ѕυяνιναℓ σƒ رودِ روان
Open in Telegram
او از سیاهی زاده میشود. ما > من چنل دیلی ناشناس: https://t.me/HarfinoBot?start=737c7246e69e22b شناس: https://t.me/sm_ile_sky
Show more166
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from دو در یک
هیچ شأن و منزلتی در این زندگی نمونده، هیچ جمله زردی نمیتونه روی این وضعیت ماله بکشه، هیچ شعر و ترانه و کتابی دیگه نمیتونه اون پرتو کوچک اُمیدی که از دریچهها رد میشه رو نشون بده. به معنای واقعی کلمه همه چیز در کثافت ترین حالت خودشه.
: Black.Fountain
مگر تنها خدا نیست که شکستناپذیره؟! چرا هیچکدوم از اینها نقطهشکست ندارن؟ چرا حامیان جندتون نمیبینن که خداس زمینی ساختن برای خودشون؟
داروهای معمولی از ۵۰۰ هزار شروع میشن تا ۱ میلیون و ۵۰۰، جا کی میپذیره شکست خورده؟!
Repost from مملکته
📝 دانیال کریمی، پدر جاویدنام امیرمحمد کریمی، به زندگی خود پایان داد
دانیال کریمی، پدر امیرمحمد کریمی، از جان باختگان خیزش دی ماه در مرودشت، ۱۵ شهریور به زندگی خود پایان داد.
امیرمحمد کریمی، ورزشکار ۱۹ ساله و عضو پیشین تیم ملی نوجوانان تکواندوی ایران، ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مرودشت با شلیک گلوله کشته شد. پیکر او در روستای جونجان از توابع مرودشت به خاک سپرده شد.
📝 آیدا حیدری، نامزد جاویدنام ابوالفضل سلیمانی به زندگی خود پایان داد
آیدا حیدری، ۲۵ ساله و نامزد ابوالفضل سلیمانی الموتی، از جانباختگان اعتراضات دیماه، پنجشنبه ۱۲ شهریور و حدود هشت ماه پس از کشتهشدن نامزدش، به زندگی خود پایان داد.
@mamlekate
Repost from Vahid Online وحید آنلاین
BadAngel66636
آرمین تیموری راد ۱۹ ساله
پدرش: امید تیموری راد ۴۷ ساله
عموش: امید تیموری راد ۴۲ ساله
نوشته بودند ۱۸ دی در فردیس کرج به دست ماموران سرکوبگر حکومت کشته شدند.
روی مزارشون نوشته شده ۱۹ دی
و نوشته بودند:
به جز این سه نفر، همسر امید تیموریراد و مادر آرمین هم در پی اصابت گلولەهای جنگی، بە شدت مجروح شدە است: @VahidOOnLine
📡 @VahidOnline
Repost from [ رسانه مردمی - ایران ما ]
کاربرای عرزشی توی توییتر بر این باورن که دلیل رونمایی نکردن از مجتبی خامنهای این بوده که مجتبی درونگراست و نمیخواد در معرض عموم قرار بگیره.
• @ouriran
من با چه لجنی دوست بودم ها؛
ببین این سری واقعا نه جای وسطی داشت نه چپ نه راست، هیچ! فقط باید ایرانی میبودی و شرافت میداشتی؛ فرزندان خود نظام رو دارم میبینم سمت مردم هستن، اما امان از دروغگوهای کونفدا!
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
چپ ایرانی و ستیز با بازار آزاد
چپ ایرانی بسیار مراقبه زاویه و ستیزش با بازار آزاد رو حتماً نشون بده. یعنی کسی که خودش رو چپ میدونه این چپ بودن رو باید با مخالفت با بازار آزاد نشون بده. این چپ در عین حال خودش رو «سوسیالدموکرات» هم معرفی میکنه ــ به هر حال سوسیالیسم کلاسیک شکست مفتضحی خورده و حمایت از الگوهای شکستخورده به نفع هیچکس نیست، و به عنوان آبرومندانهتری نیازه.
اما یکی از مسلمات امروز دنیا اینهکه سوسیالدموکراتها دهههاست بازار آزاد رو پذیرفتند. اون چیزی که سوسیالدموکراتها تحت عنوان دولت اجتماعی یا دولت رفاه دنبالش هستند کاملاً درون نظم بازار آزاد تعریف شده و قرار داره؛ یعنی یک سوسیالدموکرات هم اول نظم بازار آزاد رو میپذیره و بعد میخواد سوگیری اجتماعیتری به این نظم بده تا ثروت ــ به زعمش ــ بهتر توزیع بشه.
▪️چند مثال اروپایی
آلمان: حزب سوسیالدموکرات آلمان در سال ۱۹۵۹ از مارکسیسم (که مخالف بازار آزاد بود) دست شست؛ مالکیت خصوصی و اصول بازار رو پذیرفت و دیگه خودش رو یک حزب متعلق به طبقۀ کارگر نمیدونست (بلکه میخواست نوعی «حزب مردم» باشه). این اتفاق در برنامۀ موسوم به «برنامۀ گودِسبِرگ» رخ داد.
بریتانیا: حزب کارگر بریتانیا، به عنوان حزبی که سوسیالیسم بریتانیایی رو نمایندگی میکنه، تا دهۀ ۱۹۸۰ همچنان ایدۀ مالکیت عمومی و ملیسازی رو پیگیری میکرد، اما رفتهرفته از این خطمشی کلاسیک فاصله گرفت و تونی بِلِر در سال ۱۹۹۵ بند چهار برنامۀ حزب رو که تأکید بر مالکیت عمومی و توزیع ثروت بود کنار گذاشت و به جاش بر اقتصاد رقابتی و بنگاهداری خصوصی و بازار تأکید کرد.
سوئد: دربارۀ اینکه نظم اسکاندیناوی هم نظم بازار آزاده قبلاً مفصل صحبت کردیم. نگاه کنید به این پست: رؤیای اسکاندیناوی
فرانسه: در فرانسه وقتی فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۱ از حزب سوسیالیست به قدرت رسید، مجموعهای از بانکها و صنایع بزرگ رو ملی کرد و برنامهای مداخلهگرانه رو در پیش گرفت، اما این سیاست خیلی زود به مشکل خورد و سوسیالیستهای فرانسوی از اون پس به تدریج یه اقتصاد بازار همراه با سیاستهای اجتماعی روی آوردند.
اسپانیا: حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا هم از اوایل دهۀ هشتاد به سمت اقتصاد بازار و خصوصیسازی چرخید.
▪️تناقض سوسیالدموکراسی
بنابراین، اصل بازار آزاد چنانکه گفتم مورد پذیرش سوسیالدموکراتهاست و هرگز دیگه تابو نیست. منتها هر کدوم از این احزاب سوسیالدموکرات به نحوی میخوان چیزی که اسمش رو میگذارند برابری و عدالت اجتماعی و دولت رفاه در چارچوب بازار آزاد محقق کنند. حالا راهکارهای متفاوتی برای این هدف پیشنهاد میکنند.
اما اصل قضیه اینه: ساختن دولت رفاه و اجرای سیاستهای اجتماعی به منابع مالی نیاز داره. این منابع از کجا تأمین میشه؟ در الگوی بازار آزاد دولت که دیگه نمیتونه تصدیگری کنه، دولت دیگه مالک نیست تا درآمد مستقل داشته باشه، پس این پول از کجا قراره بیاد؟ بله! از مالیات. یعنی اصلاً سوسیالدموکراتها به این دلیل دست از مالکیت دولتی شستند چون فهمیدند اون راه رفاه به ارمغان نمیاره. یعنی فهمیدند و پذیرفتند رفاه و ثروت و پیشرفت در بازار آزاده (واقعیتی که بیش از یک قرن در برابرش مقاومت کرده بودند). پس ثروت رو بازار ایجاد میکنه، حالا باید با مداخله در بازار و مالیاتبندی زمینه رو برای ایجاد دولت رفاه فراهم کنیم ــ یعنی دولت دائم حداقلهای معیشتی و زیستی بیشتری رو برای مردم فراهم بیاره؛ از شغل تا مسکن و آموزش و بهداشت و درمان.
حالا مناقشه اینجاست: مدافعان بازار آزاد و کاپیتالیسم میگن این هدف در نهایت با آزاد گذاشتن بازار آزاد و کارآفرینی قویتر محقق میشه، مدافعان دولت رفاه میگن نه، این هدف با محدود کردن بازار آزاد محقق میشه. تناقض سوسیالدموکراسی اینجا برملا میشه: اهداف سوسیالدموکراسی منابع مالی میخواد، اما سیاستهای سوسیالدموکراتیک تولید ثروت رو کاهش میده. یعنی سوسیالدموکراتها میوههای شیرین بازار آزاد رو میچینند، اما در عین حال با محدود کردن بازار و مالیاتبندی شدید سال به سال میوههای این باغ رو کاهش میدن. دعوا سر همینه:
سوسیالدموکراتها برای ایجاد رفاه به بازار آزاد نیاز دارند، اما در عین حال هنگام تحقق دولت رفاه بازار آزاد رو تضعیف میکنند و رفتهرفته دیگه ثروت لازم برای دولت رفاه جمع نمیشه.
▪️مثال آمریکا
اینطور نیست که فکر کنید اگر بازار آزاد برقرار باشه، تحت تأثیر قرار نمیگیره و میشه هر بلایی سرش آورد. حتی آمریکا که تصور میشه مهد بازار آزاده، در پی سیاستهای اجتماعی تضعیف شده بود (مثال بریتانیا رو قبلاً بررسی کردیم. نگاه کنید به این پست: تاچر چه کرد؟).
در آمریکا بازار آزاد برقرار بود. درسته؟ خب ببینیم از ۱۹۴۰ تا ۱۹۸۰ چه بر سر این اقتصاد اومد. در آمریکا هزینههای رفاه اجتماعی از ۳.۵۷ میلیارد دلار در سال ۱۹۴۰ به ۲۹۲ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۰ افزایش یافت. هزینههای رفاه اجتماعی که در بودجۀ ۱۹۷۰ بالغ بر ۶۶.۷ میلیارد دلار بود، تا پایان این دهه تقریباً چهار برابر شد و به ۲۴۷.۶ میلیارد دلار رسید. از اواسط تا اواخر دهۀ ۱۹۶۰، در دوران ریاستجمهوری لیندون جانسون، هزینههای رفاه اجتماعی سالانه ۱۲.۶ درصد افزایش مییافت. این هزینهها در دوران ریاستجمهوری نیکسون و فورد (۱۹۶۹ تا ۱۹۷۷) سالانه ۸.۳ درصد افزایش داشت. در طول دولت چهارسالۀ جیمی کارتر، این افزایش همچنان سالانه ۳.۲ درصد بود.
درآمد واقعی خانوار برای آمریکاییهای سفیدپوست بین سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۱، ۲.۲ درصد، و برای آمریکاییهای سیاهپوست، حتی دو برابر این مقدار، ۴.۴ درصد، کاهش یافت. وضعیت به ویژه برای فقیرترین یکچهارمِ جمعیت آمریکا وخیم بود ــ درآمد واقعی خانوار در این دوره پنج درصد کاهش یافت. حتی کسانی که دستمزد خوبی دریافت میکردند، دائماً تحت فشار بیشتری قرار میگرفتند. بالاترین نرخ مالیات بر درآمد قبل از ریگان ۷۰ درصد بود.
در این شرایط بود که ریگان با اون جملۀ معروفش اومد: «ترسناکترین دۀ کلمه در زبان انگلیسی اینهاست: ”سلام، من از طرف دولت آمدهام به شما کمک کنم!“» ريگان با جدیت در برابر گسترش دولت رفاه ایستاد و کوشید بازار آزاد رو از یوغ سیاستهای اجتماعی رها کنه. موفقیت اقتصادی دورا ریگان نتیجهٔ همین تغییر مسیر بود.
▪️نتیجهگیری برای چپ ایرانی
پس دعوا سر «نه» یا «آری» به بازار آزاد نیست، بلکه دعوا میزان مداخلۀ مجاز در بازار آزاده — دعوا سر حجم بازار آزاده، نه پذیرش یا عدمپذیرش. ما مدافعان بازار آزاد میگیم رفاه رو خود بازار آزاد ایجاد میکنه، اما چپ میخواد با دستکاری بازار به این هدف برسه (که نشون دادم دچار چه تناقض لاینحلیه).
پس این ضدیت با بازار آزاد در بین چپ ایرانی بیشتر یادآور همون چپهای قدیم و سوسیالیستهای کلاسیکه تا سوسیالدموکراسی ــ منتها گویا هنوز با محتوای عنوان قشنگ جدیدی که برای خودشون انتخاب کردند آشنا نشدند.
#بازار_آزاد
@Garajetadayoni | گاراژ
Repost from N/a
+1
بیاید دوباره کنار هم لبخند به لب بچه ها بیاریم
قراره تعدادی پک لوازم تحریر و کوله بگیریم و بین بچه های کار و بی سرپرست پخش بکنیم
هنوزم برای خیلی از بچه های کار شروع مدرسه مثل یک آرزو میمونه و گاهی یک بسته مداد رنگی میتونه دنیای یک کودک رو رنگی بکنه ✨
❤️ هزینه هر قدم توی این مسیر فقط ۴۹ هزار تومانه ❤️
از یک قدم تا هر چند تا که خواستین می تونید کنارمون باشید تا بتونیم باعث بشیم بچه های بیشتری دوباره به رویاهاشون فکر بکنند
6037991231713227
به نام نازنین زهرا باغبان
لطفا واریز کردین پیوی زیر تعداد قدم هایی که کنارمون بودید رو بگید 🤍
@nazanin_bgh1
از تمامی مراحل خرید تا پخش بسته ها و ... براتون عکس میزارم✨Repost from Vahid Online وحید آنلاین
شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان ۱۰ نفر از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» را به اعدام محکوم کرده است. شش متهم دیگر این پرونده نیز احکام سنگین زندان گرفتهاند.
کانال تلگرامی خبرنامهها خبر داد این احکام در مرحله بدوی صادر شدهاند: @MahmoudianMehdi
«ترانه رحیمی»، «نوید الیاسی»، «ابوالفضل دادگستر»، «مهدی منصوری»، «احمدرضا سعیدی»، «مهرداد بوئری»، «محمد مهدی اسدی»، «آرمین غلامی»، «پارسا جعفری» و «مهدی جعفری»، معروف به «مهدی خسروی»، ۱۰ متهمی هستند که حکم اعدام گرفتهاند.
در بخش دیگری از حکم، «رومینا رحیمی» و «میلاد بوئری» هرکدام به ۲۵ سال حبس و «حامد مهرعلیان» به ۱۵ سال زندان محکوم شدهاند. «ستایش ساعدی»، «سجاد عابدی» و «علی بوئری» نیز هرکدام به پنج سال حبس محکوم شدهاند. دادگاه همچنین هر ۱۶ متهم را بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به پنج سال، «تحریک» به پنج سال و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم کرده است. پرونده «میدان شهدای اصفهان» در ارتباط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ تشکیل شده است. متهمان این پرونده از ۱۴ بهمن تا ۲۴ اسفند همان سال در خانههایشان بازداشت شدند. شماری از آنها کارکنان فروشگاههای کفش و پوشاک در محدوده خیابان شهدا یا از بستگان صاحبان این فروشگاهها هستند. بیشتر متهمان این پرونده کمتر از ۲۳ سال دارند. ترانه و رومینا رحیمی، خواهران دوقلو، هنگام بازداشت ۱۹ ساله بودند. جلسات رسیدگی به اتهامهای این افراد از ۲۲ تیر ۱۴۰۵ در شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان آغاز شد. اتهامهای آنها «محاربه»، «معاونت در محاربه»، «تخریب اموال عمومی در حکم محاربه»، «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» اعلام شده بود. این پرونده پس از کشتهشدن «عباس کامرانی»، عضو سپاه پاسداران، و یک شهروند بیخانمان در اعتراضات ۱۸ دی تشکیل شد. بااینحال، در کیفرخواست صادر شده علیه متهمان، اتهام قتل مطرح نشده است. منابع مطلع پیشتر گفته بودند در جلسات دادگاه مدرکی که نقش متهمان در کشتهشدن این دو نفر را اثبات کند، ارائه نشده و اعترافات گرفتهشده در دوران بازجویی، مبنای طرح اتهامها قرار گرفته است. شماری از متهمان در دادگاه گفتهاند اعترافات آنها با ضربوشتم، استفاده از شوکر و تهدید به تعرض جنسی گرفته شده است. «احمدرضا سعیدی» نیز در حضور قضات اعلام کرده بود که در دوران بازجویی شکنجه شده است. براساس اطلاعات منتشرشده، یکی از زنان متهم این پرونده نیز از تعرض در زمان بازداشت خبر داده و شکایتی ثبت کرده است. بااینحال، دادگاه بدون رسیدگی به این شکایت، حکم او را صادر کرده است. وکلای متهمان نیز از دسترسی کامل به پرونده محروم بودهاند. گزارشها حاکی است دادگاه اجازه نداده است هر متهم از شمار قانونی وکلای مدافع برخوردار باشد. «محمدرضا توکلی» و «مرتضی براتی»، قضات این پرونده، پیشتر نیز در پروندههای سیاسی و امنیتی اصفهان حکم اعدام صادر کردهاند. توکلی از قضات پروندههای «میدان علیخانی» و «توماج صالحی» بوده و براتی نیز در پرونده «خانه اصفهان» برای سه معترض حکم اعدام صادر کرده بود. @VahidHeadline📡 @VahidOnline
حتی بهکاربردن کلمه عادی هم یهجوریه، الان هم عادی نشده، اما شاید باید بگیم اونموقع مرگ جوون زیاد نبود.
یا مثلا مرتضی پاشایی، همه اونموقع ناراحت بودن، یه ایران برای مرتضی سوگوار بود، یکی بود میگفت چرا؟ یکی دیگه جواب داده بود اونموقع مرگ جوون عادی نشده بود...
