روچنه
Open in Telegram
روچنه، روزنهای است روانتحلیلگرانه به دنیای بیرون ( واژهی روچنه در زبان کوردی به معنای روزنه است) سروه رحمانی | رواندرمانگر تحلیلی تحت درمان و سوپرویژن ارتباط با من: https://t.me/srwarahmani rochna.psychoanalysis@gmail.com
Show more283
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+13
in 2 channels
November '24
+15
in 1 channels
Get PRO
October '24
+124
in 12 channels
Get PRO
September '240
in 3 channels
Get PRO
August '240
in 2 channels
Get PRO
July '240
in 2 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 2 channels
Get PRO
April '240
in 14 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 2 channels
Get PRO
January '240
in 2 channels
Get PRO
December '23
+7
in 2 channels
Get PRO
November '23
+25
in 4 channels
Get PRO
October '23
+288
in 4 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 December | +1 | |||
| 20 December | +3 | |||
| 19 December | +1 | |||
| 18 December | +1 | |||
| 17 December | +1 | |||
| 16 December | +1 | |||
| 15 December | +1 | |||
| 14 December | 0 | |||
| 13 December | 0 | |||
| 12 December | 0 | |||
| 11 December | 0 | |||
| 10 December | 0 | |||
| 09 December | +1 | |||
| 08 December | +1 | |||
| 07 December | 0 | |||
| 06 December | 0 | |||
| 05 December | 0 | |||
| 04 December | 0 | |||
| 03 December | +1 | |||
| 02 December | +1 | |||
| 01 December | 0 |
Channel Posts
Repost from ساراچی
Whatever - Sara:
سلام
من مشغول انجام یک کار پژوهشی هستم که خیلی زیاد به کمکتون نیاز دارم برای جمع اوری دادههام🥺
ممنون میشم اگر خودتون، والدینتون یا هرکسی از اطرافیان شرایطش رو دارین جواب بدین
فقط باید دو تا شرط زیر رو داشته باشید
۱)فرزندی در رده سنی ۸ تا ۱۴ سال داشته باشید.
۲)خودتان در ۱۸ سال اول زندگیتان یکی از موارد زیر را تجربه کرده باشید.(طلاق،فوت یا اعتیاد والدینتان/ مورد سو استفاده جسمی، جنسی یا عاطفی قرار گرفتن(تجاوز،لمس،کتک خوردن،بی توجهی)/ در معرض خشونت قرار گرفتن/ در معرض خشونت جامعه بودن(مثل جنگ، قتل عام، سرکوب،شکنجه، تعارض های سیاسی و نژادی و…)/ شاهد خشونت و ضرب و شتم دیگران بودن/ از سوی همسالان مورد تمسخر یا قلدری قرار گرفتن/ مورد توهین، تهدید یا تحقیر از سمت خانواده قرار گرفتن/ اعتیاد، بیماری روانی،قصد خودکشی، زندانی شدن یکی از اعضای خانواده)
پرسشنامه والدین
https://survey.porsline.ir/s/wV4gXjlW
پرسشنامه فرزندان
https://survey.porsline.ir/s/ZpRgDntl
| 2 | هاتلاینهای بحران در ایران
📌سامانه نوشتاری بحران (irancrisisline.org): اگر افکار خودکشی دارید یا در بحران عاطفی هستید.
📌اورژانس اجتماعی (۱۲۳): اگر در بحران هستید و نیاز به کمک فوری دارید.
📌صدای مشاور بهزیستی (۱۴۸۰): مشاوره تخصصی تلفنی رایگان در حوزههای مختلف.
📌۴۰۳۰: مشاوره تخصصی تلفنی رایگان در حوزههای مختلف.
📌خط ملی اعتیاد (۰۹۶۲۸): از ساعت ۸ صبح تا ۱۸ به افراد و خانوادههایی که درگیر اعتیاد هستند خدماترسانی میکند.
📌انجمن آتنا (atena-ngo.com و ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۶۳، ۰۲۱۶۶۹۲۱۰۶۳ و ۰۲۱۶۶۹۲۶۶۳۰): از زنان تحت خشونت خانگی حمایت میکند.
📌 سامانه مشاوره حقوقی رایگان قوه قضاییه (۱۲۹ و ۰۹۱۲۱۹۰۰۵۰۰): از ساعت ۸ صبح تا ۲ بعد از ظهر آماده پاسخگویی به سوالات هموطنان میباشد.
📌 خدمات حقوقی رایگان به کودکان و نوجوانان تا ۱۸ سال (۰۹۰۱۶۰۰۲۰۶): در موارد کودکآزاری، استثمار کودکان، تعارض با قانون و بازداشت.
📌مداخله در بحران خودکشی «رهآوا» (۰۲۱۵۴۴۶۷۰۰۰): کارشناسان بیمارستان روزبه همه روزه و بدون تعطیلی از ساعت ۱۴ تا ۲۴ پاسخگوی افرادی هستند که در شرایط بحران خودکشی با این خط تماس میگیرند.
📌فوریتهای روانپزشکی ایران (۰۲۱۴۴۵۰۸۲۰۰): همه روزه از ساعت ۱۴ تا ۱۹ و در روزهای تعطیل از ساعت ۸ تا ۱۹ آماده پاسخگویی به مشکلات روانپزشکی فوری و ضروری میباشد.
📌خط فوریت دانشآموزی (۱۵۷۰): هماهنگی و مداخله بهنگام تخصصی در فوریتهای روانی-اجتماعی مانند خودکشی و بدسرپرستی، ارائه خدمات تلفنی مشاورهای به دانشآموزان، خانوادهها و فرهنگیان از ساعت ۸ صبح تا ۲۰ و در اکثر استانها تا ساعت ۲۴.
📌خط تلفنی برای افراد مبتلا به ایدز (۰۲۱۵۳۸۶۵ و ۰۲۱۶۶۹۰۱۰۱۰): در زمینه پیشگیری و اطلاعرسانی بیماری ایدز، توانمندسازی و حرفهآموزی زنان سرپرست خانوار مبتلا به بیماری ایدز فعالیت میکند و از شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۸ صبح تا ۱۷:۳۰ به طور رایگان به شهروندان خدمات مشاوره ارائه میدهد. | 75 |
| 3 | راستش بسیاری از وقتها تلاش میکنم که چیزی بگم اینجا که به کار بیاد. بتونید با درد جلسات تراپی کنار بیاید یا اینکه بتونید تراپیست خوبی انتخاب کنید.
اما بسیاری از وقتها هم نگران حرف زدن کلی دربارهی موضوعات هستم.
علتش هم اینه که این علم؛ بهم یاد داده که آدما در موقعیتهای مشابه؛ میتونن برداشتهای مختلفی داشته باشن از یک موضوع. برای همین گفتن اینکه مثلا تراپیستتون باید ساپورتیو باشه؛ باعث میشه که یه مخاطبین روی یک پیوستاری قرار بگیره برداشتشون از این حرف من که یک سرش حضور موثر درمانگر باشه و اون سرش درمانگری باشه که بغل میکنه و فراتر از کلام و یا حضورش، ساپورت میکنه.
البته که خیلی از مراجعین نیاز دارن که همچین تراپیستی داشته باشن؛ که جای والد نداشته رو در لحظه پر کنه براشون. هرچند که این مورد عمیقا آسیبزننده و غیرکمک کنندهس. | 152 |
| 4 | شکل روابط شما در بیرون از اتاق درمان، وارد اتاق درمان هم میشه. شما ممکنه همونطور که اطرافیانتون رو کنترلگر، مضایقه کننده و یا مهربان ببینید؛ همین بازنماییها را هم در رابطه با تراپیستتان تجربه کنید.
آنچه مهم است و باعث تغییر در فرد میشود؛ این است که معادلهی همیشگی در ارتباط با تراپیست جور دیگری رقم میخورد.
او شما را طرد نمیکند، او شما را کنترل نمیکند و او قرار نیست شما درک نکند.
تکرار این معادلهی جدید در ارتباط با تراپیست؛ باعث تغییر در دید شما نسبت به ارتباطهای گذشته میشود.
رخ دادن همچین اتفاقی طول میکشد. اما نجاتدهنده و رهایی بخش است. | 185 |
| 5 | جلسات تراپی میتونن تصویری که شما از خاطراتتون دارید تغییر بده. این تغییر میتونه از این جهت باشه که شدت و عمق دردی که از اون خاطرات رو دارید عوض بشه و یا اینکه این خاطرات بعد از تعریف کردن داخل جلسات، کمرنگ میشن . | 165 |
| 6 | تغییر دادن درمانگر کار راحتی نیست. توضیح دادن همهی چیزایی که قبلا برای کس دیگهای گفته شده و کند وکاو کردن دربارهی مسایل قدیمی که ناهشیار عامدانه میخواد فراموششون کنه، کار دردناکیه.
اما چیزی که شاید آدمها بهش توجه نکنن در تغییر دادن درمانگر اینه که هر درمانگری با توجه به پیشینهی شخصی خودش روبهروی شما میشینه و ترکیب شما و اون باهم یک ترکیب منحصربه فردیه که با درمانگرهای دیگه این ترکیب ممکن نیست. برای همین همیشه نشستن با یک درمانگر میتونه متفاوت باشه با نشستن با یک درمانگر دیگه و هر بار گرههای متفاوتی از یک مساله باز میشه | 275 |
| 7 | [ Cover | Source ]
@scdl_info | 148 |
| 8 | No text... | 151 |
| 9 | سلام!
سایت شخصی افتتاح شد.
www.rochna-psychoanalysis.com
از این به بعد میتونید نوشتههای من رو اونجا بخونید. همچنین میتونید برای دریافت نوبت هم از همین طریق اقدام کنید. | 2 268 |
| 10 | سلام
من و دوستم سارا تصمیم گرفتیم یه گروه تلگرامی بزنیم Peer Supervision و دوستای تقریبا تازهدرمانگرمون از رویکردهای مختلف رو دعوت کنیم که اونجا به هم کمک کنیم.
برای کیفیت بهتر و مفیدتر تعاملات توی گروه، چند تا شرط کوچولو برای ورود همهمون هم میذاریم که با نظر شما میتونه این شروط بعدا تغییر کنه:
۱. سابقهی دریافت آموزش منسجم در رویکردی که کار میکنید.
۲. تحت رواندرمانی بودن.
۳. تحت سوپرویژن بودن.
خوشحال میشیم توی جمع ما باشی.
بهم پیام بدید و لینک ورود رو بهتون میدم. | 210 |
| 11 | ۱۰ اکتبر روز جهانی بهداشت روان هستش. شعار امسال اینه: « روان ما، حق ما».
سلامت روانی هم یکی از حقوق انسانهاست و همه حق دارن که به خدماتش دسترسی داشته باشن.
امیدوارم که روزی برسه که سلامت روان موضوع مورد غفلت جوامع نباشه و به اندازهی سلامت جسمانی بهش اهمیت داده بشه. | 204 |
| 12 | به مناسبت بازگشایی مدارس
من کورد هستم. کوردی زبان مادری من است و من زبان فارسی را از طریق تماشا کردن تلویزیون و مدرسه رفتن یاد گرفتم.
امروز به صورت کاملا اتفاقی در داروخانهای، معلم زبان فارسی دبیرستانم را دیدم. کسی که گاهی پیش میآمد در شروع کلاسش برایمان شعر کوردی بخواند. بار اولی که این اتفاق افتاد، بچهها از او خواستند که شعر را روی تخته بنویسد و او نپذیرفت: «برام شر میشه. خودتون اگه بلدید کوردی بنویسید، یکیتون بیاد بنویسه» و در کلاس سی و دو نفره که سی نفر کوردزبان بودن؛ تنها من رسمالخط زبان مادریمان را بلد بودم.
آسیمیلاسیون زبانی؛ همان چیزی است که برایتان در این خاطره تعریف کردم.
در این متن نمیخواهم دربارهی اهمیت بیاندازه پررنگ زبان مادری در شناخت خود و دیگری، ابراز و بروز احساسات و هویتیابی صحبت کنم. این موضوع به وفور در فضای مجازی دیده میشود و بیگمان خودمان نیز با این مساله با روشهای مختلف مواجه بودهایم. حرف زدن و ابراز احساسات به زبان مادری، شبیه برگشتن به خانهی گرم و نرم خود بعد از یک مسافرت طولانی است.
آنچه برای من در این پست اهمیت بیشتری برای بازگو کردن دارد؛ رابطهی آسیمیلاسیون زبانی با احساس شرم و حقارت است.
همگونسازی زبانی در ایران از طریق اجبار اتفاق افتاده است. در قانون اساسی، زبان رسمی کشور فارسی اعلام شده است و از این زبان باید در تلویزیون، جرائد، ادارات و مدارس و دانشگاهها استفاده شود.
فردی که زبان مادریاش، زبان معیار کشور است؛ در سال اول تحصیل در مدرسه، با مشکلات عدیدهی تحصیلی مواجه نمیشود، برنامههای تلویزیون برای او درک و فهم او ساخته میشوند و تابلوهای خیابان برای راهنمایی او هستند. او فرادست است. چون فرد هدف حکومت است.
فرهنگ غالب؛ پس از مدتی به این سمت حرکت کرد که آن کسی که بلد نیست فارسی صحبت کند و یا حتی فارسی را به درستی صحبت کند، فرودست است. فارسی معیار؛ فارسی تهرانی است و فارسی اراکی و اصفهانی و مشهدی هم فرودست تر از فارسی تهران است. این مساله به همین شیوه برای زبانهای دیگر کشور نیز اتفاق افتاد. یادگیری زبان مادری در مدارس و دانشگاهها با وجود اینکه قانونی بود؛ تا سالها ممنوع بود!
بنابراین افراد از اینکه فارس نیستند یا فارسی بلد نبودند؛ حس شرم تجربه میکردند و زبان مادری تبدیل یه انگ و استیگما شد. افراد برای فرار از این شرم در خود و در فرزندانشان؛ در همان ابتدا با زبان معیار با فرزندانشان صحبت کردند. درحالی که زبان مادریشان چیزی بجز زبان فارسی بود. در عین حال که کودکانشان دیگر قرار نبود مشکلات والدینشان را در مدرسه و جامعه تجربه کنند؛ اینبار از همان ابتدا با و شبیه افراد فرادست جامعه هویتیابی میکردند.
شکاف نسلی آن چیزی است در این مرحله اتفاق افتاد که در نسلهای دیگر بزرگ و بزرگتر شد.
در معیار بزرگتر، برای پایداری زبان رسمی و عقبراندن زبانهای مادری، لازم است که بازنمودی فرودستگونه از گویشوران زبانهای فرودست در رسانهها نمایش داده شود. مثلا کوردها همواره اسلحه به دوش دارند؛ در کوهها زندگی میکنند و در حال جنگ با قدرت برترند.
و به این شکل، قدرت و گروه فرادست این امکان را برای خود فراهم میکند که با نارسیسیسم بادکردهی خود، دیگری خطرناک را کنترل و تحقیر کند.
@rochna_psychoanalysis | 205 |
| 13 | 4_5899828203207265063 (1).mp3 | 296 |
| 14 | سلام دوستان وقتون بخیر
ما در حال انجام یک پژوهش در مورد مسائل اجتماعی و در حوزه روانشناسی اجتماعی هستیم
خیلی خیلی ممنون میشم اگر چند دقیقهای وقت بذارین و پرسشنامه ما رو پر کنین
پیشاپیش ممنونم از همکاریتون🌸
لینک پرسشنامه👇🏼
https://nimble.li/a98e6793 | 330 |
| 15 | بیایید دربارهی خودکشی حرف بزنیم!
حرف زدن دربارهی آن نهتنها باعث نمیشود که افراد دست به این عمل بزنند؛ بلکه باعث میشود که عدهای دربارهی افکارشان صحبت کنند و کمک بخواهند. این افکار قرار نیست مداوما در زندگی فرد حضور داشته باشند. اغلب حضور افکار خودکشی شکلی سینوسی دارند و شدت و حدت آن در طول دوره کم و زیاد میشود. پس همانطور که شادیها پایدار نیستند و فرد در دورهای که فکر خودکشی دارد، هیچ «روچنه*»ای از روشنایی در زندگانیش نمیبیند، این افکار نیز ماندگار نیستند و در نهایت تمام خواهند شد.
چنین افکاری نشاندهندهی ضعف نیست و برای هرکسی ممکن است در روزهای سخت، بحرانی و پر از استرس به وجود بیاید. بنابراین شما فردی ضعیفتر، حقیرتر یا ناتوانتر از دیگران نیستید اگر با چنین افکاری دست و پنجه نرم میکنید. کمک خواستن از دیگران نهتنها شما را پایین نمیآورد؛ بلکه نشان میدهد که هنوز بخشی از وجودتان میل به بقا دارد. این بخشی از است که ما به آن «لیبیدو» میگوییم و در روان همهی افراد وجود دارد. لیبیدو است که ما را به کار کردن، عشق ورزیدن و زندگی کردن سوق میدهد و اگر صدای درونتان از کسی کمک خواست، بدانید که این صدای لیبیدوی شماست.
ممکن است افراد به خاطر افکار خودکشی لازم باشد که در بیمارستان بستری شوند. بستری شدن در بیمارستان روانپزشکی همراه با احساسات منفی چون خشم، حقارت و ناراحتی است. اما مطمئنا که در آنجا، جان کسی در خطر نیست و اوضاع به تدریج بهتر میشود. ما گاهی لازم داریم کاری را انجام دهیم که به نفعمان است، هرچند ناخوشایند و دردناک باشد.
اگر در اطرافتان کسی با افکار خودکشی درگیر است:
گوش شنوا باشید. مطمئن باشید کسی که افکار خودکشی دارد به عواقب کاری که در سر دارد، بارها فکر کرده است. پس لازم نیست با گفتن: «به خانوادهات فکر کن» یا چیزهایی از این دست، به او عذاب وجدان بدهید و او را از این کار منصرف کنید.
دربارهی ایدهی مراجعه به متخصص و بیمارستان با فرد صحبت کنید. اما پرداختن به این قضیه به گونهای نباشد که فرد حس کند تحت فشار است. چون ممکن است دیگر دربارهی افکارش با شما تماما صادق نباشد.
باید متوجه باشید که افکار خودکشی تنها در بیماران مبتلا به افسردگی دیده نمیشود، تنها در نوجوانان، جوانان و میانسالان وجود ندارد و ممکن است کودکان و سالمندان هم چنین افکاری داشته باشند.
این باور که کسی که واقعا بخواهد خودش را بکشد، دربارهی آن صحبت نمیکند، یک باور کاملا غلط است. آن را به سطل زبالهی ذهنتان بیندازید. فکر خودکشی اورژانس روانپزشکی و روانشناسی است، همهجا و به همهشیوه آن را جدی بگیرید.
ممکن است عدهای برای جلب توجه به آن متوسل شوند. اما این افراد هم نیاز به کمک دارند. با خود فکر کردهاید که چه میشود که فردی تنها با کشتن خودش میتواند توجه افراد مهم زندگیش را جلب کند؟ هر شیوه از خودکشی مهم است، جدی بگیریم و کمک بخواهیم.
*روچنه در زبان کوردی، به معنی روزنه است.
@rochna_psychoanalysis | 388 |
| 16 | باسلام
📣 این پرسشنامه جهت استفاده در پژوهشی با موضوع "بررسی شخصیت و سلامت روان" طراحی شده است.
چنانچه دانشجوی یکی از دانشگاههای دولتیِ واقع در استان تهران هستید (منظور دانشگاههای دولتی وابسته به وزارت علوم است که در استان تهران قرار دارند) و بین ۱۸ تا ۳۵ سال سن دارید، لطفا در صورت تمایل به این پرسشنامه پاسخ دهید.
⚠️پاسخگویی شما، به ما کمک بزرگی در پیشبرد این پژوهش خواهد کرد🙏
📌 لینک پرسشنامه:
https://survey.porsline.ir/s/p9t8fQsc | 287 |
| 17 | هویتیابی با تشخیصهای روانپزشکی
بسیاری از افراد، ساعتهای زیادی را صرف گشتن در اینترنت میکنند تا علایم و نشانههای خود را با اختلالی روانپزشکی تطبیق دهند. تجربهی مراجعه به چندین روانپزشک و روانشناس و یا تلاش برای ساختن علایم یک اختلال مشخص در خود هم ممکن است از آن کارهایی باشد که انجام میدهند تا تشخیص یا تشخیصهای مشخصی از متخصصین بگیرند.
فکر میکنید که نیاز به دانستن تشخیص از کجا نشات میگیرد؟
«ابهام» بخشی از ماجراست. ما نیاز داریم که بدانیم که با چه چیزی مواجه هستیم تا میزان دخل و خرج ، انرژی و زمانمان را با واقعیت تنظیم کنیم و مناسب با آن پیش برویم. اما گاهی موضوع فراتر از این است.
یک تشخیص روانپزشکی به ما «هویت» میدهد و ما را خواه ناخواه به گروه خاصی از افراد در سراسر دنیا مرتبط میسازد که تجربیات نسبتاً مشابهی با همدیگر دارند. درک شدن، تنها نبودن و دریافت توجه، همان نیازهایی است که در پی بودن در گروهی بزرگتر ارضا میشوند. «تعلق خاطر» به گروهی با تجربیات مشابه؛ هرچند تلخ و سخت میتواند تحمل بیماری را برای فرد راحتتر کند.
ممکن است اوضاع کمی برای عدهای متفاوت و عمیقتر باشد.
افرادی که به بیماریهای طولانیتری دچارند، کسانی که مدتهای مدید با احساس شرم بیمار بودن دست و پنجه نرم کردهاند، سرکوفت شنیدهاند، نمیدانستند چرا شبیه دیگران نیستند و یا عواقب بیماری همچون عملکرد تحصیلی و شغلی مختل و روابط اجتماعی ضعیف داشتهاند با تشخیص گرفتن، میتوانند چرایی سالها «تو چرا اینطوریی هستی!؟»ها را پیدا کنند.
حالا برای دیگران پاسخی دندانشکن و قانعکننده دارند، میتوانند با جستوجو دربارهی بیماری، مقصر اصلی را پیدا کنند و انگشت اتهام را به سمت او نشانه بگیرند. دیگر کسی از فردی بیمار انتظار ندارد که نرمال عمل کند. آنها حتا خودشان هم لزومی نمیبینند که از خودشان همچین توقعی داشته باشند و تشخیص بیماری روانپزشکی میتواند مجوزی برای انجام همه چیز باشد.
@rochna_psychoanalysis | 454 |
| 18 | و ان یکاد بخوانید و در فراز بمانید 🧿
با سرچ کوتاهی در گوگل، متوجه شدم که باور به چشم زخم در میان پیروان یهودیت و اسلام بیشتر دیده میشود و در میان کشورهای توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته، اعتقاد به وجود نیرویی ماورایی که قدرت تخریب و صدمه بالایی میتواند داشته باشد، بیشتر از دیگر کشورهاست.
چشم زخم به سادگی اینگونه عمل میکند که فردی حسود به دلیل دارا نبودن آنچه دیگری دارد که میتواند هر ابژهی خوبی باشد؛ برای او نابودی ابژهی خوب را طلب میکند و ناگهان به ابژهی خوب به هر علتی، صدمه وارد میشود. اعتقاد بر این است که همراه داشتن نمادهای آبی به شکل چشم، میتواند این بدخواهیها را خنثی کند.
دنیای افرادی که به چشم بد باور دارند، ناامن است. چطور میشود در دنیایی که هر لحظه ممکن است اطرافیان خواهان از بین رفتن ابژههای خوبشان باشند، راحت زیست؟ این دنیا پر از عدم آسودگی، اضطراب و دلهرهی مداوم است. دیگران موجوداتی هستند که نمیشود به آنها اعتماد داشت، چون خوبیهایشان را تاب نمیآورند. زندگی پر از آرامششان، جنسیت بچهیشان ، زیبایی و ثروتشان؛ همگی باعث برانگیختگی حسادت آنها میشود. این دنیا نه تنها ناایمن است که نمیتوان بر هیچ چیز آن کنترل داشت. همه چیز انگار از حیطهی تسلط آنها خارج است، زیرا قدرتهای ماورایی وجود دارند که داشتههایشان را از آنان طلب میکنند؛ بدون آنکه بدانند کِی، کجا و چهکسانی از این قدرتهای شیطانی بهرهمندند.
برای همین است که مداوما احساس میکنند که باید سپرها ( چشمنظر) را برافراشته نگهدارند و ابژههای خوب زندگیشان را تمام و کمال در معرض عموم قرار ندهند. عموم گرگهای حسودی هستند که منتظرند تا آنچه آنها دارند را با چشمان کثیفشان نابود کنند.
مسالهی دوم به توسعهنیافتگی کشورها برمیگردد که به آن اشاره کردم. زمانی که ملتی توسعهنیافتهاند، بیشتر از ملتهای توسعهیافته به دنبال آنند که پیشامدهایی که عللشان را نمیدانند به ماوراالطبیعه نسبت دهند تا آنکه به دنبال جوابی از طرف علم باشند. بیگمان وضعیت تعلیق برای نوع انسان، وضعیت ناخوشایندی است و اگر کسی فرزندش را به دلیل بیماری ناشناختهای از دست بدهد، ممکن است ترجیح بدهد که آن را به سادگی به چشم بد نسبت بدهد تا آنکه جوابی برای مرگ فرزندش نداشته باشد.
انسانی که برای اتفاقات بیشمار هنوز جوابی ندارد؛ انسان قدرتمندی نیست؛ اما انسانی که میتواند با آرزوی بدخواهی، کسی را به گورستان بکشاند قطعا انسان قدرتمندی است. شاید ما در نهایت ترجیح بدهیم که با ناتوانیهایمان روبهرو نشویم.
@rochna_psychoanalysis | 530 |
| 19 | اهمالکاری به مثابه پرخاش
مدیریت زمان و نظم شخصی یکی از نیازهای دنیای امروز است. دنیایی که به شدت در حال تغییر است و به ما فشار میآورد که کامل باشیم و یا در مسیر بهترین شدن گام برداریم. اما آیا این فشاری که بر انسان مدرن وجود دارد؛ به نتیجه میرسد؟
«ایشالا از شنبه»، تقریبا تجربه همه ماست.
از شنبه رژیم میگیریم، ورزش میکنیم، درس میخوانیم؛ در حالی که میدانیم قرار نیست همچین اتفاقی بیفتد. اما میلی درونی ما را به تعویق انداختن کارها سوق میدهد.
این اتفاقی است که عموما در برابر «کنترل و اجبار» رخ میدهد. ما در عین حال که میدانیم که کار درست چیز و چه چیز به نفع ماست؛ تا جایی که میتوانیم در برابرش مقاومت میکنیم. هرچند که ممکن است که درسمان را پاس نشویم؛ اما برای امتحانی که مهم است، تا دقیقهی نود شروع به خواندن نمیکنیم. البته که میدانیم ددلاین مقالهیمان تا دوازدهی شب است و حتی ممکن است اضطرابی عمیق وجودمان را فراگرفته باشد، اما ترجیح میدهیم که کندیکراش بازی کنیم.
اهمالکاری در این شرایط تبدیل به تهدیدی واقعی علیه خودمان میشود. گویی طنابی به پایمان بسته شده است و نمیتوانیم حرکت کنیم و با دستهای خودمان؛ خودمان را در چالهای عمیق میاندازیم.
اما همیشه اینگونه نیست که اهمالکاری تنها بر خود فرد تاثیر داشته باشد. بعضی از افراد اهمالکاری میکنند که در برابر اجبار دیگران مقاومت کنند. گویی انجام فوری کاری که دیگری از ما خواسته است؛ سر در طوق بندگی او بردن است. شاید هم شبیه جنگ قدرتی است که یکی میبازد و دیگری میبرد و تلاشمان این است که برنده ما باشیم و یا اگر قرار نیست ببریم، تا لحظهی آخر تن به باخت نمیدهیم.
اهمال کاری در این شیوه میتواند صرفا دیر حاضر شدن برای یک قرار کاری باشد و یا حتی دیر پاسخ دادن به یک پیام .
افراد اهمالکار، با بهتعویقانداختن کارهایشان، دیگران را خشمگین میکنند. اما زمانی که دیگری از آنها عصبانی میشود، ممکن است حق بهجانب باشند و یا توجیهی برای انجام ندادن کار در چنته داشته باشند که رو کنند. این پرخاش نهان در عین حال که کارساز است؛ فرد مقابل را هم خشمگین میکند؛ ممکن است حتی به صورت هشیار تجربه نشود. تجربهی خودآگاه فرد صرفا میتواند نیاز به انجام کار دیگر و یا ناتوانی باشد.
@rochna_psychoanalysis | 550 |
| 20 | در جستوجوی دیگری ازدسترفته
گاهی برمیگردیم و گذشتهیمان را با چتها، عکسها و یا خاطراتمان با دیگران مرور میکنیم. دلمان تنگ میشود برای کسانی که دیگر نیستند، برای دوستانی که از دست دادهایم، برای عشقهای از دست رفته و برای خوشیهایی که تجربه کردهایم.
عدهای در این لحظات آنقدر غرق در لذت آن دوران میشوند که گوشی را برمیدارند و سعی میکنند رابطههای از دست رفته را با ابراز دوستداشتن و دلتنگی ترمیم کنند. کسانی دوباره با همین پیامها و تماسها بهم پیوند میخورند، اما اتفاقی که میافتد، برای عدهای این است که فرد مقابل به نظر تغییر کرده است یا آنکه هیچ چیز مثل گذشته نیست و دوباره جدایی رخ میدهد، این بار کوبندهتر و تلختر.
این فقط یک مثال بود برای آنکه قضیهای که در ذهن دارم را توضیح دهم.
دقیقا چه قضیهای؟ «حیران و سرگردان دنبال دیگری از دسترفتهیمان گشتن در دیگری جدیدی که مقابلمان نشسته است و با سر به دیوار خوردن.»
چه چیز باعث میشود که زمانی که یک رابطهی از همگسسته دوباره ترمیم میشود، روانمان آن رابطهی جدید را پس بزند؟
زمانی دوباره رابطهای را ترمیم میکنیم، ما با فردی که به او بازگشتهایم؛ به عنوان یک هویت مستقل دوباره وارد رابطه نمیشویم؛ بلکه با تصویری که از او در ذهنمان داریم ( با همهی پیشینهی قبلی) وارد رابطه میشویم و انگار که انتظار داریم همهچیز از همان لحظهی کات دوباره شروع شود؛ بدون توجه به همهی آنچه که در این میان رخ داده و نادیده گرفته شده است.
با دوستی حرف میزنیم که چند سال پیش داشتیم و نه دوستی که حالا مقابل ماست و این گپ میان تصویر دوست قدیم و واقعیت دوست جدید باعث میشود که نتوانیم با رابطهی جدید ارتباط بگیریم.
برای همین است که گاهی ترجیح میدهیم در فانتزیهایمان زندگی کنیم. لذت خیالپردازی با دیگریای که زمانی با او صمیمیتی تجربه کردهایم که حالا نمیکنیم، باعث میشود که درد عدم وجودش را تحمل کنیم و یا به جستجوی والدین ایدهآل نداشتهیمان در دیگرانی هستیم که والد ما نیستند، از آنها انتظار داریم که والدمان باشند و چون فرزندشان با ما برخورد کنند تا تجربههای ناب کودکیمان حتا برای یک بار دیگر تکرار شود.
ما از لحظات خوش زندگیمان فیلم میگیریم، خاطراتمان را ثبت میکنیم و از لبخندهایمان عکس میگیریم. اینگونه با گذشت زمان و با مرگ و رفتن عزیزانمان، میتوانیم با تصاویری که از آنها داریم دوباره ارتباط بگیریم.
@rochna_psychoanalysis | 419 |
