en
Feedback
درخت‌نشین

درخت‌نشین

Open in Telegram

گذرگاه پیره جادوگری کلاغ بر دوش که با دایناسور شخصی خویش تردد می‌کرد. در پی نجات ستارگان. این‌جا، برای من آیندست. @GrandmotherWillow_bot https://t.me/harfmanrobot?start=5502300261

Show more
Iran232 375The category is not specified
Buy Ad
183
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1230 days
Posts Archive
با خانومی از مرز کانادا تا تکیه ابلفضلی.
+3
با خانومی از مرز کانادا تا تکیه ابلفضلی.

آلبوم evermore رو برای قدم زدن تو یه روز آفتابی در زمستان پیشنهاد می‌کنم.

+5
Taylor Swift - willow.mp38.38 MB

ویدیو حاوی صدای پرنده‌هاست، صداش رو زیاد کنید. البته تا من خواستم فیلم بگیرم ساکت شدن. 😭
+8
ویدیو حاوی صدای پرنده‌هاست، صداش رو زیاد کنید. البته تا من خواستم فیلم بگیرم ساکت شدن. 😭

photo content
+3

خیال می‌کنم دیگه، خیال نکنم چیکار کنم؟

کاش انقدر بی‌شعور نباشم و جواب پیام آدم‌ها رو بدم، اما به یک جا که می‌رسه دیگه نمی‌تونم. لطفا این رو به خودتون نگیرین، اتفاقا خیلی دوست دارم باهاتون حرف بزنم، ولی نمی‌دونم چمه!

یه پلی لیست اسپاتیفای داشتم، آهنگ‌های قدیمی ایرانی اینطوری توش گذاشته بودم، اسمش بود«چایی»، و واقعا چایی اگر آدم بود، این مدلی بود، پیوند خورده با اندوه شرقی. دلم براش تنگ شده، خیلی نامهربون و نامهمون‌نوازی، اسپاتیفای! دقت نکرده بودم اسپاتیفای چقدر شبیه ورد استوپفای‌ئه.

ترکیب داریوش و ابی، مثل ترکیب چایی تریاکه.

ترکیب داریوش و ابی، مثل ترکیب چایی نباته.

Dariush-Live-In-Concert-Mara-Be-Khaneam-Bebar.mp35.36 MB

محصولی شگرف از چنل ستایش برایتان دزدیدم، حیف که چنلش پرایوته و شما نمی‌تونید از این سلیقه موسیقی زیبا، بهره ببرید.

کنار ما باش که محزون به انتظار بهاریم کنار ما باش که با هم خورشید و بیرون بیاریم.

آدمی که بچگیش با شرلوک و آن شرلی سپری شده بایدم همین بشه دیگه! (دوگانگی، دوگانگی فراوان)

گریه نکن خواهرم در خانه ات درختی خواهد رویید و درخت هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی، سحر را ندیدی؟

😭😂😭😂 عاشقشونم.
+7
😭😂😭😂 عاشقشونم.

You're so much older and wiser, and I I wait by the door like I'm just a kid Use my best colors for your portrait

photo content
+1

من هم عمه جوزفین عزیز، من هم. همیشه فکر می‌کردم ما چقدر شبیهیم. وقتی می‌گویید طوری بزرگ شده بودم تا همه چیز را در خودم بریزم، با تمام وجود و سلول‌های قلبم درک می‌کنم. می‌دانم یک روح یخ‌زده چطور است، می‌دانم خوردن تمام احساسات و دفن کردنشان در صندوقچه قدیمی و تاریک و نمور و رعب انگیز قلبت چطور است، و این صندوقچه ساده‌ترین احساسات را به چه موجودات پلید و سیاهی بدل می‌کند و زیادی که بماند، سیاهی را از چشمانت بالا می‌آورد و لنز چشمانت را سیاه می‌کند که همه چیز را در هاله‌ای از خاکستری ببینی، می‌دانید فاجعه کجاست؟ اینکه ما حتی احساسات خوب را هم پنهان می‌کنیم مثل کودک خجالتی‌ای که جرئت نمی‌کند از اتاق امن‌اش بیرون بیاید و مهمان‌ها را ببیند، به خودم می‌گویم این نهایت ضعف است زن اما با وجود آن باز هم دلم نمی‌خواهد قلبم را رها کنم و برای کسی از آنچه که در صندوقچه دارم بگویم، البته الان دارم می‌کنم، حتی الان هم حس خوبی ندارم، شاید بقیه قدرت را در بی‌احساس بودن بدانند، یا حداقل نشان ندادنش، اما شما خوب می‌دانی که قدرت در حساس بودن است و بروز دادن. حتی صمیمیت را هم بدون بروز احساساتت نمی‌توانی به دست بیاوری، اما من برای شما خیلی خوشحالم عمه جوزفین عزیز، خوشحالم که گرترود را داشتید، خورشیدی برای قلب یخ زده‌تان، خوشحالم که کسی را داشتید که در برابرش خود واقعی‌تان باشید که می‌توانستید با او اشک بریزید و قلبتان را پنهان نکنید. کاش فرصت آشنایی با شما را داشتم آن‌موقع حتما در آغوش می‌گرفتمتان و به احتمال زیاد گریه‌ام می‌گرفت، برای این همه سال گریه نکردن.

Repost from می‌حآء
"بنظرم قشنگ‌ترین آدم‌ها، اونایی هستن که می‌تونن بچه‌های کوچولو رو بخندونن و باهاشون ارتباط خوبی دارن. به اون‌چیزی که روح بچه‌ها حس می‌کنه ایمان دارم."