در دل ماند مطلبها...
Open in Telegram
به دل صدگونه مطلب سوی او رفتم ولی ماندم ز بیم خوی او خاموش و در دل ماند مطلبها رضا نِدَری| @reza_nedari ارشد مدیریت رسانه دانشگاه صدا و سیما🧑🎓
Show more224
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+230 days
Posts Archive
امروز به اتفاق خانواده اومدیم اینجا
«سراب تخت شاه» که میشه سرچشمههای رودخانه کَهمان الشتر
بچه که بودیم بهار و تابستون هر هفته با کل فامیل میومدیم اینجا و به همین خاطر سرشار از خاطرههای کودکیه برام.
لذتی که از انس مستقیم با چنین طبیعت بکری حاصل میشه رو حقیقتا هیچ جوره نمیشه بیان کرد.
امروز به این فکر میکردم که مواجهه ما با مصنوعات بشری در شهرها چقدر ما رو محروم کرده و حقیقتا از برخی ادراکات حکیمانه بسیار دور شدیم
حکمتی که انگار جز با سیر در طبیعتی که خدا خلق کرده (نه پارک که مصنوع انسانه) کسب نمیشه.
گویی فقط اینجاست که میشه گفت :
یار بی پرده از در و دیوار
در تجلی است، یا اولی الابصار
ولی چه کنیم که هرقدر به این دوستان مرکز نشین اصرار میکنیم که مدتی از اون غفلتکده فاصله بگیرید و دو روز بیاید اینجا بریم به تماشای صنع باری تعالی
مجاب نمیشن و از «شهر» نمیتونن دل بکنن.
باور کنید هربار که اینجا میام، تو خیالم از اینکه بقیه کسایی که باهاشون مرتبط هستم رو هم بتونم بیارم اینجا، ذوق و شوق بسیاری در دلم میاد...
خلاصه که جای شما بسیار خالی بود.
آن رازها که از همه پوشیده داشتم
تنها در این حرم به تو گفتم، تو محرمی...
این لحظه رو ثبت کردم چراکه مخفیترین رازهارو داشتم اون لحظه بهت میگفتم
و خوشا بحال ما که چنین محرم رازی داریم...
از هفته پیش که مشهد بودیم هی میخواستم بگم و نشد.
قسمت بود این شب مبارک بگم دیگه (اونم وسط جشن میلاد حضرت رضا(ع) تو شهرمون)
میخواستم بگم که آقاجون
خونه و حرمت خیلی قشنگه
حس و حال حرف زدن باشما هم خیلی قشنگه
دیدن روی گل زائرات هم خیلی قشنگه
اسم مبارکت که روی من هم گذاشتن فوقالعاده قشنگه
کلا مظهر زیبایی در هستی شدی ❤️
📍اینجا صحن فوقالعادهی بعثته
امروز رهبری یه پیام خیلی مفصل و حسابی به مناسبت صدمین سال بازگشایی حوزه علمیه صادر کردن.
این پیام واقعا بنظرم جزو پیامهای خیلی مهم و راهبردی ایشون بود و بنظرم بر همه ما چه حوزوی و چه غیر حوزوی، خواندن و درک کردن افقش لازمه.
...ابزار سنتی و معنوی، بیواسطه، با حرکت دست و پای انسان در طبیعت تصرفی قناعتوار میکند
ولی تکنولوژی جدید، با طبیعت پیوستگی ندارد، به ویرانی آن میپردازد و در سیر طبیعی اشیا دخالت میکند...
📚ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک
✍محمد مددپور
Repost from N/a
دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست
گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست
من که باشم در آن حرم که صبا
پرده دار حریم حرمت اوست
بی خیالش مباد منظر چشم
زان که این گوشه جای خلوت اوست
هر گل نو که شد چمن آرای
ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست
دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی پنج روز نوبت اوست
ملکت عاشقی و گنج طرب
هر چه دارم ز یمن همت اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک
غرض اندر میان سلامت اوست
فقر ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینه محبت اوست
#حافظ
از توفیقات این اردو
گذراندن دو روز تقریبا کامل
با کسی بود که روزگاری بسیار سخنرانیهاش رو گوش میدادم
و همیشه در حقش دعا میکردم.
اولین بار هفت سال پیش بود که اردوی جامعه صنعتی اصفهان، «مصطفی امینی خواه» رو دعوت کردم که بیاد تو اردو سخنرانی کنه.
و الان بعد از هفت سال این بار در اردوی جامعه دانشگاه صداوسیما این فرصت نصیبمون شد.
اینکه این دو روز، به لطف خدا و حضرت رضا توفیق شد ساعاتی رو کنار ایشون باشم واقعا رزق حساب نشدهای بود
چون اصلا قرار نبود ایشون بیان.
یه چیزی فارغ از قوت علمی و بیان زیبای ایشون که در این سفر واقعا دلم رو برد، تواضعش بود.
هر قدر اذیتش کردیم و وقت و بی وقت ازش زمان خواستیم که باهاش جلسه بذاریم نه نمیگفت و علی رغم خستگی شدید، با شوق و نشاط خاصی تا آخرین سوال برامون وقت میذاشت.
خداوند ان شاء الله هرجا هست در پناه خودش حفظش کنه.
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا ۖ
وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا(۶۲)
آنجا حرفهاى بيهوده نمىشنوند.
هرچه بهگوش مىرسد، آرامش مىدهد.
آنجا، صبح تا شب، رزقوروزىشان آماده است!
بار دگر ، به بارگهت بار من فتاد
آمد مرید مرده دل ، ای هشتمین مراد
.
از شکر ، عاجزم که مرا راه داده ای
جز عجز شکر ، یاد ندارم ز اوستاد
.
من ریزه خوار خوان شما خانواده ام
خانه به دوش گشته ، ولی بوده خانه زاد
.
پایم اگر به کوی کَس و دست سوی کَس
پایم شکسته مانَد و دستم بریده باد
.
صد بار من فتادم و دستم گرفته ای
لطفت زیاد دیدم و کی می برم ز یاد
.
از من به خاک خویش زمین خورده تر مجوی
دستم بگیر ورنه ز پا خواهم اوفتاد
.
گفتم به عارفی که گدایی کجا برم
گفتا برو به توس بگو ” یا اباالجواد “
.
یک دَم اگر گدایی خود را رها کنم
آن رو ز ، من نباشم و آن دَم مرا مباد
خیلی وقت پیش بود یکی از کتب دکتر مددپور رو باز کردم که بخونم
و خب چون هیچی نفهمیدم سریع کنارش گذاشتم تا موقعش برسه.
همیشه عناوین کتب ایشون برام جذاب بود ولی خب به همین دلیلی که عرض شد وقت خوندنش نرسیده بود.
دیروز بود که هنگام گشت و گذار در کتابخانه دانشگاه، این کتاب رو دیدم.
« ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک»
خب این موضوع چند ماهه که تقریبا محوریترین موضوع مطالعاتم بوده و از همین جهت کتاب فوق رو امانت گرفتم.
و امروز حین خوندن مقدمه و صفحات اولش حس کردم چقدر الان وقتش رسیده ...
خیلی عجیبه که کتابها وقتی دارن برای خوندنشون و اومدن این وقت شاید خیلی هم در اراده تو نیست
ولی وقتی انتظارشون رو بکشی
یه لحظه خاصی وقتشون میرسه و میتونی صدای اونارو، حین خوندن متنشون بشنوی!!
شما ببینید در داستانهای قدیمىِ خود ما دربارهی «فارابی» نقل شده است که سازی را کوک کرد که همه خندیدند و همه گریستند و بعد همه خوابیدند و او در رفت!
البته ممکن است این هم یکی از همان داستانهای علمی، تخیلی باشد؛ من نمیدانم؛ کسانیکه بیشتر واردند، بگویند.
ما که میبینیم میشود؛
یعنی واقعاً کسی طوری بزند که آدم گریه کند. اتفاقاً موسیقی ما بیشتر همان جنبهی گریه را دارد. آیا نمیشود طوری با «قانون» بزنند که افراد بخندند؟ ما الان این را در موسیقىِ خودمان کم داریم.
وقتی ما از موسیقىِ شاد سخن میگوییم، بعضی خیال میکنند موسیقىِ شاد باید مرقص باشد! در حالی که معنای شاد، مرقص نیست. ...
پ.ن: « قانون» از سازهای زهىِ مضرابی است که اصالتاً ایرانی است؛ اما در چند قرن اخیر در ایران رواجی نداشته است. این ساز در حال حاضر در کشورهای عربی متداول است. «قانون»، کمی بزرگتر از سنتور است. مضراب آن، حلقهیی فلزی و پهن است که وسط آن، یک جسم استخوانی - مانند پرِ پرندگان - قراردارد و بر انگشت سبابه محکم میشود. «قانون»، مثل سنتور انعکاس صدا ندارد و نواقصی که در سنتور موجود بوده، در این ساز از میان رفته است.
📖 دیدار با اعضای گروه دانش رادیو /۱۳۷۰
+1
ایرانی نبودم
از خاور دور از سرزمین خورشید تابان آمده بودم
اما غرور شکسته شدهام در هیروشیما و ناکازاکی را
اینجا هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین مادری ام بازیافتم.
📖 مهاجر سرزمین آفتاب
🔻 کسی جرئت نمیکند به شجرهنامه خود نگاه کند!
شما قرن چهارم هجری را نگاه کنید. کتاب «تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری»، نوشتهی «آدام متز»، نشان میدهد که تمام محیط اسلامی، اصلاً بازار علم دنیاست، و آن نقطهی اصلیش هم ایران است؛ یعنی همین اصفهان و ری و فارس و خراسان و هرات و مرو و ... .
این شهرها مرکز و قلهی علم دنیا بوده است؛ اما متأسفانه نسل امروز اینها را نمیداند.
این ندانستن، نه به معنای این است که همین مطالبی را که من گفتم، نمیداند؛ چرا، این مطالب را صد بار شنیده است؛ همه در کتابها هم گفتهاند؛ همه جا هم گفتهاند؛ اما باورش نیست!
بی آنکه به زبان انکار کند، یک حالت ناباوری در همهی نسل امروز و نسل قبل، نسبت به گذشتهی ایران وجود دارد؛ علتش هم این است که تمدن غرب و این تکنولوژی پُرسروصدا، آنچنان آمده فضا را پُر کرده، که حتّی کسی جرأت نمیکند به شجرهنامهی خودش نگاه کند!
📖دیدار با اعضای گروه دانش رادیو / ۱۳۷۰
شکر خدا برای امشب...
شکر رو وقتی خوب متوجه میشیم که عدم چیزها در نظرمون بیاد
شکر خدا برای وجود چنین مراسماتی که لحظهای ما رو از دنیای روزمرگیها وارد عالم دیگری کنه ...
خب امشب
بشنوید از زبان آیت الله خامنهای
در مورد داستانهای علمی تخیلی!!!
آن داستانهای علمی، تخیلی که اشاره کردید، واقعاً هم مهم است. این علمی، تخیلیها الان در دنیا یک فصل بسیار بازی شده است. شما گفتید که این داستانها باید به عقل نزدیکتر باشد؛ نه، چیزهایی وجود دارد که از ذهن خیلی هم دور است؛ حتّی در آن کتابهایی که به فارسی هم ترجمه شده و من دیدهام - من که به متون خارجیش دسترسی ندارم - چیزهایی وجود دارد که از عمل خیلی هم دور است؛ یعنی به نظر میرسد که هنوز علم بشر به آنجا نرسیده که مثلاً فرض کنید یک آدم آهنی، ناگهان شعور و وجدان و درک پیدا کند.
اخیراً کتابی منتشر شده به نام «انسان دو قرنی»، که پارسال چاپ شده بود و من آن را دیدم. در این کتاب، یک آدم آهنی ناگهان شعور و وجدان و درک پیدا میکند! این از واقعیتهای علمی زمان ما خیلی دور است؛ یعنی واقعیتهای علمی چنین چیزی را اصلاً تجویز نمیکند؛
لیکن هم سرگرم کننده است، هم سرگرم کنندهی بیهوده نیست - هجو نیست - یعنی ذهن را به آفاق جدیدی میبرد؛ و این چیز خوبی است.
البته از سابق هم چنین چیزی معمول بوده است. چیزهایی هست که در یک زمان تخیلات بود، اما الان دارد به واقعیتها تقریباً نزدیک میشود.
📖دیدار با اعضای گروه دانش رادیو سال ۱۳۷۰
کسانی بودهاند که برای اینکه اصلاً از حقایق زندگی غافل بشوند، به موسیقی پناه میبردند؛ اسلام این را نمیپسندد؛ اسلام میخواهد ما را به متن زندگی برگرداند. اسلام، غافل شدن و غرق شدن و رفتن در توهمات و پندارها و گیج شدن و از حقایق زندگی غافل ماندن را اصلاً قبول ندارد و نمیپسندد. قاعدتاً آنطور موسیقی هم با مسکرات همراه است؛ یعنی مکمل هم هستند! اینگونه موسیقییی که من میگویم، ضد آن است؛ اصلاً در جهت مقابل موسیقی لهوی است. موسیقی حلال، بیدار کننده و هشیار کننده است.
بانگ گردشهای چرخ است اینکه خلق
میسرایندش به طنبور و به حلق
«بانگ گردشهای چرخ است»، یعنی چه؟ میخواهد بگوید که موسیقی جزو حقایق و طبیعت عالم است.
ما همه اجزای آدم بودهایم
در بهشت آن لحنها بشنودهایم
در بهشت اینها را شنیدهاند؛ حالا هم که میشنوند، احساس شوق میکنند. البته این فلسفهی غیرمقبولی است؛ اما حاکی از این است که موسیقی یکی از حقایق عالم است. حالا این موسیقییی که جزو حقایق عالم است، آن چیزی نیست که انسان را از حقایق عالم غافل میکند و در پندارها و خیالات و توهمات و احیاناً در شهوات غرق میکند
📖دیدار با اعضای گروه هنر و ادب رادیو سال ۱۳۷۰
Repost from حوزه هنری انقلاب اسلامی
🎥 ببینید| #کارن_همایونفر؛ چهره هنر سال ۱۴۰۳ انقلاب اسلامی از الهامات هنرمند در خلق اثر هنری میگوید…
🆔 @hozehonarii
Repost from نکات ناب و حکمت های آیت الله حائری شیرازی
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸سعدی، قاعدۀ فرهنگ ماست و حافظ، ارتفاع آن🔸
روی سعدی زیاد کار کنید. اگر انسان روی سعدی خوب کار کند، حافظ را بهتر می فهمد.
سعدی، #قاعدۀ فرهنگ ماست و حافظ، #ارتفاع آن. همیشه ارتفاع، متکی به قاعده است. شما هرچه قاعدۀ یک بنا را گسترده تر کنید، بیشتر مجاز هستید که بر ارتفاع آن بیافزاید. این برج میلاد، قاعده اش یک خانه و دو خانه نیست. وگرنه نمی توانست چهار صد متر برود بالا. زیرساخت هایش از یک طرف به این خیابان می رسد و از یک طرف به آن خیابان.
اگر مردم ما بخواهند همان رفعت حافظ را داشته باشند، بهترین کار این است که با وسعت مطالب سعدی مأنوس بشوند. رسیدن به حافظ بدون عبور از سعدی میسر نیست. سعدی شناسی، شرط حافظ شناسی است. توصیه می کنم که شاعران و کلاً مردم ما از اشعار حافظ و سعدی فاصله نگیرند.
#روز_سعدی
#سعدی
@haerishirazi
