آرشیو مَغز بَرفا
Open in Telegram
203
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from دَن🦖
بزرگ ترین هدیه ای که میتونستم به خودم و به سلامت روحم بدم کنار گذاشتن آدم های متوهم زندگیم بود
متاسفم ولی من دیگه با هیچ انسان بلاتکلیفی، با هیچ کار بلا تکلیفی، با هیچ رابطه بلاتکلیفی و با هیچ محیط بلاتکلیفی ادامه نمیدم.
همینجوریش یک مغز بلاتکلیف خسته دارم و برایم کافیست.
When worlds collide, and days are dark You may have my number, you can take my name But you’ll never have my heart
میدونی مشکل من با مغزم فک کردن زیاد نیست یعنی هست ولیی مهمترینشششششش ساختن سناریوهایی که میدونم قرار نیست هیچوقت اتفاق بیوفته.
من دیگه نمیتونم پروانهای توی دلم حس کنم، یه قورباغه اومد تو زندگیمو همشونو خورد!!!
هیچی لذت بخشتر از این نیست که با کسی آشنا بشی که دنیا رو مثل تو میبینه،همونقدر عجیب و مسخره و فراطبیعی با ذهنی که میخاره برای هیجان و تصورات پیچیده، انگار میفهمی که اونقدرام دیوونه نیستی! شایدم هستی فقط تنها دیوونهی اینجا نیستی.
از روابط انسانی پیچیده خوشم نمیاد، هرچیزی که لازم باشه براش دروغ گفت، سیاست بخواد و احساسات واقعی و پنهان کرد ارزششو نداره.
من فقط ظاهرا قویام ولی اگه بغلم کنی گریهام میگیره،
بهم بگی خوبی؟ گریهام میگیره،
چاییم یخ میکنه گریهام میگیره،
آهنگ گوش میدم گریه میکنم، انگار حجم قوی بودنم تموم شده.
