آنارشیستیکهقرمهسبزیدوستنداشت
Open in Telegram
طلسمِ معجزتی مگر پناه دهد از گزندِ خویشتنم، چنین که دستِ تطاول به خود گشاده منم!.. ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7737204028 پلی لیست : https://t.me/uglybitchio
Show more250
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
دست، به سوی انسانِ فرولغزیده پیش ببرید تا بلندش کنید، و اگر امیدی به نجاتش نیست، به تلخی بر او اشک بریزید؛ به بیچارگیاش نخندید. دوستش بدارید و در وجودِ او خود را ببینید، و بر او همانطور قضاوت کنید که بر خود میکنید.
آبلوموف، ایوان گنچاروف
اما دانستم که فرومایگان به تألم پروردگارشان دست به خنجر گلوی حقیقت را پیش از آنکه در استنطاق آیه های تاذن نجوا برآورد، به کافتن خواهند برد.
و آنگاه که ژَخ بر آید از سینه و اصواتی مهیب... چونان که اسرافیل در صور خواهد دمید، که مغاک زمین به کیفر این جنایت دهان باز و آرواره های موعود را سخت بر گوشت و استخوان می کوبد.
همانا وحشت در تجسم کرمی حریص به جسم شان حلول کند (که سیبی را به بلای هایل گرسنگی میبلعد و میلولدش).
ندامت عبث است.
چهارشنبه- بیست و دوم بهمن هزار و چهارصد و چهار
بهترین رفرنس یه دیالوگ تو کوکتلمولوتف بود: و کَک ام هم نمی گزد.
