روزمرگی های دخترشاه پریون
Open in Telegram
1 074
Subscribers
+624 hours
+117 days
+3430 days
Posts Archive
+1
فک نمیکردم گل کاغذی بیرجند بشه
البته بماند که ریشه هاش تو گلخونه بودسرش بیرون از گلخونه
یادش بخیر کلاس قنادی که میرفتم این باقلواهارو یاد گرفتیم اما یبارم درست نکردم
خبر بد تر اینکه دفترچه دستورامو گم کردم البته توخونه س ولی نمیدونم کجاست
Repost from دغدغههای یک ذهن مشوش
تازه باهام هماهنگ کرد تولد سوپرایزی برات گرفت یک انگشتر خیلی خوشگل برلیان کادو داد
بعد پس دادی موقعی که داشتم بهش میگفتم رد کرده دستای بچوک میلرزید از استرس و ناراحتی🥲💔
یکمم گریه کرد جلوم رفت🫠
ولی واقعا در انتخاب پارتنر همیشه تِر میزنم :))))
و ادمای بوق رو انتخاب میکنن که بربنن به اعصاب و روان من
اومدم اسمو فامیلشو سرچ کردم ( شماره ای ازش ندارم ) دیدم اومد بالا نگاه عکساش که کردم دیدم چه خوش پوش و باکلاس شده
بازم خاک بر سرم 😂
یه خواستگارم داشتم المیرا یادشه انقدر منو دوست داشت المیرا اسمشو گذاشته بود اقای مجنون
حیف اونم قبول نکردم
دیدی بعضی وقتا از روحرص و لج کاری که نمیخوای رو انجام بدی رو انجام میدی!؟
الان من تو اون موقعیتم
از رو لج اولین خواستگارو قبول میکنم 😌
