بامداد خمار
Open in Telegram
پیوند افکار با کلمات. نویسنده تمام نوشتهها منم، حتی گیومهها و شعرها. کپی نکنید، فوروارد یا با نام چنل منتشر کنید.
Show more335
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-3630 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
August '26
August '260
in 0 channels
July '260
in 0 channels
Get PRO
June '260
in 0 channels
Get PRO
May '260
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 2 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '250
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 0 channels
Get PRO
April '25
+3
in 0 channels
Get PRO
March '25
+90
in 2 channels
Get PRO
February '25
+240
in 1 channels
Get PRO
January '25
+137
in 1 channels
Get PRO
December '24
+85
in 1 channels
Get PRO
November '24
+63
in 2 channels
Get PRO
October '24
+75
in 1 channels
Get PRO
September '24
+177
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 1 channels
Get PRO
July '240
in 3 channels
Get PRO
June '240
in 1 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '24
+72
in 1 channels
Get PRO
March '240
in 1 channels
Get PRO
February '240
in 2 channels
Get PRO
January '24
+115
in 1 channels
Channel Posts
پایانِ جوهر قلمِ عشق من، اینجا به پایان رسید. دیگر نمیشود احساسات را با کلمات پیوند داد.
میتونید اینجارو ترک کنید، ولی به رسم یادگار اینجا همینجوری میمونه و پاکش نمیکنم. اگرم خواستید میتونید بمونید.
شاید یه روزی برگردم به اینجا، شاید.
اینجا هست، اگر خواستید.
@kianiism
با احترام_ کاف.
| 2 | پایانِ جوهر قلمِ عشق من، اینجا به پایان رسید. دیگر نمیشود احساسات را با کلمات پیوند داد.
میتونید اینجارو ترک کنید، ولی به رسم یادگار اینجا همینجوری میمونه و پاکش نمیکنم. اگرم خواستید میتونید بمونید.
اینجا هست، اگر خواستید.
@kianiism
با احترام_ کاف. | 1 |
| 3 | پس از تو خانه، خانه نشد. | 6 |
| 4 | برای شب. | 10 |
| 5 | کمتر در خیالِ من پرسه بزن
خاطرات قدیمی بیدار میشوند. | 172 |
| 6 | از زبانت دوستت دارم جاری میشد و در من حسِ زندگی. | 169 |
| 7 | پناهگاه. | 160 |
| 8 | در انتهای نامه نوشت:
«و من سربازی بودم که میخواستم زیر پرچم وطن خود، یعنی قلب تو، خدمت کنم
اما تو مرا تبعید کردی، به جایی مثل اردوگاههای کار اجباری سیبری.» | 139 |
| 9 | یکاری میکنم عشقت قمار آخرم باشه. | 119 |
| 10 | مرا در آغوشت بگیر
گویی این آخرین ملاقات من با توست. | 117 |
| 11 | آغوش. | 116 |
| 12 | گاهی از من به نام خانه یاد کن. | 106 |
| 13 | «من، خودم را در مقابل عشقت غریب میبینم.» | 107 |
| 14 | [این شهر لعنتی چی از جونم میخواد؟] | 102 |
| 15 | نوشت:
مرگ همیشه دفن شدن زیرِ خاک نیست، گاهی از دست دادن کسیست که حضورش باعث زنده ماندنت بوده است. | 93 |
| 16 | وطن. | 91 |
| 17 | و تو آن شبی بازخواهی گشت که من رگِ عشق را بریدهام. | 132 |
| 18 | «مینویسم که بخوانی، میخوانی و پاسخم نمیدهی؟» | 98 |
| 19 | آهنگی که هرگز تکراری نمیشه. | 97 |
| 20 | آهنگی که هیچوقت از گوش دادن بهش خسته نمیشم. | 1 |
