en
Feedback
آزاده‌یِ‌یک‌اسارت

آزاده‌یِ‌یک‌اسارت

Open in Telegram

برای قدم زدن در کوچه پس‌کوچه‌های خیال. برای برگشتن به آغوش خود. برای حسِ لمس ابدیت.

Show more
281
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
یه چیز الکی بگین یه مداحی بفرستین یه سوال بپرسین چمیدونم. فقط یه پیام بدین….

بعد از مدت‌ها برای خلاصی از غم‌های یهویی. حرفی، سخنی، چیزی… t.me/HidennChat_bot?start=666226186

کاش تو درس‌های عمومی جای چیزایی که می‌خونیم ۴واحد تاریخ بود…

پذیرش این موضوع برام سخته که نسل دانشجو به‌جای رشد این روزها سخت به ته چاه فرو میره. قشری از جامعه که سال‌ها قبل واقعه ۱۶آذر رو رقم زده و در برابر استبدادی چون آمریکا وایستاده، حالا در این روزها حامی سلطنت‌طلبی شده و اتفاقات چند روز اخیر رو در کتاب تاریخ ثبت کرده….

Repost from حَیفا.
در نهایت چیزی که از زندگیم می‌خوام:
در نهایت چیزی که از زندگیم می‌خوام:

"الْحَمْدُلِلّٰهِ الَّذِى أَكْرَمَنا بِكَ أَيُّهَا الشَّهْرُ الْمُبارَكُ…🩵✨”

کاش یه خونه‌ای، یه مغازه، یه گوشه‌ای از این زمین‌های نزدیک حرم داشتم. هر روز صبح چشم که از خواب باز می‌کردم حرم رو می‌دیدم، ه
کاش یه خونه‌ای، یه مغازه، یه گوشه‌ای از این زمین‌های نزدیک حرم داشتم. هر روز صبح چشم که از خواب باز می‌کردم حرم رو می‌دیدم، هر مسیری که می‌خواستم برم باید از جلوی حرم رد میشدم و سلام می‌دادم. شایدم مثل این مغازه‌عه که دقیقا روبروی ورودیه درب حرمه یه سر در خوشگل میزدم…

الله اکبر.🇮🇷

امشب باید یک متن بلند می‌نوشتم تا مطمئن شوم آن نبض تپنده هنوز زنده است. آن صدای درونی هنوز کنجی در من نشسته و زانوهاش را بغل گرفته و منتظر است تا در فرصتی، زمزمه کند آواهای اطمینان‌بخش‌ را در سرم. امشب باید آن‌قدر شاعر می‌بودم تا همه‌چیز را فراموش کنم و فقط به چنگک رؤیا بیاویزم و تاب بخورم در خیال‌های خوش، آبی، درخشنده. تا بتوانم از یاد ببرم تصویر قلب‌های سیاه شده را که مثل کشته‌های جنگ جهانی در هر گوشه و کناری به چشم می‌خورند. وصف کنم درخت‌ها را که پاک‌ترین موجودات جهان‌اند و آرزو کنم درختی شوم به یمن متنی که زاده می‌شود. و حرفم را با این سؤال تمام ‌کنم که راستی ما، من و تو چطور از یاد بردیم که چگونه انسان باشیم؟

تقاص جهل‌مرکب برخی رو پس میدیم.

کاش یاد بگیریم اندک امید انسان‌ها در شرایط سخت برای ادامه دادن و زندگی کردن رو از بین نبریم.

کاش یاد بگیریم امید انسان‌ها در شرایط سخت برای ادامه دادن و زندگی کردن رو ناامید نکنیم.

خیلی گذشت از اون جمعه صبح…
خیلی گذشت از اون جمعه صبح…

Repost from _مُهَنّـا_
اگر از نسل من احیانا علی دوست نشد، مردنش باعث فخر است چنین اولادی!

Repost from تشعشع.
نگاش کن؛ کشتنش. تو کُشتی. تویی که نمی‌دونی اما فکر می‌کنی میدونی. تویی که استوری میکنی، فوروارد میکنی، منشن میکنی. تویی که عکس فیک میسازی! تویی که خبر بی‌منبع رو منتشر میکنی، تویی که روی تحصنات‌ بحق بازاری‌ها صدای فیک میذاری. تو کُشتیش‌. به چشم‌هاش نگاه کن. یه روز میتونست دکتر بشه، مهندس بشه. میشد! بچه‌هایی که عشق به وطن دارن برای نجات وطن حاضرن جون بدن، دکتر شدن که چیزی نیست. بچه‌هایی که عاشق وطنن‌ شهید میشن تا بچه‌هایی که خودشون رو عاشق وطن میدونن به بهانه زندگی سطل زباله آتیش بزنن. آخ ایران. تا کی برادرکشی؟

باشعور بخاطر شعورش سکوت میکنه. بی‌شعور میگه دیدی چجوری دهنشو بستم!🌚

باشعور بخاطر شعورش سکوت میکنه بی‌شعور میگه دیدی چجوری دهنشو بستم! 🌚

یونگ میگه کامل بودن شخصیت یعنی پذیرفتن تمام ابعاد وجود؛ ترسها، تردیدها، شکست‌ها و نقاط بد شخصیت. من ترجیح میدهم یک فردِ کامل باشم تا یک فردِ خوب.