Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
No data
Subscribers
-3424 hours
-347 days
-2130 days
5 631
Post views
~ 4 00624 hours
~ 4 32648 hours
563.66%
Engagement rate
~ 8
Posts per day
Posts Archive
با خودم فکر می کنم اگه ۱۵ سال پیش همچین صحنه ای رو بهم نشون می دادن ،،،
یعنی من ۳۵ ساله و کاوه ۳۵ ساله رو بهم نشون می دادم باز هم انتخابم اون بود ؟
کی فکرش رو می کرد ما که روزگاری دعوا می کردیم و بعدش کاوه ساعتها منت کشی می کرد ،،، حالا الان به این روز بیفتیم ؟
کاوه ای که اولین بار وقتی توی دعوا فقط بغض کردم از سر ترس از دست دادنم سریع بغلم کرد و ازم لب گرفت و بعدش دیوونه وار زمزمه می کرد : نکنه ازم خسته شدی ؟
کاوه و ایلیا هر دو همسن بودن و همدیگر رو دیدن ،،، هر دو ۲۰ ساله اما متفاوت ،،، ایلیا شر و شیطون و گی ،،، کاوه جدی و منطقی و بایسکشوال ،،، حالا ۱۵ سال از اون زمان می گذره ،،، با هم ۱۵ سال زندگی کردن و ۳۵ ساله شدن . ایلیا هیچ شغلی نداره اما کاوه وکیل موفقی هست ،،، ایلیا به دنبال جوانی از دست رفته اش هست و کاوه فکر می کنه ایلیا فقط برای پول با اون مونده
یک رابطه ۱۵ ساله ،،، کاوه و ایلیا در ۲۰ سالگی همدیگر رو دیدن . کاوه با خودش عهد کرد تا از ایلیا مراقبت کنه تا به تمام آرزوهاش برسونه . حالا در ۳۵ سالگی کاوه تصور می کنه ایلیا فقط به خاطر امنیت مالی باهاش مونده و ایلیا فکر می کنه دیگه کاوه و زندگی اش تکراری کسل کننده شده ، حالا ایلیا تصمیم داره به زندگی اش هیجان بده حتی به قیمت جدا شدن
لیتلی که اسیر دست دوتا ددی خشن میشه و بخاطر گوش نکردن حرفشون حسابی تنبیه میشه 💦🤭گیره ها رو به نیپل ها وصل کن💦❤️🔥 نگاهی به گیره ها انداختم..فلزی بودن..و بهشون اویز پاپیونی.. و یه شیِء مث سر ابنبات بهش وصل بود.. کان دوباره رفت سمت کمد و یه قلاده چوکر در آورد و انداخت دور گردنم..⚠️⁉️ روم خیمه زد لیسی به ترقوهام زد..رفت سمت لاله های گوشم مک عمیقی بهشون زد.. ❌⚠️ و رفت سمت نیپل هام..شروع کرد به خوردنشون.اهیل هم مشغول خوردن لبام بود....🔞💦 https://t.me/+-w8aKJlrnJhhM2E8 https://t.me/+-w8aKJlrnJhhM2E8 #مدرسه_ای🥰🔖 #فول_صحنه❌🔞 #تریسام #ددی_لیتل❤️🔥🔞 #پارت_واقعی💦⚠️
«رمان آرام باش»
لیتل بوی کوچولو 18ساله ای که دل می بنده به قلدرای مدرسه که اذیتش میکنن🥹🍼
https://t.me/+UkmKbG6zlDtiM2Fk
https://t.me/+UkmKbG6zlDtiM2Fk
#تریسام
#ددیــ_لیتل
طوفان...
معروف به آس!
خلافکار قهار و بی رحمی که بخاطر سادیسمش چند سال توی تیمارستان بستری بود حالا بعد سال ها برگشته دنبال انتقامه...
خون بها می خواد از خانواده مردی که پدرشو زیر گرفته...⚰
سامین پسر بی گناه خون بهای طوفان می شه..🩸🖤.
𝙂𝘼𝙔🏳🌈𝘽𝘿𝙎𝙈🙊🩸 𝙁𝙪*𝙘𝙠 𝙢𝙚 𝙢𝙮 𝙙𝙚𝙫𝙞𝙡🔞🪽- فرشته کوچولوی تخس من، داشتی بدونِ اجازه ی ددی ک*یر کوچولوت رو میمالیدی؟ ک*یرم رو تو دستای بزرگش گرفت و فشار داد .. با بالا پایین کردنِ دستاش ناله ای کردم.. - آههه اوففف ددی یکم دیکه ادامه بدی آبم میاد! شصتش رو، رو کلاهکِ ک*یرم کشید و با ك*یر قطور و کلفتش س*وراخم رو بازی داد..🍆💧🏳🌈🥵 Link Link
مچِ پسر کوچولوشو حین خود ارضایی میگیره و س*وراخشو😈🏳🌈💦ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️
𝙄𝙛 𝙮𝙤𝙪 𝙙𝙤𝙣'𝙩 𝙗𝙚𝙝𝙖𝙫𝙚, 𝙩𝙝𝙚𝙣 𝙄'𝙡𝙡 𝙝𝙖𝙫𝙚 𝙩𝙤 𝙨𝙥𝙖𝙣𝙠 𝙮𝙤𝙪🔞🔥🏳🌈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ - پشت کن و بالهای کوچولوت رو بسپر به ددی! به س*وراخ خیس و تپندم خیره شد و با اس*پنک لپِ سفیدِ ب*اسنم رو سرخ کرد! - فرشته کوچولوی من، میخوای زیر ک*یر شیطان زجه بزنی؟ با چشمای اشکی و پر انتظار سری تکون دادم.. - لطفا دیاکو با ک*یر کلفتت س*وراخم رو پر کن .. سیلی به س*وراخم کوبید .. - لطفا چی بیبی بوی؟! جملت رو کامل بگو!
دو همکلاسی از دو دنیای متفاوت تو کلاس ح*شری میشن و..💧🙊🔞🏳🌈
گـــــی بکن بکن مخصوص بزرگسالان🙊🏳🌈😈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️
پسره به مناسب تولدش یک دیلدو میگیره 👀💦😈
بعد خیس کردن سوراخ #کیان دیلدو دو طرف را وارداش کردم که ناله بلندی کرد و باعث شد سوراخم بیشتر از قبل تشنهبشه 🥵🤤
دراز کشیدم و سر دیگه دیلدو را به #سوراخ #نبضدارم فشار دادم و آهی لذت بخش کشیدم
اونقدری عقب رفتم که پوست باسنم به پوست باسنش کشیده شد 👅
دکمه #کنترل توی دستم فشار دادم که #دیلدو با سرعت باور نکردنی شروع کرد به حرکت پاهام از شدت لذت لرزید و چشمام برای لحظهای سیاهی رفت 📛🚫
رو تختی چنگ زدم و با صدای بلند گفتم
+کادوی تولدت دوست داری #فاحشه
_عاشقشم‼️
https://t.me/+OPAHgdgFeHRkZmJk
https://t.me/+OPAHgdgFeHRkZmJk
خیلیا دلشون میخواند تغییر جنسیت بدن خیلیا هم مجبور به اینکار میشند
من دختریام از خانوادهای با سطح فکری پایین که مجبور شد تغییر جنسیت بد و حالا عاشق پسری شد که هیچ محدودیت و مرزی نداره
https://t.me/+OPAHgdgFeHRkZmJk
https://t.me/+OPAHgdgFeHRkZmJk
#گی #عاشقانه
#گیوطنی
#گیبزرگسالانه
#گیشوگرددی
بدون اینکه روحش هم خبر داشته باشه، برای مصاحبهی بازیگر فیلمهای بزرگسالانه قبول شده بود.🚫
جیغ از سر درد زد و دوربینی که تقریباً درون دهنش بود رو با دست پس زد.
نگاهی به دو مردی که به زور آلتشون رو درونش جا داده بودن، انداخت و فریاد بلندتری زد.
بیخیال پولی که گرفته بود و ضبطی که درحال اتفاق بود، شد و خودش رو محکم عقب کشید.
- دست از سر باسن نازنینم بردارید، وقتی اینجوری بهش حمله میکنید، من چجوری برم دستشویـــی!؟؟؟😵💫‼️
https://t.me/+sk1DUp9edrYzZDA0
https://t.me/+sk1DUp9edrYzZDA0
https://t.me/+sk1DUp9edrYzZDA0
رابطهی جنسی یک پسر باکره با یک مرد سن بالا، در مقابل 10 جفت چشم.❤️
تن لرزونش رو آروم آروم عقب برد و با چشمهای اشکی به مرد ریش سفیدی که برهنه بود و بهش نزدیک میشد خیره شد.
- لط... لطفاً... قرارمون این نبود... قرار بود براتون کار کنم...مرد پوزخند چندشی زد و به همکارهاش نگاه کرد.
- شنیدید چی گفت؟! کسی بهش نگفته بود که کارش همینه؟!با این جمله، چشمهای پسر تا آخرین حد خودش درشت شد و به پسری که کنار تخت ایستاده بود و همسنش به نظر میاومد نگاه کرد. در یک لحظه تصمیم گرفت و مچ دست پسر رو گرفت.
- پس حداقل باکرگیم رو تو بگیر، لطفاً.https://t.me/+sk1DUp9edrYzZDA0 https://t.me/+sk1DUp9edrYzZDA0 https://t.me/+sk1DUp9edrYzZDA0 پسری که روحش هم خبر نداشت برای فیلمهای بزرگسالانه استخدام شده.😱🏳🌈💦
یاد اولین هام با کاوه می افتم ،،، وقتی که حواسش به تمام این جزئیات بود ،،،
البته که بعدها عاشق این بودم که حوله اون رو بردارم ،،،
چندشم که نمی شد هیچ ،،، لذت هم می بردم ،،،
همونجور که کاوه هم اصولا مال من رو بر می داشت ،،،
البته همه اینها تا قبل از این سالهای آخر بود ،،،
تو آیینه نگاه می کنم و می گم : یعنی الان کاوه بعد سکس با مدیار دوش می گیره ؟ یعنی نوازشش می کنه ؟ براش پماد می زنه ؟ حتما مدیار می گه خاک تو سر ایلیا که قدر تو رو ندونست ،،،
خشم و حسادت همه وجودم رو پر می کنه ،،،
یک رابطه ۱۵ ساله ،،، کاوه و ایلیا در ۲۰ سالگی همدیگر رو دیدن . کاوه با خودش عهد کرد تا از ایلیا مراقبت کنه تا به تمام آرزوهاش برسونه . حالا در ۳۵ سالگی کاوه تصور می کنه ایلیا فقط به خاطر امنیت مالی باهاش مونده و ایلیا فکر می کنه دیگه کاوه و زندگی اش تکراری کسل کننده شده ، حالا ایلیا تصمیم داره به زندگی اش هیجان بده حتی به قیمت جدا شدن
کاوه و ایلیا هر دو همسن بودن و همدیگر رو دیدن ،،، هر دو ۲۰ ساله اما متفاوت ،،، ایلیا شر و شیطون و گی ،،، کاوه جدی و منطقی و بایسکشوال ،،، حالا ۱۵ سال از اون زمان می گذره ،،، با هم ۱۵ سال زندگی کردن و ۳۵ ساله شدن . ایلیا هیچ شغلی نداره اما کاوه وکیل موفقی هست ،،، ایلیا به دنبال جوانی از دست رفته اش هست و کاوه فکر می کنه ایلیا فقط برای پول با اون مونده
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
