en
Feedback
آنائل

آنائل

Open in Telegram

آنائل Ānael؛ نامیست با ریشه عبری-فرانسوی به معنایِ؛. پناه دهنده و فرشته‌عشق https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

Show more
1 091
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
‌‌امید واهی به هر وهم محدود به خیالی.

‌هیچ تمایلی به حضور در اجتماع ندارم. میخواهم تا ابد فرد بمانم، سرد بمانم و آدم‌ها را درد بدانم. ‌

با قلم می گویم: ای همزاد ای همراه ای هم سرنوشت نیک میدانی چه ها دیدم در این دوران زشت هر دومان حیران بازی‌های دوران‌های زشت شعرهایم را نوشتی دست‌خوش اشک‌هایم را کجا خواهی نوشت؟

آدم‌ها مقصد نیستن، مسیرن. و هیچکس نباید تو مسیر خونه بسازه.

گلها ایستاده می‌میرند !...

تو در غیاب کسی که دوستش داری، یتیم خواهی ماند. حتی اگر تمام دنیا تو را در اغوش بگیرند.

Repost from N/a
تو فکر و خیالِ گاه و بیگاه منی

.

شده باران بزند، خاطره ای درد شود؟! بی تو هر شب، منم و صد شب بارانی و درد ...

شده باران بزند بر بدن پنجره‌ات؟! ناگهان بغض بیفتد به تن حنجره‌ات؟!

شده باران بزند بر بدن پنجره‌ات؟! ناگهان بغض بیفتد به تن حنجره‌ات؟!

چی قوی تر از قلب ادمه!؟ که بارها و بارها خورد میشه و هنوز زندگی میکنه

‌ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی است که از هزار پنجرۀ نور می‌وزد هر صبح، و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی! منی که دست ندارم چگونه کف بزنم! به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقتها که رؤیاها تعطیل می‌شوند وَ ما به گریه روی می‌آریم و گریه به رو، کجا؟

«نمانده جای شکایت که در پی هر زخم بلند‌تر شده طومار بردباری ما»

وقتی انسان آموخت، آن هم نه فقط بر روی کاغذ، که چگونه با رنج‌هایش تنها بماند و چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود؛ آن وقت چیز ز
وقتی انسان آموخت، آن هم نه فقط بر روی کاغذ، که چگونه با رنج‌هایش تنها بماند و چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود؛ آن وقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد. - آلبر کامو

میگما اینکه قافیه بهم ریخته و با هیچ آغوشی ردیف نمیشه، رواست؟!

عجیب نیست که یک کتاب بعد از خوانده شدن، چاق تر می‌شود ؟ انگار چیزی لابه‌لای صفحه ها جا می ماند! چیزهایی مثل احساسات، افکار و صداها!