en
Feedback
فنجان قهوه

فنجان قهوه

Open in Telegram

آیا بهتر است خودم را بکشم، یا یک فنجان قهوه بنوشم؟ [3] 🩵

Show more
3 179
Subscribers
No data24 hours
-377 days
-26330 days

Data loading in progress...

Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
November '25
November '250
in 0 channels
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '25
+2
in 0 channels
Get PRO
June '25
+2
in 0 channels
Get PRO
May '25
+3
in 1 channels
Get PRO
April '25
+1 891
in 2 channels
Get PRO
March '25
+164
in 0 channels
Get PRO
February '25
+1
in 0 channels
Get PRO
January '25
+800
in 1 channels
Get PRO
December '24
+1 783
in 2 channels
Get PRO
November '24
+1 237
in 0 channels
Get PRO
October '24
+1 629
in 2 channels
Get PRO
September '24
+3 448
in 0 channels
Get PRO
August '24
+6
in 0 channels
Get PRO
July '24
+5
in 1 channels
Get PRO
June '24
+905
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
23 November0
22 November0
21 November0
20 November0
19 November0
18 November0
17 November0
16 November0
15 November0
14 November0
13 November0
12 November0
11 November0
10 November0
09 November0
08 November0
07 November0
06 November0
05 November0
04 November0
03 November0
02 November0
01 November0
Channel Posts
شب‌های مهتابی رو به طرز عجیبی خالی حس می‌کنی، چون هرچی صدام بزنی، جوابی نمی‌گیری...

2
تو را بی‌کس یافتم همه‌ی یاران رفتند به سوی مطلوبانِ خویش تنهات، رها کردند من، یار بی‌یارانم. #شمس_تبریزی
397
3
می‌گفت آدم اگه بخواد، بالاخره یه دلیلی ،یه چیزی، یه کَسی رو پیدا می‌کنه واسه ادامه دادن ... و من یاد سریال "افترلایف" افتادم
می‌گفت آدم اگه بخواد، بالاخره یه دلیلی ،یه چیزی، یه کَسی رو پیدا می‌کنه واسه ادامه دادن ... و من یاد سریال "افترلایف" افتادم که تونی به سگش می‌گفت اگه بلد بودی قوطی غذات رو خودت باز کنی، تا الان خودم رو کشته بودم. #علی_والی
449
4
همین تورا بس، که من دیگر تو را آنطور که میدیدم نمیبینم... #محمود_درویش
387
5
حیف اون قلبی که بازیچه‌ات شد...
384
6
سکوت مثل فشنگ خشاب‌ها را پر می‌کرد. به هم که رسیدیم قلب‌مان تیرباران شده بود. #کتایون_ریزخراتی
414
7
Habib-Mard-Tanhaye-Shab-256.mp3
383
8
اولین بار که دیدمت زخمی داشتی که از دیگری بود؛ من تو را با زخم‌هایت دوست داشتم. #جمال_ثریا
430
9
بیا و بعضیا رو فِر بده.. که زندگی هر دوتامون، بد سیاه و کدره..
394
10
بگذر ز من ای آشنا.. چون از تو من دیگر ،گذشتم...
425
11
زوال یک رؤیا درست از جایی شروع می‌شود که آدم‌ها به جای حرف‌زدن با دیگری، شروع به گفتگوهای درونی طولانی می‌کنند، آن سنگ خودخوری که در دلت نگه میداری، عاقبت سنگین می‌شود و تو را به قعر تاریک دریای تنهایی بازمی‌گرداند.
410
12
می‌فهمم عزیز ساده‌ی من، می‌فهمم. مایل بودی برای همیشه درچشم‌هایش زندگی کنی، اما می‌دانی که، زندگی حوصله ی ‌این غلط‌های زیادی را ندارد. #حمید_سلیمی
449
13
غم اومده خونه ی من .. انگشت بر در می زنه... مهمون ناخونده‌ی من هر شب به من سر می زنه...
485
14
رفتی ‌و من و سپردی به زوال اطلسی ها...
483
15
من از نگاه تو شب و شناختم...
486
16
❤️‍🩹
502
17
Sattar-Shazdeh-Khanoom-256.mp3
512
18
رمان : #مادمازل 🐳نویسنده : #سیما_نبیان_منش 🐳ژانر : #عاشقانه 📄خلاصه : رستا از نوجونی شیفته ی پسر همسایشون هست و روش کراش داره. پسری که برادر همکلاسیشه! پسری که مرموزه،مغروره و هیچوقت رستارو تحویل نمیگیره و رابطه ی مخفی و بازی با دوست دختراش داره! اما همه چیز وقتی عجیب میشه که  در کمال ناباوری متوجه میشه فرزام قراره بیاد خواستگاریش. اون هم فرزامی که هیچوقت تحویلش نمیگرفت و رستا که بشدت رو این آدم مبهم و جذاب کراش  داره واسه جلب توجه فرزام و از دست ندادنش حاضر میشه  روز خواستگاری تو اتاق لخت بشه تا فرزام بدنش رو ببینه و بپسنده غافل از اینکه فرزام....
39
19
وقتی یه لحظه خوشی به سراغم نمیاد "تو میتونی غمامو خاک کنی"..
771
20
تو چنان شجاع و ساکتی که فراموش کردم رنج می کشی.
752