Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
No data
Subscribers
-3424 hours
-347 days
-2130 days
5 631
Post views
~ 4 00624 hours
~ 4 32648 hours
563.66%
Engagement rate
~ 8
Posts per day
Posts Archive
🔥🔥🔥Gay&Hot🔥🔥🔥
دوست داری کیرم بره تو اون #سوراخ #تنگ و #صورتیت هوم؟
پسره گی نیست ولی مجبورش میکنه باهاش سکس کنه، بهش قرص میده و پسره الان تحریک شده...😨🔞🔞#تخم هات باد کردن🥵 کم مونده از فشار بترکند نفس های گرمش پخش صورتم میشد حالم را بیشتر خراب میکرد، لیسی به لاله گوشم زد.👅 همه حواسم تو اون نقطه لعنتی بود که اون مرد داشت ماهرانه انگشتش رو تکون میداد و لذتی ناآشنا بهم میداد از کِی #ارضا نشدی؟🔥🔞 پاهام رو نامحسوس بیشتر باز کردم تا انگشت هاش بیشتر داخلم فرو برند همه بدنت داره واکنش نشون میده تو خیلی نیاز داری تا یه چیز #داغ و #کلفت بره تو اون #سوراخت که از شهوت و نیاز الان #خیس و #گرم هس💦💦 از شنیدن این حرفا ناله ای کردم که زیر گوشم گفت -صدای ناله هات بیش از اندازه #سکسیه
#GAY_Hot🔞
سکسی گفت
از وقتی دیدمت میخوام این کیر بزرگت بره تو سوراخ باکره ام، بدنم با دیدنت واکنش نشون میده دوست دارم روی کیرت بالا و پایین بشم💦💢💢
مرد با چشم های خمار نگاهش میکنه و خشن به موهاش چنگ میزنه
-بیبی من دوست داره که بازیای هات بکنه باهام اره؟
یهو همه ی التش رو دهن توهان کرد، ناله مردانه ای کرد و شروع به تلمبه زدن داخل دهن پسر کرد.🚫
توهان روی مردی کراش میزنه و میخواد باهاش وارد رابطه بشه و حالا...🔥اغواگرانه نوک انگشتاش رو روی آلت مرد کشید. با لحن
برامدگی ک.یرش رو از روش شکمم احساس میکردم همه وجودم داشت تو آتیش میسوخت من چند بار انجامش داده بودم اما ایندفعه فرق داشت....
_اخ... یواش تر لعنتی داری پارم میکنی... 🔞💦
خودش رو روی بدنم انداخت که عضوش عمیق تر داخلم رفت و نفسم رو برد.
+هیچوقت فکرش رو میکردی تبدیل به هرزه محبوب پسرعموت بشی و ازش بخوای یواش تر بگادت؟....💦🔞
https://t.me/+yW04InE19QAwNDk0
https://t.me/+yW04InE19QAwNDk0
گیدام، تاریخی، مستر اسلیو بوی
مجبور میشه بخاطر نجات خانوادش زیرخواب و فاحشه پسر عموی خونخوار و وحشیش بشه، اونم هر شب جوری سوراخ تنگش میگاد که... ❌🔞
یه دستش رو پشت سرم برد و پارچه دور دهنم رو باز کرد و لباس زیرش رو از دهنم بیرون انداخت همزمان شدت تلمبه های کیرش رو بیشتر کرد و خودش رو محکم تر داخل سوراخم میکوبید... _عوضی... میکشمت... میکشتم... چنگی به فکم زد و سرم رو بالا گرفت +نمیخوام جز ناله هات چیزی بشنوم پسر عمو... باید کم کم یاد بگیری چطوری برام هرزگی کنی از این به بعد تو مسئول کـیر و خایه های خان قبیلتی... این افتخار نصیب هرکسی نمیشه 🔞🔥 خودش رو به نقطه عجیبی کوبید که ناخواسته ناله ای بین لب هام خارج شد....https://t.me/+4KLFNDGyIaU1Y2E0 https://t.me/+4KLFNDGyIaU1Y2E0 #فانتزی #سلطنتی #گیدام #تاریخی
وقتی معشوقهش خوابه میشینه رو کی.رش🍆⚠️
#Gay #gay 🔥💦
بعد از اینکه سوراخم رو چرب کردم یه ضرب نشستم روی دیک پلاسیده و خوابش که با ناله از شدت ضربه بیدار شد و خواست تکون بخوره که بدن قفل شدهش به تخت این اجازه رو نداد.💦🍆🍆💦
با بیشتر بالا پایین شدنم دیکش کم کم سفت شد و نالههاش بالا رفت و همینطور پروستات من شد جایی که ضربهها میخورد.
با یه دفعهای خوردن ک.یرش به نقطه حساسم چشمام سیاهی رفت و بدنم منقبض شد که ادموند با شهوت🚫 کمرش رو بالا پایین کرد تا بتونه ضربه بزنه و کنترل رو دستش بگیره!
https://t.me/+IAs2iGcJWsUwN2Rk
قاتلی که وقتی میرسه سر صحنه یه بیگبوی در حال جق زدن میبینه و برنامهش عوض میشه🥹💯
Link
دستش رو روی دیکش بالا پایین میکرد و نالههای بمش کل اتاق رو برداشته بود و این من رو بیطاقتتر میکرد.
با پاشیده شدن پیشآبش💦 دیگه کنترلم رو از دست دادم و جلو رفتم و #زبونم رو روی کلاهکش🍄🟫 کشیدم که با تعجب نگاهم کرد ولی بعد موهام رو کشید و #د_یکش رو کامل واردم کرد.
Link
اسپنکی روی باسنم زد که هورنی شیک زدن روی کیرش رو شروع کردم و لمبرهای باسنم رو تکون دادم که با ناله بلندی خودش رو واردم کرد.
💯💦🏳🌈💯💦🏳🌈💯💦🏳🌈💯
توی مهمونی شق میکنه میره اتاق تا جق بزنه اما....!
#گی 🩵 #امپرگ
#ددی _ #لیتلبوی 🍼🍭
بزرگمهر خانزاده و پسر ارشد خانواده بزرگ سالاری هستش .. پسری که ده سال پیش از آمریکا مدرک پزشکیش رو گرفته و به ایران برگشته ..
و نیک : پسر هفده ساله ریزجثه که پدر مادرش رعیت هستند و خودش هم دانش آموز
طی اتفاقاتی زندگی بزرگمر و نیک با چالش های غمگین به همدیگه گره میخوره و ....
https://t.me/+mky6swAxvP0wYjZk
#ددی🧑🏻🍼👼🏻 #لیتلبوی🐣 #تریسام🩵
#پارت_آینده
+برگرد و دمر روی پام بخواب
با مکث بلند شد و کاری رو که گفتم انجام داد ، دستم رو سمت کش شلوارش بردم و همراه شورتش تا رونش پایین کشیدم که خودش رو جمع کرد و دستاش رو گذاشت پشتش .
ضربه ای روی دستش زدم
+خوشم نمیاد از این کار
دستاش رو آروم برداشت و چیزی نگفت .
+به عقب برنمیگردی ، دستات هم به هیچ عنوان عقب نمیاد ...
صدای آروم و لرزونش رو شنیدم که گفت
_چشم
+تعداد ضربه ها رو برام با صدای بلند بشمر و کار اشتباهت رو با خودت تکرار کن
آروم پوست پنبه ای و لطیفش رو نوازش کردم و ضربه اول رو نسبتا آروم زدم که تکون محکمی خورد و با دستش مچ پام رو فشار داد
+میخوام صدای شمردنت رو بشنوم معراج
دومین ضربه رو بلافاصله بعد حرفم زدم
_د..و
ضربه بعدی رو محکمتر از دوتای قبلی زدم که صدای نالش رو شنیدم
_آییی.. سه
تعداد از 20 گذشته بود و بیقراریای معراج زیاد شده بود بدنش زیردستم میلرزید و جیغ میکشید
روی پاش شراب میریزه و اسلیو بویش مجبور میکنه تا قطره اخرش رو لیس بزنه... 💦🔞
وقتی تعللم رو دید دوباره به موهام چنگ انداخت و با وحشی گری کشید و سرم رو بالا گرفت
_برای من بازی در نیار ماتیکان!
من ذات تورو میشناسم، ذات تو یه حیوونه یه سگ که باید فرمان ببره و اطاعت کنه... 🔞💢
با دست دیگه ضربه ای روی صورتم زد و این کارش رو تا زمانی که احساس سوزش کنم ادامه داد و....
https://t.me/+4KLFNDGyIaU1Y2E0
https://t.me/+4KLFNDGyIaU1Y2E0
مرد خونخواری که بخاطر شکسته شدن غرورش قبیله رو بهم میریزه و جانشین قبیله رو به بردگی میگیره... 💦🔞_من از ادب کردن توله های وحشی خوشم میاد... حرف هاش روی مخم میرفت و انگار خوب میدونست که دهنش رو نمیبست _جرات کردی از حرف اربابت سرپیچی کنی، بهم حمله کردی به خودت که جزوی از اموال و دارایی های منه اسیب زدی... 💦🔞 رشته شلاق رو به ارومی روی کمرم کشید که تمام تنم مور مور شد _چقدر پسر بدی بودی خان رو عصبی کردی حالا باید تنبیه بشی... https://t.me/+4KLFNDGyIaU1Y2E0 https://t.me/+4KLFNDGyIaU1Y2E0
یاد اولین هام با کاوه می افتم ،،، وقتی که حواسش به تمام این جزئیات بود ،،،
البته که بعدها عاشق این بودم که حوله اون رو بردارم ،،،
چندشم که نمی شد هیچ ،،، لذت هم می بردم ،،،
همونجور که کاوه هم اصولا مال من رو بر می داشت ،،،
البته همه اینها تا قبل از این سالهای آخر بود ،،،
تو آیینه نگاه می کنم و می گم : یعنی الان کاوه بعد سکس با مدیار دوش می گیره ؟ یعنی نوازشش می کنه ؟ براش پماد می زنه ؟ حتما مدیار می گه خاک تو سر ایلیا که قدر تو رو ندونست ،،،
خشم و حسادت همه وجودم رو پر می کنه ،،،
یک رابطه ۱۵ ساله ،،، کاوه و ایلیا در ۲۰ سالگی همدیگر رو دیدن . کاوه با خودش عهد کرد تا از ایلیا مراقبت کنه تا به تمام آرزوهاش برسونه . حالا در ۳۵ سالگی کاوه تصور می کنه ایلیا فقط به خاطر امنیت مالی باهاش مونده و ایلیا فکر می کنه دیگه کاوه و زندگی اش تکراری کسل کننده شده ، حالا ایلیا تصمیم داره به زندگی اش هیجان بده حتی به قیمت جدا شدن
یک رابطه ۱۵ ساله ،،، کاوه و ایلیا در ۲۰ سالگی همدیگر رو دیدن . کاوه با خودش عهد کرد تا از ایلیا مراقبت کنه تا به تمام آرزوهاش برسونه . حالا در ۳۵ سالگی کاوه تصور می کنه ایلیا فقط به خاطر امنیت مالی باهاش مونده و ایلیا فکر می کنه دیگه کاوه و زندگی اش تکراری کسل کننده شده ، حالا ایلیا تصمیم داره به زندگی اش هیجان بده حتی به قیمت جدا شدن
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
