ چرا باید مهارت‌های نرم رو یاد بگیریم؟ یاد گرفتن کدوم مهارت‌های نرم ضروریه؟ نداشتن مهارت‌های نرم چه چالش‌هایی رو برامون ایجاد می‌کنه؟ چطور می‌تونیم مهارت‌های نرم رو یاد بگیریم؟ ⏰کی برگزار می‌شه؟ پنج شنبه 1 تیر ماه 1402 ساعت 19 تا 21 🪄این وبینار به درد چه کسانی می‌خوره؟ هر کسی که می‌خواد مسیر شغلی خودش رو حرفه‌ای پیش ببره، رشد و پیشرفت شغلی رو تجربه کنه و به شغل و درآمد دلخواهش برسه! 📽️ویدیو وبینار ضبط می‌شه؟ اگه تو وبینار ثبت نام کنی، تا حداکثر یک هفته بعد ویدیو وبینار در اختیارت قرار می‌گیره. چطور می‌تونم ثبت نام کنم؟ فقط کافیه به لینک زیر سر بزنی: https://eseminar.tv/wb107491 @leanify_ir

پروداکت مارکتینگ سوسول‌بازی نیست! چند وقتی بود متوجه یه موضوعی تو ساختار تیم شده بودم و ذهنم درگیرش بود. حس می‌کردم یه سری کارها هست که باید قاعدتا انجام بشه ولی نمی‌تونستم بفهمم اینا دقیقا وظیفه کدوم واحد یا کدوم آدم تو کدوم پوزیشنه؟ مارکتینگ؟ پروداکت؟ فروش؟ امور مشتریان؟ بیزنس دولوپمنت؟ مدیر مارکتینگ؟ پروداکت منیجر؟ مدیر فروش؟ مدیر عامل؟ می‌دونستم یکی باید باشه که نماینده و وکیل مدافع تمام و کمال کاربر تو تمام جوانب بیزنس و همه‌جای تیم باشه. دیتاهای مرتبط با نیاز کاربر رو به مارکتینگ و پروداکت و فروش و امور مشتریان برسونه، دیتاهای مورد نیاز رو بین واحدها منتقل کنه و تلاشش این باشه همه در جهت نیاز کاربر با هم align بریم جلو. اما نمی‌دونستم این دقیقا کار کدوممونه. تا اینکه خیلی اتفاقی یه شب گفتم این کورس پروداکت مارکتینگ مقدماتی رو ببینم. صرفا جهت تفریح و اطلاعات عمومی. چون خیلی کم دیده بودم تو ایران به این فیلد توجه شده باشه و تصور خودمم در موردش خیلی اشتباه و خام بود که دقیقا نقش و رسالت پروداکت مارکتینگ و پروداکت مارکتر چیه. فکر می‌کردم چیزیه که بیزنس‌های بزرگ به نیازش می‌خورن و ما کوچولوها فعلا این سوسول‌بازیا بهمون نیومده. وقتی کورس رو دیدم برام یه Aha moment بود. تازه فهمیدم آهاااا اون نقشها که همش می‌گفتم چرا گُمن و صاحب ندارن، چرا گم بودن و صاحب نداشتن. چون ما برامون چیز مهمی مثل پروداکت مارکتینگ سوسول‌بازیه و اصلا حتی تصورمونم در موردش اشتباهه و حتی تو کورس‌های جامع مارکتینگ هم کسی ازش چیزی نمیگه تو ایران. فهمیدم چقدر این نقش مهم حیاتیه و باید جدی گرفته بشه و نبودن آدمی با این پوزیشن تو سازمان دلیل گم شدن خیلی تسک‌ها و شکل گرفتن خیلی از ناهماهنگی‌هاست. خلاصه که اگه شما هم مثل منِ قبل شروع یاد گرفتن در مورد پروداکت مارکتینگ، در جهل مرکب نسبت به این فیلد جذاب و نقش مهم به سر می‌برید، این کورس فقط یک ساعته اما خیلی ذهنتون رو باز می‌کنه نسبت به اهمیت پروداکت مارکتینگ‌. https://www.linkedin.com/learning/product-marketing-foundations-18780685?trk=share_android_course_learning&shareId=aj58FkBJSGucdR7UW%2BGl7g%3D%3D

بچه‌ها گروه رو هم یادتون نره جوین شید. خیلی از اتفاق‌های باحال و انتقال تجربه‌ها تو گروه انجام میشه: https://t.me/careergrowthwithmonagp

ماجرای این آگهی‌های کارآموزی که بابتش هزینه‌های هنگفت و چک و سفته دریافت می‌کنن چیه؟ آیا بهشون اعتماد کنیم؟ تو این فایل صوتی آقای میرزازاده در مورد کارآموزی‌های پولی‌ای که جدیدا زیاد شدن حرف می‌زنن. اگه براتون پیش اومده یا در موردشون شنیدید یا حتی هنوز براتون پیش نیومده که باهاشون برخورد کنید، شنیدن این وویس حیاتیه! @leanify_ir

متن ویرگول رو از لینکدین کپی کردم و حواسم نبود اونجا نیم‌فاصله‌ها بهم ریخته بود🤦‍♀️ به بزرگی خودتون ببخشید

یه مساله‌ای چند وقته تو ذهنم رژه میره و حاصل چندتا مکالمه است که جدا جدا با چندتا از بچه‌های لینیفای داشتم و در مورد اینه که چطور شنیدن و جدی گرفتن پیامهایی که ذهن و بدنمون بهمون میده می‌تونه تو زندگی و بطور خاص تو پیشرفت شغلیمون کمکمون کنه! از اون چیزاییه که منا خودش می‌شینه دیتاهای پزشکی و روانشناسیشو با منتور رشد شغلی بودنش ترکیب می‌کنه و به یه سری نتیجه می‌رسه. خیلی جاهاش استدلال‌ها و مشاهدات شخصی منه و از ارزش و اعتبار علمی شاید ساقط باشه. نمی‌دونم منبرشو برم یا نه.

اگه چالشمونو یادتون نیست اینی که ریپلایش کردم بود

در راستای چالشی که برگزار کرده بودیم جند وقت پیش، قرار شده بود تو یه منبر اختصاصی به این موضوع بپردازم که موقعیت‌های مشابه اون سناریو که اسمشون رو گذاشتم موقعیت‌های 《تفِ سربالا》رو چطور هندل کنیم. این شما و این منبر مورد نظر @careergrowthwithmona

روزی که تصمیم گرفتیم متد آموزشی خودمون رو تو لینیفای @leanify_ir اجرا کنیم، اوایلش هیچکی جدیمون نمی‌گرفت. می‌گفتن مخاطب ایرانی عادت کرده به دوره ویدیویی دیدن! آدما اصلا اونقدری جدی نیستن تو یادگیری! همون دوره‌های ویدیویی رو هم نصفه رها می‌کنن چه برسه به اینی که شما می‌گین! حالا ماجرا چی بود؟ این متد آموزشی چی بود که می‌گفتن نه، نمیشه، تو ایران کار نمی‌کنه؟ ما معتقد بودیم برای یادگیری هر چیزی توی وب به اندازه کافی محتوای رایگان و ارزون قیمت برای یادگیری وجود داره و واقعا لازم نیست آدم‌ها برای دوره‌های ضبط شده‌ی ویدیویی حداقل تو ابتدای مسیرشون مثلا ۲۰ میلیون هزینه کنن. به جاش چیکار کنن؟ خودآموزی! ✅حالا خودآموزی کردن یه سری چالش داشت: ۱. وقتی می‌خوای خودآموزی کنی هیچ نقشه راهی نداری که باید چه مباحثی رو یاد بگیری و به چه ترتیبی این ماژول‌ها رو بچینی ۲. باید کلللللی زمان بذاری و آزمون و خطا کنی تا منابع خوب و بد رو غربالگری کنی، تازه اگه میزان تخصصی که اون موقع داری امکان این تفکیک و غربالگری درست رو بهت بده. ۳. تمرین و پروژه عملی‌ای در کار نیست و نمی‌تونی در عمل تخمینی داشته باشی از اینکه چقد پیشرفت کردی. ۴. کسی نیست به کارهات فیدبک بده، ایرادها و اشکالاتت رو رفع کنه، به سوالاتت جواب بده و مسیر رو برات هموار و روشن کنه. و ۵. انگیزه‌ت رو در طی مسیر از دست میدی و مسیر خودآموزیت نیمه‌کاره رها میشه و گرفتار اهمالکاری. ✅راهکار ما چی بود؟ برای قسمت منابع خودآموزی، به جای تولید دوره ویدیویی، به کمک یه تیم از متخصص‌های هر حوزه یه رودمپ خودآموزی طراحی کردیم. یه نقشه راه از سرفصل‌های آموزشی و منابع رایگان و ارزون قیمت با کیفیت به همراه تمرین‌های عملی و پروژه محور در پایان هر ایستگاه. برای هر دوره یه منتور باتجربه و متخصص و خفن گذاشتیم تا به تمرین‌های مهارت‌آموزها فیدبک بده، جلسات منتورینگ برای رفع اشکال و پرسش و پاسخ هفتگی داشته باشن، تو گروه با هم‌دوره‌ای‌هاشون فعالیت‌های مشترک انجام بدن، از چالش و مسابقه درون‌گروهی تا ریسرچ و ارائه و مهمتر از همه بچه‌هایی که تو ایستگاه‌های جلوترن به بچه‌های تازه‌واردتر کمک کنن. برای اون قسمت از دست دادن انگیزه هم همه مهارت‌آموزها پشتیبان آموزشی دارن که بطور منظم و مداوم مسیر پیشرویشون تو دوره رو چک می‌کنه، باهاشون در ارتباطه، کمکشون می‌کنه و مثل یه دوست واقعی کنارشونه. در کنارش دورهمی‌های رشد رو با هم داریم که اونجا به مسائل روانشناختی، موانع ذهنی، چالش‌های سافت‌اسکیلی و تمام مسائل غیر تخصصی که مانع مسیر رشد بچه‌ها میشه می‌پردازیم. مجموع اینها باعث میشه به جای هزینه برای استودیو و ضبط و تدوین و پروژکتور، بچه‌ها با حداقل هزینه یه مسیر آموزشی باکیفیت و کارآمد رو طی کنن که عملا بیشتر هزینه‌های دوره‌های شتابدهی لینیفای بابت حضور منتور و پشتیبان و حمایت‌هاییه که مهارت‌آموزها تو مسیر رشدشون دریافت می‌کنن، نه هزینه تولید دوره ویدیویی. در نهایت هم خروجی نهایی فارغ التحصیل‌هامون همیشه آدم‌های الهام‌بخشی‌اند که ما ازشون کلی یاد می‌گیریم. آدم‌های مستقل، موثر، خودآموز، با کلی تجربه عملی، مهارت‌های نرم عالی و یه شبکه‌سازی قوی با منتورهاشون و کامیونیتی متخصصان قبیله لینیفای. اگه شما هم دوست دارید با متد لینیفای آموزش ببینید، از اینجا می‌تونید اطلاعات دوره‌ها رو ببینید و ۲۰ درصد اول هر دوره رو رایگان دریافت کنید: https://leanify.landin.ir/leanifycourses/ @careergrowthwithmona

برداشت هفتم: من حالا هم‌بنیان‌گذار و مدیر مارکتینگ لینیفای هستم. به همراه علی، همسرم و میلاد، دوست قدیمیمون که از دوران کندر کوفاندرمون بوده و الان هم ستون محکم لینیفایه. لینیفای تو این نزدیک به دو سالی که از تولدش می‌گذره به زندگی شغلی چند هزار نفر مثل خودم کمک کرده که از دام مسیرهای پیش‌فرض تحمیل شده توسط جامعه و خانواده نجات پیدا کنن و وارد مسیری بشن که بهش علاقه دارن، توش استعداد دارن و دنیای دیجیتال امروز و آینده بهش نیاز داره. لینیفای برای ما هیچوقت فقط یه بیزینس نبوده؛ هدفی بوده که انقدر برامون معنادار بود که تو سخت‌ترین شرایط و بدترین روزها، با وجود همه زمین خوردن‌ها و شکست‌ها و دردها و سختی‌ها بازم ادامه دادیمش و براش کلی آرزوی بزرگ داریم.  این من بودم در ۷ برداشت.  و در پایان خوشحالم از راهی که اومدم، چیزهایی که از دست دادم و چیزهایی که به دست آوردم. امیدوارم در ادامه بتونم تو هدفی که دارم قدم‌های بزرگتری بردارم و موثرتر از امروز و همیشه باشم.

راهی که اومدم؛ داستان منا در ۷ برداشت برداشت اول: ۷ ساله بودم و تازه خوندن و نوشتن یاد گرفته بودم. تابستون اون سال بعد از تموم شدن امتحانات کلاس اول دبستان پدرم تصمیم کرفت تابستونم رو با خریدن کتابهای مفید و تشویقم به مطالعه پر کنه. یه دایره المعارف کودک و نوجوان و یه دوره ۳ جلدی داستانهای مثنوی مولوی ویژه کودکان برام خرید و من مشغول شدم. اون کتاب‌ها اولین جرقه‌های ایجاد یه دوراهی ذهنی شدن برای من. من دیوانه‌وار مجذوب هر دو شده بودم؛ علوم تجربی و ادبیات (که بعدتر این علاقه به ادبیات بسط پیدا کرد به کل علوم انسانی). اون روزها در مورد جانوران، بدن انسان، کیهان‌شناسی و نجوم، داستان‌های مشاهیر، اوزان عروضی در شعر فارسی و تفاسیر فلسفی اشعار مولانا کنجکاو شدم. برداشت دوم: ۱۵ ساله بودم و موقع انتخاب رشته‌م بود. تو مدرسه ما که بار تیزهوش بودن روی دوش همه‌مون سنگینی می‌کرد اجازه‌ و فرصتی برای رفتن به سمت و سوی علوم انسانی نبود و عقل اون دوران منم نمی‌رسید که براش بجنگم. از طرفی علوم تجربی هم جزو علایقم بود و در نتیجه بین ریاضی و تجربی، روونه‌ی تجربی خوندن و سرنوشت ازپیش‌تعریف‌شده‌ی پدر جان شدم؛ خانوم دکتر شدن و افتخار بابا بودن تو فامیل و آشنا. برداشت سوم: سال سوم پزشکی بودم، همه دلیلم برای ادامه دادن اون مسیر این بود که دوران عمومی تموم شه و من برم برای تخصص روانپزشکی اقدام کنم. روانپزشکی شبیه‌ترین و نزدیکترین مسیر به دنیای علوم انسانی که من عاشقش بودم بود. من عاشقانه دیوونه‌ی آدم‌ها، تحلیل رفتارشون و فهمیدن اینکه چی تو سرشون می‌گذره و چطور میشه روشون تاثیر گذاشت و بهشون کمک کرد بودم. کلاس‌ها رو می‌پیچوندم و می‌رفتم تو جلسات انجمن‌های شعر و فلسفه، روانشناسی می‌خوندم و نوروساینس و علوم شناختی و باقی زمانم هم تو بیمارستان روانپزشکی کنار استاد راهنمام بیمارهای بخش روانپزشکی رو ویزیت می‌کردیم و من تو اون دنیا غوطه می‌خوردم و چیز یاد می‌گرفتم. برداشت چهارم: سال پنجم پزشکی بود که همسرم داشت روی راه‌اندازی استارتاپش کار می‌کرد. یه پلتفرم مشاوره تحصیلی که مرتبط بود با تجربه ۵ ساله کار جفتمون بعنوان معلم و مشاور کنکور و حالا علی برای گسترش کسب‌و‌کارش تصمیم گرفته بود از دل اون تجربه‌ها یه استارتاپ خلق کنه. از من خواست از اونجا که خوب می‌نویسم و قلم خوبی دارم تو مارکتینگ اون استارتاپ کمکش کنم با تولید محتوای پیج اینستاگرام. من با دنیای مارکتینگ از اونجا آشنا شدم، سال ۹۶. کمی عمیقتر که شدم به واسطه دوره‌هایی که علی می‌دید، پادکست‌هایی که گوش می‌داد، کتابهایی که می‌خوند و حرفهایی که میزد، دنیای استارتاپ و کارآفرینی برام جذاب شد. من مردد شده بودم از مسیر پزشکی اما جراتش رو نداشتم باورش کنم. برداشت پنجم: سال آخر پزشکی بود، درسم تموم شده بود، دو سه سال بود که پارت‌تایم و نصفه نیمه اما با تمام ذوق و اشتیاق مشغول یادگیری و فعالیت تو ساید مارکتینگ استارتاپمون(کندر) بودم. کندرحالا به واسطه تزریق اون نگرش‌ها و دنیای ذهنی من که پر از مفاهیم علوم شناختی و نوروساینس بود از اون پلتفرم مشاوره تحصیلی تبدیل شده بود به یه محصول بر پایه گیمیفیکیشن که به توسعه فردی نوجوون‌ها کمک می‌کرد. ما می‌خواستیم مسیر نوجوون‌ها رو از توجه بیمارگونه به کنکور، معطوف کنیم به توسعه فردی، رشد، مهارت‌آموزی و فهموندن اینکه کنکور آخر دنیا نیست. در کنارش خودم هم باید تصمیمم رو تو اون دوراهی تخصص روانپزشکی و دنیای کارآفرینی و استارتاپ بگیرم. در نهایت دومی پیروز شد چون فکر کردم اینجا تاثیرگذارترم، بصورت مقیاس‌پذیری تاثیرگذارترم. برداشت ششم: اسفند ۹۹ بود که برای کندر جذب سرمایه کردیم. سرمایه‌گذارها زودتر و ما کمی دیرتر و با مقاومت بیشتر پذیرفتیم که زورمون نمی‌رسه به مافیای کنکور و توی ایران اون سن و سال زمان مناسبی برای تغییر مایندست بچه‌ها نیست. انقدر زور اجبار خانواده‌ها و مافیای کنکور و نظام آموزشی فشل زیاده که صدای ما به هیچ‌جا نمی‌رسید تا بگیم ایها الناس، دوره و زمونه عوض شده، الان هر چیزی که براش علاقه و استعداد داشته باشی و تلاش کنی تا یاد بگیریش و توش خوب عمل کنی می‌تونه یه شغل خوب باشه و برای موفقیت نیازی نیست فقط دکتر و مهندس باشی. مفهوم شغل، مفهوم موفقیت و کلا تمام پارادایم‌های مربوط بهشون عوض شده و بیاید بذارید بچه‌هاتون همونی که هستن و توش استعداد و علاقه دارن باشن. اونجا از همیشه موفق‌ترن! اما نه، صدای ما نمی‌رسید. فهمیدیم برای تاثیرگذاری یا باید از سن پایینتر شروع کنیم یا بریم سراغ سنین بالاتر. اینجا بود که پیوت کردیم و لینیفای متولد شد؛ یه شتابدهنده شغلی برای تسهیل موفقیت آدم‌ها تو زندگی شغلیشون و با تمرکز بر مشاغل مورد نیاز دنیای دیجیتال امروز و آینده.

واقعا لینکدین شبکه اجتماعی عجیبیه. همه عدد و رقم‌ها در موردش عجیبه😂😂

هر کاربر لینکدین به طور متوسط ماهانه ..... دقیقه در لینکدین وقت می‌گذارند.
Anonymous voting

.... درصد از میلیونرهای جهان در لینکدین حضور فعال دارند.
Anonymous voting

.... درصد از شرکت‌ها برای فعالیت و بازاریابی در لینکدین هزینه می‌کنند.
Anonymous voting

در ایران ..... نفر در لینکدین حضور دارند.
Anonymous voting

از حدود ۸۵۰ میلیون نفر شاغل حرفه‌ای در دنیا، ..... میلیون نفر در لینکدین حضور دارند.
Anonymous voting