en
Feedback
رویه قضایی دادگاه حقوقی

رویه قضایی دادگاه حقوقی

Open in Telegram

☸️Admin: @persian_law86 لینک پیج اینستاگرام @judicialprocedure

Show more
2 785
Subscribers
+324 hours
+137 days
+12630 days
Posts Archive
مطالبه بها معابر و خیابان‌های عمومی ایجادشده ناشی از تفکیک اراضی مستند قانونی : تبصره ۴ (الحاقی ۱۳۹۰/۱/۲۸) ماده ۱۰۱ قانون شهر
مطالبه بها معابر و خیابان‌های عمومی ایجادشده ناشی از تفکیک اراضی مستند قانونی : تبصره ۴ (الحاقی ۱۳۹۰/۱/۲۸) ماده ۱۰۱ قانون شهرداری: «کلیه اراضی حاصل از تبصره (۳) و معابر و شوارع عمومی و اراضی خدماتی که در اثر تفکیک و افراز و صدور سند مالکیت ایجاد می‌شوند، متعلق به شهرداری است و شهرداری در قبال آن هیچ‌وجهی به صاحب ملک پرداخت نخواهد کرد.»

معیار تشخیص احیا اراضی
معیار تشخیص احیا اراضی

✅رأي : در مورد بند 2 ماده 1 آيين‌نامه اجرايي قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده 56 قانون جنگلها و مراتع كشور مصوب 20/ 10/ 71 و‌زارت جهاد سازندگي, با توجه به اينكه بر طبق نظريه شماره 5908 ـ 24/ 1/ 73 شوراي محترم نگهبان از اين حيث كه مالكيت منحصر به موارد مذكور در بند مورد نظر قلمداد شده خلاف شرع تشخيص گرديده است و در مورد ماده 12 آن آيين‌نامه نيز با توجه به اينكه تعيين و‌صول مبلغ 5 درصد از ارزش معاملاتي اراضي متقاضيان معترض به منزله تعيين نوعي عوارض بوده كه علي‌الاصول نياز به تصويب مرجع قانونگذاري دارد, هر چند كه در قالب تأ‌مين بخشي از هزينه‌هاي رسيدگي قلمداد گردد. علي‌هذا هيأ‌ت عمومي ديوان عدالت اداري باتفاق آراﺀ موارد مذكور در آيين‌نامه اجرايي مورد اعتراض (بند 2 ماده 1و ماده 12 و تبصره آن) را خلاف قانون تشخيص و ابطال مي‌نمايد. https://t.me/arazi_law

◀️◀️دعوای اصلی که منجر به صدور فتواي فقهای شورای نگهبان در سال ۱۳۷۳ شد. تعارض آراﺀ صادره از شعب درخصوص صلاحيت ديوان عدالت اداري در رسيدگي به خواسته نقض حكم انفصال در اجراي دادنامه صادره از حكم قضايي و اعاده به خدمت و حقوق و مزاياي ايام تعليق مصوب 04/ 04/ 1373 🟦موضوع : لغو بند (2) از ماده يك و لغو ماده 12 از آيين‌نامه اجرايي‌قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده 56قانون جنگلها و مراتع كشور مصوب 22/ 6/ 67 https://t.me/arazi_law شاكي : آقاي محمد ابراهيم شرف‌الدين, خانم اشرف سيد مظفري, فرج‌اله قرباني, محمدرضا و‌كيليانطرف شكايت: و‌زارت جهاد سازندگي مقدمه : شكات در دادخواستهاي تقديمي خلاصتاً اعلام داشته‌اند: الف ـ و‌زارت جهاد سازندگي مطابق بند (2) از ماده يك آيين‌نامه مصوب 20/ 10/ 71 مالكين كه داراي اراضي زراعي يا مستحدثات (با سند مالكيت يا گواهي اداره ثبت مشعر بر مالكيت بوده و يا موافق احكام قطعي صادره از محاكم قضايي مالكيت آنان در تاريخ تصويب قانون ملي شدن جنگلهاي كشور محقق شده باشد) مالك مي‌شناسد. يعني مطابق اين بند از مصوبه ملاك مالكيت سند مالكيت يا گواهي اداره ثبت و يا احكام قطعي محاكم آنهم در آن تاريخ است. چنين مي‌نمايد اگر مزرعه يا زمين يا باغي دائر كه قدمت آن به 50 سال هم برسد و احياﺀكنندگان و متصرفين داراي سند مالكيت و يا گواهي اداره ثبت و يا احكام قطعي محاكم در آن تاريخ نباشند مالك شناخته نمي‌شوند (اگر زارعين و متصرفين داراي سند مالكيت و يا گواهي اداره ثبت و يا رأي قطعي محاكم باشند علي‌الاصول اختلافي و‌جود نخواهد داشت ⬅️ فلذا چنين تعريف و تصميم و مصوبه‌اي او‌لاً خلاف حديث نبوي (ص) من احيي ارضاميته فهي‌له ... و فتواي حضرت امام خميني (ره) تحريرالوسيله ج 3 صفحه 345 تا 391 و بالنتيجه حذف اصل 4 قانون اساسي است. ثانياً برخلاف بند 2 و 3 نظريه مورخ 26/ 9/ 66 شوراي محترم نگهبان است. ثالثاً خلاف ماده 35 و 143 قانون مدني است. رابعاً بر خلاف رأي و‌حدت رو‌يه هيأ‌ت عمومي ديوان عالي كشور شماره 569 ـ 10/ 10/ 70 مي‌باشد با توجه به مراتب تقاضاي لغو بند مذكور از آيين‌نامه مصوب فوق‌الاشعار را داريم. ب ـ تعيين (تأ‌مين بخشي از هزينه‌هاي رسيدگي معادل 5% ارزش معاملاتي اراضي اعتراض شده ...) كه توسط متقاضي بايد و‌اريز گردد او‌لاً از اختيارات قوه مجريه نيست, ثانياً كشاو‌رزان اصولاً و عموماً طبقه زحمتكش و عاري از اندو‌خته و سرمايه مي‌باشند و مجبور به دريافت و‌ام از بانك كشاو‌رزي مي‌باشند تا بتوانند به كشاو‌رزي خود ادامه دهند و بازده محصولات كشاو‌رزي آنان كمتر از هزينه‌هاي مصرفي و سرمايه‌گذاري است و اتخاذ چنين تصميم هر چند ناچيز خاصه در كشاو‌رزي مكانيزه كه متأ‌سفانه مصوبه فرقي هم بين كشاو‌رزي مكانيزه و غير مكانيزه قائل نشده دو‌ر از عدل و انصاف و براي كشاو‌رزان قابل تحمل نيست لذا تقاضاي لغو ماده 12 از مصوبه مذكور را داريم. ⏪⏪ مديركل امور حقوقي و‌زارت جهاد سازندگي در پاسخ به شكايات مذكور طي نامه شماره 3594‌ـ‌ح 1 ق مورخ 2/ 6/ 72 اعلام داشته‌اند: او‌لاً از تاريخ تصويب قانون ثبت اسناد و املاك بيش از شصت سال گذشته و فردي كه مدعي مالكيت ملكي باشد به ناچار بايستي (به دستور مواد 21 و 22 و 46 و 47 قانون ثبت اسناد و املاك مصوب 1310 و اصلاحات بعدي ) ملك خويش را به ثبت مي‌رسانده است. ثانياً آيين‌نامه مورد بحث به هيچوجه نافي صلاحيت مراجع دادگستري نيست كما اينكه ماده 9 آن در اين خصوص صراحت دارد, ثالثاً آيين‌نامه ضمن تشويق مدعيان به ثبت ملك تنها طرق احراز مالكيت را به دو رو‌ش (مراجعه به اداره ثبت و اخذ گواهي مشعر بر مالكيت ـ مراجعه به دادگستري و اخذ حكم قضايي) مشخص كرده است و صلاحيتي براي كميسيون درخصوص احراز مالكيت قائل نشده است كه قانوني است. درخصوص قسمت دو‌م دادخواستهاي شكات بررسيهايي باتوجه به ماده 6 آيين‌نامه شماره 4450ت61هـ مورخ 18 /3/ 72 هيأ‌ت محترم و‌زيران درحال انجام است كه نتيجه آن بعداً اعلام خواهد شد. ⏪⏪✅✅ دبير محترم شوراي نگهبان درخصوص ادعاي خلاف شرع بودن بند 2 ماده يك آيين‌نامه اجرايي قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده 56 قانون جنگلها و مراتع كشور مصوب 20/ 10/ 71 و‌زارت جهاد سازندگي طي نامه شماره 5908 ـ 24/ 1/ 73 چنين اعلام داشته‌اند: منحصر دانستن مالكيت به موارد مذكور در بند 2 خلاف موازين شرع است و هرگونه احيايي كه تا تاريخ اسفند 1365 انجام شده نيز شرعاً موجب مالكيت است و در صورت معلوم نبودن زمان احياﺀ (كه آيا قبل از تاريخ مذكور بوده يا بعد از آن) يد مالكانه نيز از مدارك مثبته خواهد بود.

🟨⏹️ نظریه فقهی شورای نگهبان به شماره 5908 ـ 24/ 1/ 73 ◀️دبير محترم شوراي نگهبان درخصوص ادعاي خلاف شرع بودن بند 2 ماده يك آيين‌نامه اجرايي قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده 56 قانون جنگلها و مراتع كشور مصوب 20/ 10/ 71 و‌زارت جهاد سازندگي طي نامه شماره 5908 ـ 24/ 1/ 73 چنين اعلام داشته‌اند: 🔰 منحصر دانستن مالكيت به موارد مذكور در بند 2 خلاف موازين شرع است و هرگونه احيايي كه تا تاريخ اسفند 1365 انجام شده نيز شرعاً موجب مالكيت است و در صورت معلوم نبودن زمان احياﺀ (كه آيا قبل از تاريخ مذكور بوده يا بعد از آن) يد مالكانه نيز از مدارك مثبته خواهد بود. 🖼🖼🖼🖼🖼 https://t.me/arazi_law

شماره نظریه : ۷/۱۴۰۲/۲۲۳ شماره پرونده : ۱۴۰۲-۸۳-۲۲۳ع تاریخ نظریه : ۱۴۰۲/۰۵/۲۰ ⏹️استعلام : 🔶با عنایت به بند «م» تبصره ۸ قانون بودجه کل کشور در سال ۱۴۰۲ و با توجه به نظریه شماره ۵۹۰۸ شورای محترم نگهبان، آیا مبنای تشیخص احیای اراضی ملی همچنان سال ۱۳۴۱ است و یا آنکه با مصوبه صدر‌الذکر، ملاک سال ۱۳۶۵ می‌باشد 🟤🟨نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه : عبارت مندرج در نظریه شماره ۵۹۰۸ مورخ ۲۱/۱/۱۳۷۳ فقهای محترم شورای نگهبان مبنی ‌بر اینکه « منحصر دانستن مالکیت به موارد مذکور در بند ۲ خلاف موازین شرع است و هرگونه احیائی که تا تاریخ اسفند ۱۳۶۵ انجام شده نیز شرعاً موجب مالکیت است» صریح در آن است که شورای محترم نگهبان اسفند ماه ۱۳۶۵ را مبنا و تاریخ احیاء قلمداد کرده است حکم مقرر در بند «م» تبصره ۸ قانون بودجه کل کشور در سال ۱۴۰۲ که کاشت زمین‌های کشاورزی مورد اختلاف کشاورزان با ادارات منابع طبیعی را با رعایت نظریه مذکور شورای نگهبان تا زمان تعیین تکلیف نهایی در شعب ویژه دادگستری موضوع تبصره یک ماده ۹ قانون افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی مصوب ۱۳۸۹ و در کارگروه (کمیته‌های) رفع تداخلات جهاد کشاورزی بلامانع اعلام کرده است، مؤید این دیدگاه است. https://t.me/arazi_law

#مبنای_تشیخص_احیای_اراضی_ملی توسط شورای نگهبان ⬅️ بند «م» تبصره ۸ قانون بودجه کل کشور در سال ۱۴۰۲ ✅کاشت زمینهای کشاورزی مورد اختلاف کشاورزان با ادارات منابع طبیعی که پرونده آنها در نوبت بررسی قرار دارد و یا قابل بررسی می­باشد با رعایت نظریه شماره ۵۹۰۸ فقهای شورای نگهبان مورخ ۱۳۷۳/۱/۲۴ تا زمان تعیین تکلیف نهائی در شعب ویژه دادگستری موضوع تبصره (۱) ماده (۹) قانون افزایش بهره­وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی مصوب ۱۳۸۹/۴/۲۳ و در کارگروه(کمیته)‌های رفع تداخلات جهاد کشاورزی از جانب خود کشاورز بلامانع است. https://t.me/arazi_law

ماده ۵۳ قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (1407 - 1403) پ – سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و مراجع صادرکننده گواهی پایان کار ساختمانی مکلفند در صورتی که صدور گواهی پایان کار برای ساختمانی بنا بر حکم کمیسیون ماده (۱۰۰) قانون شهرداری یا سایر مراجع ذی صلاح صرفا منوط به پرداخت جریمه یا بدهی باشد، برای هر یک از واحدهای آن ساختمان که جریمه قسمتهای اختصاصی تعیین شده توسط کمیسیون های موضوع مواد (۹۹) و (۱۰۰) قانون شهرداری و سهم واحد ساختمانی از جریمه قسمتهای مشترک (به نسبت مساحت اختصاصی) تعیین شده توسط کمیسیون های مذکور را پرداخت کرده باشند، گواهی پایان کار ساختمانی آن واحد، صورتمجلس تفکیک آپارتمان ها (اعیانی) و سند تفکیکی مالکیت را صادر نمایند. https://www.instagram.com/p/Db-ViRFz84G/?igsh=MXh4OXdkdzMxZ3M0Yw== https://t.me/judicialprocedure

طبق تبصره ۶ ماده ۱۰ قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول اگر آپارتمان‌ها پس از راه‌اندازی سامانه موضوع ماده ۱۰ در س
طبق تبصره ۶ ماده ۱۰ قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول اگر آپارتمان‌ها پس از راه‌اندازی سامانه موضوع ماده ۱۰ در سامانه ثبت شوند و مشمول قانون تعیین تکلیف هم نباشند، شهرداری‌ها مکلف خواهند بود با لحاظ عوارض و اصلاحات لازم، نسبت به صدور پایان کار اقدام کنند و پس از آن سند مالکیت واحد آپارتمانی توسط سازمان ثبت صادر خواهد شد. https://www.instagram.com/p/Db-ViRFz84G/?igsh=MXh4OXdkdzMxZ3M0Yw==

Repost from N/a
🎙#سخنرانی استاد در خصوص بیع شرط در نظام حقوقی ایران ✅️اجمالا تصور نسخ بیع شرط با تصویب ماده 34 قانون ثبت اشتباه است. استاد با تحلیلی علمی و دقیق و مبتنی بر مبانی حقوق ایران اثبات مینمایند که بیع شرط نسخ نشده است. ✅️موضوعی کاربردی که هر وکیلی با آن ارتباط خواهد داشت. @dr_alsharif_nashr

بر اساس آرای متعدد هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، مهم‌ترین علل نقض مصوبات کمیسیون ماده ۵ عبارتند از: --- ۱. **وضع تعهدات مالی
بر اساس آرای متعدد هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، مهم‌ترین علل نقض مصوبات کمیسیون ماده ۵ عبارتند از: --- ۱. **وضع تعهدات مالی و تملیکی**(فراتر از اختیار قانونی) کمیسیون تنها صلاحیت بررسی و تصویب تغییر کاربری را دارد و نمی‌تواند برای شهرداری تعهد مالی ایجاد کند. · نمونه مشخص: شرط واگذاری ۵۰٪ از زمین به‌صورت رایگان به شهرداری در ازای تغییر کاربری، به‌صراحت خلاف قانون و اصل تسلیط است و دیوان آن را باطل می‌کند . · مستندات: آرای وحدت رویه متعدد هیأت عمومی از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۹ این رویه را تثبیت کرده‌اند

#کمیسیون_ ماده ۵ #شهرسازی
#کمیسیون_ ماده ۵ #شهرسازی

🖼️🖼️ راجع به ماده 41 قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (1407 - 1403) الف - رهاسازی آب آلوده و آلوده نمودن منابع آب سطحی و زیرزمینی ممنوع است. مرتکب به مجازات مقرر در ماده (688) کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده) مصوب 1375/03/02 با اصلاحات و الحاقات بعدی محکوم‌ می‌گردد. ب - وزارت کشور با هماهنگی شهرداری‌ها و دهیاری‌ها مکلف است با مدیریت صحیح پسماندهای شهری و روستایی از نشت و نفوذ پسماند و شیرابه به منابع آب و خاک جلوگیری نماید. 💡پ - ‌به‌منظور صیانت و حفاظت کمّی و کیفی منابع آب با توجه به وظایف قانونی، وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست و واحد‌های تابعه آنها در تمامی مراحل رسیدگی به پرونده‌ها و دعاوی حقوقی و کیفری در تمامی مراجع ‌قضایی از پرداخت هزینه‌های دادرسی معافند ت - در تبصره (3) ماده‌واحده قانون ایجاد تسهیلات برای توسعه طرحهای فاضلاب و بازسازی شبکه‌های آب شهری بعد از عبارت «راهکارهای مشارکت مالی مردم» عبارت «با تعیین تعرفه مربوط در سقف ده ‌درصد (10%) تعرفه قانونی آب و فاضلاب» و بعد از عبارت «وزیر نیرو» عبارت «(به‌عنوان دبیر شورای‌عالی آب)» اضافه می‌شود. ✅✅ پی نوشت: این مقرره صرفا در چارچوب نص ماده و در خصوص #پسماند و حفاظت از منابع آب در چارچوب #اعمال_حاکمیتی اعمال خواهد شد و ناظر بر #اعمال_تصدی وزارت نیرو نخواهد بود. https://t.me/judicialprocedure

✴️✴️چالش های حقوقی دعوای مطالبه بها اراضی مستقر در #طرح_هادی_روستا
✴️✴️چالش های حقوقی دعوای مطالبه بها اراضی مستقر در #طرح_هادی_روستا

اثر عدم رعایت مهلت های مذکور در ماده 10 قانون الزام در ادعاهای علیه اراضی ملی و موات برشی از سخنرانی جایگاه مرور زمان در استماع دعاوی در قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول_ مورخ ۲ خردادماه 1405 موسسه حقوق و قانون ایران https://www.instagram.com/reel/Daf9O0Vx7v0/?igsh=N3h3OWN6eG9idWphش

تاملی در دستور موقت هیات تخصصی شوراهای دیوان عدالت اداری مهدی هداوند حقیقت این است که اگر بحث این بود که شورای امنیت کشور صلاحیت تصمیم گیری راجع به این موضوع را دارد یا ندارد قطعاً مصوبه شورا از این جهت محل مناقشه بود؛ و اگر بحث صلاحیت دیوان در رسیدگی به مصوبات شورای امنیت کشور بود (تبصره ۲ ماده ۱۲ مصوبات خود شورای عالی امنیت ملی را از شمول ماده ۱۲ مستثنا کرده و هر استثنایی با توجه به اصل نظارت پذیری قضایی و شمول حداکثری صلاحیت دیوان بموجب اصل ۱۷۳ و اصل ۱۷۰ قانون اساسی باید خلاف اصل، مضیق و به قدر متیقن تفسیر شود)، ورود دیوان به رسیدگی به مصوبه شورای امنیت کشور قابل دفاع و موجه بود و حتی شجاعت و استقلال قضات محترم در رسیدگی به مصوبه شورای مذکور قابل ستایش و تحسین است؛ اما در صدور دستور موقت، در اصل، این موضوعات مطرح نیستند بلکه «ضرورت و فوریت جلوگیری از ورود خسارتی که جبران آن متعسر و متعذر یا ناممکن است» موضوع رسیدگی هیات محترم تخصصی در مقام رسیدگی به درخواست صدور دستور موقت بوده است و حقیقتاً از این جهت دستور موقت دیوان قابل دفاع نیست؛ چرا که مصوبه شورا در صدد جلوگیری از اجرای آراء تخریب و قلع بنا (به شرط رعایت اصول ساخت و ساز و بویژه گواهی استحکام بنا) بوده است و سوال اصلی که قضات محترم بایستی از خود می پرسیدند (فارغ از بحث ماهیت و صلاحیت شورا که باید در هیات عمومی بررسی شود) این بود که اجرای آراء تخریب در سرتاسر کشور خسارات گسترده غیرقابل جبران بیشتر و جدی تری بلحاظ مادی و حتی روحی (نارضایتی) ایجاد می کند یا اجرای مصوبه شورا در جلوگیری از اجرای آراء تخریب؟! سنجه معتبر در ارزیابی دستور موقت اتفاقاً آزمون عقلائی و عرفی ورود خسارات غیرقابل جبران است و در اینجا نیازی به تخصص نیست بلکه هر فرد متعارف آگاه به موضوع می تواند در مقایسه عقلائی مرسوم، ورود خسارات اجرای آراء تخریب را طبیعتاً و قطعاً بسیار بسیار سنگین تر و جدی تر و البته غیرقابل جبران تر از گزینه مقابل (جلوگیری از اجرای آراء تخریب) ارزیابی کند. و از این جهت نیز حقیقتاً غیرقابل قبول است که در شعب محترم در خیلی از موارد بویژه با اصلاحیه ۱۴۰۲ قانون دیوان که تصمیم دستور موقت شعبه را منوط به تایید رییس دیوان کرده است؛ تقریباً می توان گفت که امکان حمایتی دستور موقت در عمل تعطیل یا بسیار غیرقابل دسترس شده است و چطور است که در شعب دیوان، گرفتن دستور موقت تقریباً ناممکن است اما «مصوبه جلوگیری از اجرای آراء تخریب»، با دستور موقت روبرو و متوقف می شود؟! نباید برعکس باشد؟ دیوان که هدف از آن «احقاق حقوق مردم» بود؛ چرا باید چنین جهت گیری داشته باشد؟ در حالیکه خانه های مردم؛ «چنانکه افتد و دانی» با آراء ضعیف، تبعیض آمیز، نا هماهنگ، غیرمستدل و مستند و «یک خطی!!!» کمیسیون های ماده ۱۰۰ و سایر مراجع، گاه حتی بدون تشکیل جلسه و امضای صورتجلسات با روش «دستگردان!!»، بصورت روزانه تخریب می شود و آه و ناله مردم بلند است؛ صدور دستور موقت توقف مصوبه شورای امنیت کشور چقدر درست است؟ بگذریم که من با صدور هرگونه رای تخریب، قلع بنا و اعاده به وضع سابق از هرمرجعی (بجز در صورت ناایمن بودن بنا و غیرقابل ایمن سازی و دعاوی حقوقی میان اشخاص حسب مورد) صد در صد مخالفم و به نظرم باید با ماده واحده ای تمامی احکام قانونی تخریب؛ لغو و نسخ گردد. چه معنی دارد که ضعف قانون، ضعف نظارت، ضعف نهادها و نارسایی های دیگر را به مردم تحمیل کنیم؟ شهرداری در زمان ساخت کجا بود که حالا کمیسیون رای به تخریب می دهد؟! البته معلوم است کجا بوده! عجیب تر از این نمیتوان رفتار کرد. این بساط باید جمع شود و بیش از این مردم را عصبانی و مستاصل نکنید. دیوان؛ با توجه به عقب ماندگی، خواب بودن و ناتوانی مقنن برای اصلاح این وضعیت اسفبار، آخرین پناه مردم است و قضات محترم رسالت سنگینی در دفاع از حقوق مردم دارند. دیوان وظیفه دارد طرف مردم باشد اما بویژه با اصلاحات مصیب بار ۱۴۰۲ از مردم فاصله گرفت و ای کاش که دست کم سمت دولت می رفت؛ زیرا فعلا که معلوم نیست در کدام سمت است؛ و مدتی است که راهش را گم کرده است.