رواندرمانی و آنالیز
Open in Telegram
به نام سخن در زبان آفرین نسرین زحمتکش رواندرمانگر تحلیلی ارتباط با من @Nasrin_Zahmatkesh https://t.me/analyticpsychotherapy1395/2419
Show more1 629
Subscribers
-124 hours
-67 days
+1730 days
Posts Archive
1 631
نذاشتن همصدایی رو بلند باشیم
نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
اینروزها دیدن چهره شکسته و صدای محزون و ملتمس شهیار قنبری دلم رو از اینهمه شکنندگی «آدمی »به درد میاره.
😔💔با آرزوی سلامتی برای فرزندش
ممنونتیم جناب #شهیار_قنبری برای همه لحظاتی که با این ترانههایی که سرودی، ساختی🙏🏻❤️
https://t.me/analyticpsychotherapy1395
1 631
نذاشتن همصدایی رو بلند باشیم
نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
ممنونتیم جناب #شهیار_قنبری برای همه لحظاتی که با این ترانههایی که سرودی، ساختی🙏🏻❤️
اینروزها دیدن چهره شکسته و صدای محزون و ملتمس شهیار قنبری دلم رو از اینهمه شکنندگی «آدمی »به درد میاره.
😔💔با آرزوی سلامتی برای فرزندش
1 631
معمولا آدمها میگن من خودم برای دیگران مشاوره میدم ولی همون مشاورهها ذو در زندگی خودم نمیتونم عملی کنم، و خب اصولا هم آدمها راحتتر میتونن نسخه خوب بپیچن برای بقیه.
دکتر کرین (فریژر) در رادیو مشاوره تلفنی میده و در زندگی عاطفی و شخصی خودش با همسرش به بنبست خورده و جداشده، ایشون یک روانپزشکه و اینجا با این خانم نه بعنوان مراجع،بعنوان یک انسان متخصص و آگاه صحبت میکنه،و توصیههای روانشناختی میده، در واقع داره در فضای امنِ «دانش» فعالیت میکنه، در این فضا، او کنترل داره، قواعد مشخص است و او «راهنما» است.
اما در رابطه شخصی خودش او دیگر در فضای «دانش» نیست، بلکه در فضای «احساس» است.
دیدنِ بیرون از سیستم همیشه سادهتر، منطقیتر و کمخطاتر بنظر میاد.
اما در رابطه زناشویی، او خودش بخشی از سیستمه و دیگه نمیتونه از بیرون نگاه کنه، در رابطه خودش، او در دلِ تداخلها، سوءتفاهمها و نیازهای متقابل گرفتار میشه.
در واقع، فریژر در این لحظه نمادِ این حقیقت تلخ است که:
«فهمیدنِ ساختارِ یک درد، به معنایِ تجربه نکردنِ آن درد نیست؛ و دانستنِ راهِ خروج از یک بنبست، به معنایِ آن نیست که خودِ تو در آن بنبست گیر نیفتاده باشی.»
و این یعنی شکاف عمیقی است میان «دانستن»و «بودن». ( فقط) یکی از دلایلی که درمانگرها هم به درمان نیاز دارند. 😎
1 631
درست است که جدایی یکی از دشوارترین و در عین حال بالغانهترین تصمیماتی است که دو انسان میتوانند در زندگی خود بگیرند ولی وقتی «ماندن» دیگر به معنای رشد یا آرامش نیست، بلکه به معنای فرسایش بیشترِ روح، عزتنفس و سلامت روان است، «جدایی» میتواند نه یک شکست، بلکه یک «انتخاب آگاهانه برای بقا» باشد.
شاید بزرگترین مانع جدایی عاقلانه، ترس از ابهام است.
«بعد از جدایی چه میشود؟»
«آیا تنهایی یعنی شکست؟»
«آن تصویری که از زندگی ایدهآل با همسرم نزد دیگران ساخته بودم چه میشود؟»
«نکند اوضاع من بعد از جدایی بدتر از الان بشود؟»
این ابهام باعث میشود زوجها در یک وضعیت «تعلیق» باقی بمانند؛ نه در رابطه هستند و نه خارج از آن.
شما بگویید چه دلایل دیگری به جز اینهایی که گفتم و قوانین ناعادلانه و نادرست قانونی_حقوقی
در ایران را مانع جدایی سالم و به موقع میدانید؟
1 631
Repost from N/a
شبهای روایت / ما روایت میکنیم پس هستیم
شبهای روایت تلاشی برای درک بهتر خویشتن در اکنون است
شب سوم
در پناه دوست
دوستی پیوندی عاطفی است میان کسانی که چیزی دیگر ــ خانواده، شغل، همسایگی، ملیت و مانند اینها ــ به یکدیگر وصلشان نمیکند یا، اگر هم چنین اتصالی میانشان در کار باشد، رابطهشان به مقاصد آن وابسته نیست. ممکن است دوستی در هر یک از این حوزهها پا بگیرد اما چنین روابطی نه توجیهی برای دوستیاند و نه انگیزهاش. نهادهای اجتماعیِ پیوندآفرینْ دوستی را در بر نمیگیرند یا توضیح نمیدهند، گرچه شاید بر دوستیها تأثیر بگذارند یا حتی در آنها مداخله کنند.در این جلسه به این موضوع میاندیشیم که دوست را در میشناسیم و تعریف میکنیم و رابطه با دوست با روان ما چه میکند. مهمانان جلسه نادر صنعتی شرقی - جامعه شناس و روانکاو بالینی جواد محمدزاده - درمانگر فردی و گروه درمانگر و مشاور سازمانی تسهیلگر : صادق نجف زاده مکان : بین وکیلآباد 18 و 20، کتابفروشی نشر چشمه دلشدگان زمان: سهشنبه 17 شهریور ماه ، ساعت 6:30 تا 9 شرکت در این نشست برای همگان آزاد و رایگان است. پوستر به دست سجاد قیصری طراحی گردیده.
1 631
Repost from آرش حیدری
نوکیسگی و تعینات فرهنگی آن
آرش حیدری
آکادمی علوم انسانی سپنتا @sepantasocialscience
آذر 1402
همچنین بنگرید به مقالۀ پژوهشی زیر که پژوهشی است دربارۀ زمینه های ظهور نوکیسگی و تعینات فرهنگی آن در ایران دهۀ 90
https://qjss.atu.ac.ir/article_20621.html
1 631
Repost from اشاره
در جلسه رواندرمانی چه بگوییم؟
بسیار پیش می آید که مراجع در ابتدای جلسه می گوید
«نمیدانم امروز درباره چه چیزی حرف بزنم.»
این جمله نشانه خالی بودن ذهن مراجع نیست
گاهی مراجعین تصور میکنند باید برای جلسات از بحران ها و مسائل خانوادگی حرف بزنند و حتی احساس تکلیف می کنند که موضوع با اهمیت برای روانکاو بیاورند
اما در رواندرمانی همیشه لازم نیست از اتفاقهای بزرگ شروع کنیم.
هر چیزی که ذهن ما را مشغول کرده موضوع با اهمیتی است و اکثرا جلساتی که مراجع از قبل برنامه ریزی نکرده جلسات پربارتری هستند حتی اگر در ابتدا سکوت و مکث طولانی داشته باشد .
به عبارتی سکوت نیز بخشی از گفتگو است و آبستن تفکر است لذا از ساکت بودن در جلسه نباید ترسید
آدم های که فکر شما رو به خود مشغول کردند
خاطرات تکراری، نشخوار فکری و گفتگوهایی که فراموش نمیشوند،
و از همه مهمتر خواب ها که به تعبیر فروید شاهراه رسیدن به ناخودآگاه است
فانتزی های روزانه، تصورات و تخیلات موضوعات مهم درمان اند.
خواب ها صرفا از امیال ما سخن نمیگویند بلکه ما را نقد هم می کنند.
ممکن است سکوت کردن، عوض کردن موضوع یا «چیزی به ذهنم نمیرسد»، الگویی باشد که فرد تنها در جلسه انجام نمیدهد؛ شاید در رابطههای دیگر نیز، وقتی چیزی مهم، دشوار یا اضطرابآور میشود، به همین شکل از آن فاصله میگیرد.مثلا مراجعی که همیشه مادرش برای او تصمیم گرفته منتظر است درمانگر موضوع جلسات را روشن کند یا از درمانگر به دلیلی عصبانی هست احساس میکند درمانگر او را نفهمیده یا حتی احساس میکند جلسات درمان فایده ندارند اما به جای گفتگو سکوت میکند چون همیشه در روابط نقد کردن و مطالبه گری را خطرناک پنداشته. همینطور فردی که همیشه در تلاش است تصویر خوبی از خود به جا بگذارد مسأله های مهمش را احتمالا به جلسه نمی آورد تا تصویرش خراب نشود. ممکن است مراجع با نپرداختن به مسائل مهم در تلاش باشد تا از درمانگر مراقبت کند. یا نمی خواهد به آن بپردازد چون از یادآوری آن می ترسد پس اگر دفعه بعد هم احساس کردیم حرفی برای جلسه نداریم به این فکر کنیم دلیلش چیست؟ از خودمون بپرسیم پشت حرف نزدن و سکوت من چیه؟ در رواندرمانی لازم نیست همیشه بدانیم چه چیزی «مهم» است و چه چیزی نیست. مکثها، تغییر موضوعها، فراموشیها، سکوتها و حتی چیزهایی که نمیتوانیم بگوییم نیز میتوانند بخشی از آن چیزی باشند که در حال تجربه کردن آن هستیم. و حتی در این مواقع تمرین کنیم که سکوتمان و کند شدن مسیر رو تاب بیاریم . #روانکاوی #رواندرمانی #تداعی_آزاد #ناخودآگاه نسرین غلامی درمانگر تحلیلی https://t.me/esharepsychoanalysis
1 631
ترانهی «سقوط»
ترانهسرا: شهیار قنبری
ملودیساز: فریبرز لاچینی
تنظیمکننده: منوچهر چشمآذر
خواننده: داریوش
(پیشدرآمد برگرفته از ملودیِ ترانهی «بوی خوب گندم» اثر “زندهنام“ واروژان)
تبدیلکننده: پارسا غرویزاد
https://t.me/analyticpsychotherapy1395
تقصیر این قصهها بود
تقصیر این دشمنا بود
دشمنیا مصیبته
سقوط ما مصیبته
مرگ صدا مصیبته
مصیبته حقیقته
حقیقته حقیقته
زیبا زیبا زیبا❤️💔
1 631
https://t.me/analyticpsychotherapy1395
نذاشتن هم صدايي رو بلد باشيم
نذاشتن حتي با همديگه بد باشيم♬♫
🥀
به پیغام کلاغای سیاه شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمیاره…
1 631
رخت سفر
خواننده: #الهه_حمیدی
ترانهسرا: #اردلان_سرفراز
آهنگساز: #فریبرز_لاچینی
تنظیمکننده: #اریک
@motadelarchive
1 631
Repost from حامد حکیمی
علاوه بر اینکه توانایی عذرخواهیکردن یکی از ظرفیتهای عشقورزی است، فرد باید بتواند توانایی پذیرش عذرخواهی دیگری را هم داشته باشد.
یعنی در یک رابطۀ عاطفی بالغانه، من میتوانم بگویم که اشتباه کردم و از تو میخواهم من را ببخشی...
و تو هم اگر بپذیری که اشتباه کردی و به من آسیب زدی و عذرخواهی کنی، من میتوانم تو را ببخشم.
اوتو کرنبرگ
مقالۀ ظرفیت عشقورزی و موانع آن
👉@hamedhakimi8
