en
Feedback
ساحل‌نشین

ساحل‌نشین

Open in Telegram

نمی‌تونم این قسمت‌ رو با کلماتِ خاصی پر کنم، خودتون چنل‌ رو بالا پایین کنید دستتون میاد.

Show more
614
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-1230 days
Posts Archive
تو که هیچ‌وقت حتی عصا دستت نگرفتی چرا رفتی؟ بهت‌گفته بودیم سه‌شنبه میایم، چرا تو خونه‌ت نبودی؟ چرا کنار در رو ایوون نایستاده‌بودی؟ چرا همون‌جایی که همیشه می‌نشستی ننشسته‌بودی خاطره‌ بگی؟ مامانم برات سبزه گذاشته بود. چرا نموندی؟ الان که عیده دیگه تو کودوم خونه جمع بشیم؟ پاییز که بشه کی برای ما از درخت تو حیاط انار می‌چینه؟ تو که سرپا اخه بودی چرا رفتی؟

2055548140.mp36.46 MB

photo content
+1

کاش همون سنی می‌موندیم که کلاه‌قرمزی پخش‌ می‌شد.

شما چند درصد از مشکلاتتون برمی‌گرده به زندگی توی ایران؟ خودم ۱۱۰ درصد.

دو شب موقع شام خواب بودم شب سوم یه پیمانه از برنج کم کردن

اگر برات نامه‌ بنویسم، توش می‌نویسم: امیدوارم تو باشی حتی اگر من نبودم. تو رو وقتی پیدا کردم که هنوز دنیا رو نشناخته‌بودم؛ اون‌وقت‌ها واقعا نمی‌دونستیم درد چیه، بعد‌ها فهمیدیم و بعد‌ها برای هم تعریف کردیم که هرکدوم چی‌ها دونستیم از درد. وقتی بهم رسیدیم فقط می‌دونستیم باید دنبال هم کنیم و باهم بدوییم و توی کارهای گروهی هم‌گروه بشیم. بعدها فهمیدیم باید برای زمان آغوش‌ها و گریه‌کردن‌ها و تکیه‌کردن‌ها باشیم. وقتی برای تو نامه بنویسم یادم می‌مونه که بگم تو “من”ترین ورژن من رو دیده‌ای. تو تونسته‌ای غمگین‌ترین و شکننده‌ترینِ من رو ببینی، هم شادترینِ من رو. توی تمامِ “ترین”های من تو حضور داشته‌ای. تو رو وقتی پیدا کردم که هنوز دنیا رو نشناخته‌بودم، اعتراف می‌کنم که شناختن دنیا کار مزخرف و اذیت‌کننده‌ای بود -و هست- ولی اگر تو نبودی ماموریت شناساییِ این دنیای بی‌سر و ته عذاب‌آورتر می‌شد؛ پس در نامه‌م به تو تشکر می‌کنم از اینکه سر و کله‌ات تو زندگی من پیدا شده. تو بند آخر نامه‌ام به تو میگم که امیدوارم دیگه دلتنگ نباشی، امیدوارم بالاخره کلاف سردرگمی‌ات رو باز کنی و امیدوارم شخصیت‌های داستانِ تو هیچ‌وقت ناامیدت نکنن عزیزکم. تولدت مبارک باشه.

“برای تویی که ده سال شمع‌هارو باهم فوت کردیم”

Repost from نور
آدم‌ها همیشه رد همدیگه رو توی ذهنشون نگه می‌دارن، حتی اگه نشون ندن.

photo content
+1

Repost from N/a
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‌ام خانه به خانه، در به در، کوچه به کوچه، کو به کو می‌رود از فراق تو خون دل از دو دیده‌ام دجله به دجله، یم به یم، چشمه به چشمه، جو به جو مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان رشته به رشته، نخ به نخ، تار به تار، پو به پو در دل خویش طاهره، گشت و ندید جز تو را صفحه به صفحه، لا به لا، پرده به پرده، تو به تو - اقبال لاهوری

نمی‌دونم بیشتر از اینکه هرروز باید زود بیدار شم خسته‌ام یا از اینکه هرروز خواب می‌مونم

+1
4_5821396830457432623.mp310.47 MB

“ای تو را چشمان من دلتنگ”

نجات‌دهنده اگه بیل‌زن بود باغ خودشو بیل می‌زد.

از آلبومِ سالهای دور
+3
از آلبومِ سالهای دور

شما اگر یک کارت‌بانکی بودید دوست داشتید کجا گم شید که حداقل برای دو هفته گم بمونید؟

کاشکی

یه هفته به کنکور و نهایی که همه دنبال شیخ عرب هستن؛ اگه واقعا به‌فکر آینده‌ت هستی از الان شروع کن دنبالش بگرد.