en
Feedback
بامداد خمار

بامداد خمار

Open in Telegram

پیوند افکار با کلمات. نویسنده تمام نوشته‌ها منم، حتی گیومه‌ها و شعرها. کپی نکنید، فوروارد یا با نام چنل منتشر کنید.

Show more
335
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-3630 days
Posts Archive
پایانِ جوهر قلمِ عشق من، اینجا به پایان رسید. دیگر نمی‌شود احساسات را با کلمات پیوند داد. می‌تونید اینجارو ترک کنید، ولی به رسم یادگار اینجا همینجوری میمونه و پاکش نمیکنم. اگرم خواستید میتونید بمونید. شاید یه روزی برگردم به اینجا، شاید. اینجا هست، اگر خواستید. @kianiism با احترام_ کاف.

پایانِ جوهر قلمِ عشق من، اینجا به پایان رسید. دیگر نمی‌شود احساسات را با کلمات پیوند داد. می‌تونید اینجارو ترک کنید، ولی به رسم یادگار اینجا همینجوری میمونه و پاکش نمیکنم. اگرم خواستید میتونید بمونید. اینجا هست، اگر خواستید. @kianiism با احترام_ کاف.

پس از تو خانه، خانه نشد.

برای شب.

کمتر در خیالِ من پرسه بزن خاطرات قدیمی بیدار می‌شوند.

از زبانت دوستت دارم جاری‌ می‌شد و در من حسِ زندگی.

پناهگاه.
پناهگاه.

در انتهای نامه نوشت: «و من سربازی بودم که می‌خواستم زیر پرچم وطن خود، یعنی قلب تو، خدمت کنم اما تو مرا تبعید کردی، به جایی مثل اردوگاه‌های کار اجباری سیبری.»

یکاری میکنم عشقت قمار آخرم باشه.

مرا در آغوشت بگیر گویی این آخرین ملاقات من با توست.

آغوش.
آغوش.

گاهی از من به نام خانه یاد کن.

«من، خودم را در مقابل عشقت غریب می‌بینم.»

[این شهر لعنتی چی از جونم میخواد؟]

نوشت: مرگ همیشه دفن شدن زیرِ خاک نیست، گاهی از دست دادن کسی‌ست که حضورش باعث زنده ماندنت بوده است.

وطن.
وطن.

و تو آن شبی بازخواهی گشت که من رگِ عشق را بریده‌ام.

«می‌نویسم که بخوانی، می‌خوانی و پاسخم نمی‌دهی؟»

آهنگی که هرگز تکراری نمیشه.

آهنگی که هیچوقت از گوش دادن بهش خسته نمیشم.