en
Feedback
آنائل

آنائل

Open in Telegram

آنائل Ānael؛ نامیست با ریشه عبری-فرانسوی به معنایِ؛. پناه دهنده و فرشته‌عشق https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

Show more
1 091
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
"انت قطعة سكر بين الاشياء المرة..." "تو بین همه ی چیز های تلخ، یه حبه " - نزار قبانی

‏بخند، هيچكَس به غمت اهميت نميده! 🤌🏻

من تو سکانس غمگین زندگی گیر کردم...🖤

تو بیا مست در آغوش من و دل خوش دار، مستیَ ت با بغلت هر دو گناهش با من...

آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان... - هوشنگ ابتهاج

- تا کِی میخوای اشکاتو قورت بدی؟! + تا موقعی که بدونم دارم درست خرجشون می‌کنم.

اگر میلیون ها نفر دوستت داشتند من یکی از آن ها بودم، اگر یک نفر دوستت داشت من او بودم و اگر هیچکس دوستت نداشت من مرده ام.

‌ ‌ به هرحال تا نره بقیه رو ببینه نمیفهمه تو چقدر فرق داشتی... 🖤🤌🏻

‌ ‌ ما هیچکسو مجبور به تحمل نمیکنیم، بهتر از ما بود سفت بچسب...((:

یادم باشد که تنهاییم را برای خودم نگه دارم، و بغض های شبانه ام را برای کسی بازگو نکنم تا ترحم دیگران را با اظهار علاقه اشتباه نگیرم. یاد من باشد که فقط برایِ سایه ام بنویسم - صادق هدایت

تو نصِ صریح، من حدیثِ جعلی!

هیـچ هم زیبا نبودی، من تو را زیبا کشیدم بی جهت اغراق کردم، دلبر و رعنا کشیدم از "لئوناردو داوینچی" عذرخواهی می کنم که این همه عکس ِ تو را مثل ِ "مونالیزا" کشیدم تو نمی دانستی اصلن "شهرزاد" ِ قصه ها چیست من هــزار و یک شب از مـــوهای ِ تو یلدا کشیدم دلخوش ِ نیلوفری در گوشه ی ِ مرداب بودی من تو را مهتـاب گون تا آسمان بالا کشیدم نه عسل، گس بود طعم ِ بوسه هایی که ندادی من چـه احمق خانه ات را قصر ِ کندوها کشیدم چشم ِ تو معمولی اما من میان ِ شعرهایم زورقی  با  پلک ِ  پارو  در  دل ِ  دریا کشیدم من چه بی انصاف بودم با ترازوی ِ دلم که تار ِ مویت را برابر با همــه دنیــا کشیدم با چه رویــی بعد از این شعر ِ "نظامی" را بخوانم بس که "مجنون" بودم و بیخود تو را "لیلا" کشیدم مرغ ماهی خوار ِ بدترکیب! جوجه اردک ِ زشت! باورت شد که تو را شهزاده ی ِ قوها کشیدم؟ دختــری زیباتر از تــو بعد از این بر می گزینم دختری کـــه ناز ِ او را از همین حالا کشیدم بعد از این خوش باش با او، میروم از خاطراتت خاطرت  آســوده باشد  از خیالت  پا کشیدم

اگہ بد شدم دلیلشو ازخودت بپرس !!‌

در ازدحامِ جنازه های زنده، مرگ را می‌رقصیم

دلِ بِفروخته ، مَفروش به بازارِ دگر - سعدی

Tz
+1
Tz

چه اندوه بزرگی‌ست؛در سوزشِ عشقِ معشوق،مُردن.