en
Feedback
𝐃𝐄𝐍 𝐅𝐑𝐈𝐄𝐍𝐃𝐋𝐘🖤

𝐃𝐄𝐍 𝐅𝐑𝐈𝐄𝐍𝐃𝐋𝐘🖤

Open in Telegram

••WLC TO MY CHNL🍷 👇🏿 𝐃𝐄𝐍 𝐅𝐑𝐈𝐄𝐍𝐃𝐋𝐘🖤 👇👇لینک ناشناس https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1834813-rFC12Un https://t.me/overdose_012 کانال دوم ما 👇🏻👇🏻👇🏻 https://t.me/Flower_my12

Show more
25
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-69530 days
Posts Archive
خودکشی نمکنم ولی اگه یک ماشین بزنه بمه و بمیرم ناراحت نمیشم🌱💔

ولی واقعا گناه داشتم ایقذر غم حق مه نبود 🫠🖤

هیچوقت هیچکس مر نفهمید 🖤

میگن زخما تو خوب میشن ولی بدتر شدن((:❤️‍🩹🩹

- خدا میگه: «وَ لِرَبِّکَ‌ فَاصْبِر» این بار هم بخاطرِ من، صبوری کن..🤍(:

بــراے شــرڪــت در تــب لــیــســت پــر جــذب مــا بــه آیــدے زیــر مــراجــعــه ڪــنــیــد🦋🌸⬇️ 🆔: @Ahamd071

Repost from N/a
معنی حرفاش و فقط افسرده‌ها میفهمن:))) ➠ https://t.me/addlist/M39euYL71es4NjNl 😊🦋 تکست‌هاش حرف دلِ دختراس:) ➠https://t.me/addlist/M39euYL71es4NjNl ✨🙂 تراپی؟نه ممنون این چنل کمکم میکنه🥰👇🏻 ➠https://t.me/addlist/M39euYL71es4NjNl 😢🫂 وقتایی که دنبال آهنگ‌ دپ میگردی:🌝✨ ➠https://t.me/addlist/M39euYL71es4NjNl 🪄🖤

-2147483648_-212903.webp0.53 KB

. دنبال‌ پروفایل‌ های‌ فیک و‌ جذاب‌ هستی‌ ولی‌ پیدا‌ نمیکنی‌ بیا‌ اینجا‌ کلی‌ پروفایل‌ های‌ فیک‌ داریم‌ همه‌ فک‌ میکنن‌ خودتی
. دنبال‌ پروفایل‌ های‌ فیک و‌ جذاب‌ هستی‌ ولی‌ پیدا‌ نمیکنی‌ بیا‌ اینجا‌ کلی‌ پروفایل‌ های‌ فیک‌ داریم‌ همه‌ فک‌ میکنن‌ خودتی🤩💛✨ #پروفایل‌‌‌_لاکچری_دخترونه #پروف_تولد #پروفایل‌_خفن_پسرونه #پروفایل_فیک_گردش‌.... #پروفایل_سیاه‌ فقط‌ کافیه‌ روی‌ لینک‌ زیر‌ بزنید🙈🌸🦋👇👇 https://t.me/+NlowC0C-5PowZTdl https://t.me/+NlowC0C-5PowZTdl https://t.me/+m9YnB1oUjxIyZGRl https://t.me/+m9YnB1oUjxIyZGRl https://t.me/+7EUN7HsmJyM2NzM0 https://t.me/+7EUN7HsmJyM2NzM0

چه نوع آهنگی میخایی گلم انتخاب کن👇👇 https://t.me/+NlowC0C-5PowZTdl https://t.me/+NlowC0C-5PowZTdl https://t.me/+NlowC0C-5PowZTdl

دوستان برای شما کانالای اوردم که بکل تلکرام پیدا نمیکنین🥰😍💋✨ https://t.me/+7vGiGD55mfg4Y2Jl https://t.me/+7vGiGD55mfg4Y2Jl
دوستان برای شما کانالای اوردم که بکل تلکرام پیدا نمیکنین🥰😍💋✨ https://t.me/+7vGiGD55mfg4Y2Jl https://t.me/+7vGiGD55mfg4Y2Jl https://t.me/+7vGiGD55mfg4Y2Jl برای شرکت درلیست ما به این ایدی پیام بدین👇👇👇👇 @Hania_Jan

.•. ﮼دل‌صاف‌ودست‌بی‌نمک؛ ﮼ترکیب‌بدی‌یه…!💔🥀 • • •

💥💥💥 سلام دوستان گلم چالش ما شروع شد باجایزه های قشنگ😍 #جایزه_نفر_اول یک پلت سایه فانتزی خاص و شیک با جمع آوری 250 لایک #ج
💥💥💥 سلام دوستان گلم چالش ما شروع شد باجایزه های قشنگ😍 #جایزه_نفر_اول یک پلت سایه فانتزی خاص و شیک با جمع آوری 250 لایک #جایزه_نفر_دوم یک ماساژ سر با جمع آوری 200 لایک #جایزه_نفر_سوم یک خط چشم با کیفیت و ماندگاری بالا باجمع آوری 150 لایک برای اشتراک اسم و عکس مورد نظرتان را به آیدی زیر ارسال نمایید 👇🏻 @Fancy_Shop0 ختم چالش جمعه شب 🌙 به لینک های زیر جوین شوید👇🏻 https://t.me/fancy4_you https://t.me/fancychat0 موفق باشید🫶🏻

به ای چالش اشتراک کنین ازخوده🙏🏻❤️

#به_پایان_رسید_این_دفتر #نویسنده_M #پارت_20 شنبه.. امروز قراره مه و آمنه بریم کورس کامرس ثبت نام کنیم مه گفتم از تایم صبح بریم ولی آمنه میگه از تایم بعد از ظهر بهتره ساعت ها ۱ و نیم هماهنگ کدیم که هر دو تا ما  دم مستوفیت باشیم چون هوا گرم بود یک مانتو که چهار خونه رنگ قهوه ای و سیا بود ور دیشتم چون جنس یو نخی و یخ بود خودی کفش ها تابستونی (چپلی)سیاه و شال سیا ور دیشتم مو ها خو شونه کردم و بلند بستم  یک ضد آفتاب هم بزدم مانتو خو پوشیدم و یک نگاهی ته آیینه بنداختم  بسم الله کدم و از خونه بیرو شدم دم مستوفیت رسیدم دیدم آمنه از دور دست خو بالا کد که یعنی اینجی یم برفتم پیش یو و احوال پرسی و بغل کشی خاطری یک هفته ندیده بودم دیوونه گکه 😁🥹 سچرخ گرفتیم و رفتیم دم کورس... رفتیم داخل باااا چیگذر دختر یعنی اینا به صنف جا میشن آمنه😳😳 امنه:مچمممم😳 برفتیم مدیریت و ثبت نام کدیم و آدرس صنف گفتن انتظار دیشتم مثل صنف مکتب باشه ولی صنف نبود یک جااا خیلی کلونی میشه گفت سالون بزرگی  پر از چوکی رفتیم یک جایی پیدا کدیم و شیشتیم هم خوشحال بودم هم ناراحت خوشحال بودم که بلاخره دارم به آرزو ها خو نزدیک میشم ناراحت بودم ازی که شاید صدا استاد از اونجی نشنوم😂😂 مه:آمنه یعنی صدا استاد تا اینجی میایه آمنه:مرگ تور نگیره دیوونه استاد مایک داره مه:تور بخدا آمنه:ها😂 مه:نخند خب خوهر تو اینجی درس خونده خبر داری مه خبر ندیشتم😕 آمنه:حالی خبر شدی استاد بیامد شروع کد به درس و ای ساعت ریاضی بود  مه هم که عاشق ریاضی یم خیلی واضع و خوب درس دادن واقعا درس دادن نا عالی بود و خیلی خوش مه آمد ...

#به_پایان_رسید_این_دفتر #نویسنده_M #پارت_19 صبحانه خورده شد مه هم که اشتها ندیشنم فقد یک گیلاس چای خوردم بابا و مجتبی و مصطفی برفتن سوسن زنگ زد که آماده شو حامد میایه دنبال تو و گفتم که نمیرم اصرار کرد و گفت حامد ری میکنه خودی بابا گپ بزنه و گفتم فایده نداره و قط کدم بازم همو حسه بی ارزشی... بازم قلب مر شکستن بازم ذوق مر کور کردن بارم بخاطر جرم دگرا مر مجازات کردن ولی میگذره  صبح میشه ای شب امید مه به خدایه و میفهمم مر ناامید نمیکنه 😌❤️ دختر کاکا مه آمد حتما باز بیامده زهر ها خو بریزه بره هیچی ازینا خش مه نمیایه سلام علیک کد چای و میوه آوردم شروع کد دگه رویا:میگم شقایق البد نرفتی مجلس خاله جیگر خو 😏یا شاید تور نگدیشتن بری مه: ها نگدیشتن برم چری مشکلی داری؟ رویا:باا ایشتع خور بدر میاری خب بپرسیدم چکار  شد مه:هیچی مه هم جواب تور دادم چکار شد؟ کمی دگم فس فس کرد برفت الهی شکرر که برفت🙄🙄 کارا مه خلاص شد رفتم گوشی خو ور دیشتم نت روشن کدم دیدم ته گروه ادمین ها آمنه و ارسا و امید هی اختلاط میکنن چتا اونار میخوندم و همی رقم که از گپاینا معلومه امید و سمیر صنفی ین و اونا هم امسال مکتب خلاص میکنن رفتم ته کانال پست ها نگاه میکدم امید  همش پست عاشقانه میگذاره ولی سمیر پست ها اسلامی و شعر میگذاره آمنه هم کو هر چی به گیر یو بیایه😂🤦‍♀ مه هم یک آهنگی از مهراد جم که داشتم گوش میکدم داخل کانال بگدیشتم و چند تا پست غمگین نمیفهمم چری ولی از متن ها غمگین خش مه میایه 🚶‍♀🖤 و برفتم ته انستا  ویدیو نگا کدم بعد چن دقه آمنه پیام داد آمنه:آنلاین میشی یک سلامی نمیکنی عبرت مه:گفتم مزاحم اختلاط ها شما نشم سر شما شلوغ بودک😒😒😏 آمنه:تو هم بیا اختلاط کن خب مه:یاد ندارم و خش هم ندارم پیش بچه ها اختلاط کنم🙄 آمنه :بابیلا که دنیا سخت میگیری از ته گوشی تور نمیخورن😐😑 مه:خب چی بگم اختلاط یاد ندارم آمنه:بلیا هر بار تور ببینم مگری یک چرخی برم پیش داکتر گوش و اعصاب مه:🥺🥺 آمنه:وی شوخی میکنممممم مه:میفهمم دیدم ته گروه اسم مر صدا کده آمنه آمنه:انی تور صدا کدم بیا که اختلاط کنیم بدو کمی خدی آمنه فس فس کدم ببخشین یعنی اختلاط کدم😂😂 دیدم سمیر هم سلام کده علیک دادم گفت خوبی دده از ای دده گفتن یو خیلی خش مه آمد به نظر مه سمیر بچه خوب و آرومی یه ولی نسبت به امید اصلا حس خوبی ندارم مچم چری😐🤦‍♀

#به_پایان_رسید_این_دفتر #نویسنده_M #پارت_18 دیدم آمنه پی مه پیام داده که چری لف دادی گفتم خش مه نماد آمنه؛بد کدی بیا دگه مه یکه یم مه:میگم خش مه نماد میفهمی گپه مه یک گپه یله کو دگه آمنه:یااااری که ضد کاری شقایق مه:هاا دگه چن دقه بعد دیدم مر امید دوباره اد کرده چیزی نگفتم و لف هم ندادم حوصله ندیشتم نت خاموش کدم و خاو شدم دو روز بعد ای دو روز هم تیر شد و سبا مجلسه بخیر خدا رحم کنه چیرقم از بابا اجازه بگیرم خدایا🥺🥺 چیرقم بگم اوووف ته دل خو هی جمله تکرار میکدم که چیرقم بگم بابا اجازه میدین سبا برم مجلس خاله خو یا بگم میشه بگذارین سبا برم مجلس یا نه بگم بابا سبا مجلس نازنین میگذاریم برم 🥺🥺 مه اصلا یاد مه نیه کی بابا صدا کدم یعنی وقتی بابا صدا کنم چیرقم جواب میدن ؟؟ بعد نون بابا رفتن اتاق خو مه بعد ازی که ظرفا ششم رفتم بالا با  ترس و استرس رفتم در اتاق دیدم بیدارن بعد از مدت ها بابا صدا کدم  🥺🖤 مه:بابا وقتی بابا گفتم حس عجیبی دیشتم یاد مه از چند سال پیش امد از وقتی که خوشحال تر بودم وقتی که به دنیایی بچه گی خو غرق بودم  و دل شادی دیشتم وقتی که شبا بدون گریه خاو میشدم وقتی که..... با جواب بابا از فکر بیرو شدم بابا:هنوز خاو نشدی بابا اصلا جواب مر نداد شاید منتظر بودم مثل دگه  دخترا وقتی میگم بابا جانم بشنوم ولی ... مه:ماستم یک چیزی بگم یک رقم استرس دیشتم که صدا مه میلرزید🙂🙂 بابا:خب بگو مه:سبا مجلس نازنینع اجازه میدین برم بابا: چشما کور خو وا کن ببین که اونا چکار کردن یعنی تو ننگ و عار نداری که مایی به مجلس اونا بری هنگ کرده بودم از جواب بابا مه:بابا اونا که کاری نکردن چکار میشه بگذارین برم 🥺 بابا : اگر سبا از خونه بیرو شدی دگه نیایی برو در اتاق بسته کن حوصله ندارم واقعا قلب مه شکست در اتاق بستم و رفتم اتاق خو نمیفهمم تا ساعت چند گریه کردم و مر خاو برد صبح بیدار شدم وضو گرفتم نماز خوندم  و صبحانه تیار کدم سفره بنداختم مجتبی هم بیدار شد وقتی مر دید  مجتبی:چشما تو چکار شده شقایق😳 مه:چری چکار شده😕 مجتبی :دم آینه نگا کن نگا کدم دیدم چیشا مه بد رقم باد کده و سرخ شده هر وقت که خیلی گریه کنم چیشا مه همی رقم میشه مجتبی:باز چری گریه کدی ؟ مه؛بابا نگدیشتن برم مجلس و اشکا مه بریخت مجتبی مر بغل خو کد مجتبی:تا مر داری غم نخور انروز بابا مر بکوشه هم تور میبرم مجلس مگری دده مقبول خو ته او رختا ببینم مه:گفتن اگه رفتی دگه نیایی مجتبی:مه گپ میزنم خودی بابا غم نخور مه:نه گپ نزن فایده نداره میفهمی گپ بابا یک گپه مجتبی :گفتم مه گپ میزنم چیکار داری مع:نه اگه بگذارن هم نمیرم خیره مهم نیه مجتبی:چری دیوونه مه:نمیرم خودی ای چیشا خو برم همه بمه میخندن بیخیال باز به عروسی او میرم بخیر

#به_پایان_رسید_این_دفتر #نویسنده_M #پارت_17 آمنه:بگو مرم ادمین کنه که یکه نباشی مه:یله کو دگ پیام نمیدم آمنه:عبرت خاطری یکه نباشی😒 مه:میگم دگه پیام نمیدم آمنه:خب خیره به کامنت ها کانال بگو مه:خود تو بگو آمنه:تور نمیخورن شاهدخت  مر کو نمیشناسه بگم ادمین نمیکنه😕😒 مه:یاری که سریشی آمنه :نمیشه جایی تو باشی مه نباشم 😌 مه:خری دگ برفتم به آخرین پست امید به کامنت یو گفتم میشه یک دوست مر هم ادمین کنین؟ دیدم جواب داد امید:بله عضو هستن؟ مه:بلیا امید :اسم یا آیدی شون بدین آیدی آمنه ری کدم ادمین کد پیام ها خو پاک کدم پس آمنه هم بیامد شروع کد به پست گدیشتن🙄 نت خو خاموش کدم برفتم که دیگ چاشت تیار کنم ...... تا شاو دگه آنلاین نشدم و  مصروف کارا خونه بودم شاو ساعت ها ده بجه بود که برفتم  اتاق خو نت روشن کدم دیدم امید به پیوی مه لینک یک گروهی ری کده اسم گروه هم  گروه ادمین های نوای دل بود برفتم نگا کدم دیدم آمنه جوین شده مه هم جوین شدم 😕 سمیر و ارسا هم بودن دیدم امید و ارسا و آمنه دارن اختلاط میکنن ته گروه  مه:اسم گروه خو اختلاط میگدیشتین نه گروه ادمین ها🙄🙄 ای گپه خو به تهنه گفتم آمنه:سلام رفیق جیدل مه مه:علیک سلام😐 امید:خوش امدی آبجی مه:تشکر سمیر:خش امدین مه:تشکر برار ارسا :خوش اومدی مه:تشکر تشکر همه گی خش باشین شب خش خدا حافظ بعد هم لف دادم خش ندارم محیط های که بچه ها باشن😣😣