Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
3 394
Subscribers
No data24 hours
-187 days
-8630 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Posts Archive
3 394
طرف شب عروسی چنان زنشو ميكنه كه صبح وقتی همسايه بقليشو ميبينه، طرف ميگه اقای محترم يه كم مراعات كن، من همسايه بقل دستيتون هستم، من و خانمم يه پيرمرد پيرزن هستيم، ديشب از اين صدای وحشتناک شما تا صبح خوارمون گاييده شد،
چرا اينجور داري تلمبه ميزني، خانمت گناه داره جرميخوره
.
طرف خجالت زده ميگه ببخشيد من نميدونستم صدامون انقد بلند بوده، ميتونم اسمتون وبدونم، پيرمرد ه هم ميگه بنده رشیدپور هستم و ميرن.... .
شب دوباره داشته ميكرده و با مشت ميكوبه به ديوار وميگه. رشیدپور الان خوبه، رشیدپووووووووور...خوبه... جوابی نميشنوه تا صبح باز رشیدپور و ميبينه.. رشیدپور ميگه کصکش پدره بیناموس مادر جنده ديشب انقد موقع كردن اسم منو بردی تمام همسايه ها فكر كردن داری منو ميکنی
@sparty3
3 394
ید ،شاید تو اون لحظه فک می کردم نکنه سعیدم سینه هاش برجسته باشه ،سعید ولی این کارمو جور دیگه برداشت کرد و محکم تر بغلم کرد فکرم پر تصویر شد و یه چیزی وسط دو تا سینه هام شروع کرد به جوشیدن سمانه رو کامل فراموش کرده بودم و دلم میخاست پوست سعیدو لمس کنم دستمو بردم زیر تیشرتش ،ازم جدا شد و تو چشمام نگاه کرد شاید اثر لذت بود که ته چشمای سعید یه تونل عجیبی دیدم که نمی تونستم به تهش برسم برای اولین بار من لباموگذاشتم رو لباش همزمان تیشرتشو در آوردم سعید متعجب بود ولی انگار لذت اونم رام کرده بود لباش دیگه اغنام نمی کرد ناشیانه رفتم رو گردنش و شروع کردم به بوسیدن وقتی دست سعید از رو شکمم رسید روی سینم فهمیدم اون انرژی بین سینه هام فقط باید تو دستای سعید تخلیه می شد
تمام صحنه هایی که بین من و سعید گذشته بود و من مانع سکسمون شده بودم با صحنه هیکل لخت سمانه با سرعت و ادغام شده از جلو چشمام عبور می کردن انگار اون صحنه قبح هم آغوشی با سعیدو برام ریخته بود و این باعث شد مانع این نشم که سعید دگمه های مانتومو باز کنه
گیج بین لذت و اوهام بودم و نفهمیدم چجوری رسیده بودیم بغل تخت سعید
منو اروم خوابوندو تی شرت و سوتینمو با هم در آورد
این دفعه اون تو چشمام نگاه کرد شاید برا بار آخر میخواست بدونه من از کاری که می کنم مطمئنم؟ خودمو کشیدم بالا و سرشو گرفتمو لبامو گذاشتم رو لباشو همزمان کشیدمش رو خودم
سعید با لباش اروم رو بدنم به سمت سینه هام با بوسای ریز حرکت کرد
وقتی لباش به نوک سینم خورد ز یر نافم انقد منقبض شد که ناخوداگاه خودمو دادم بالا
سعید همینطور که نوک سینم تو دهنش بود کف دستشو گذاشت رو کسمو با فشار اروم منو چسبود به تخت
انگار توی دستش سیم برق فشار قوی بود جوری که یه انرژی از تو کسم رد شد و اومد زیر نافمو بعد بالای معدمو یه راست اومد زیر گلمو همین مسیر و برگشت دلم نمی خواست دستشو برداره و وقتی دستشو یه کوچولو تکون داد دیگه نتونستم تحمل کنم و این انرژی به جای بالا از کسم با فشار خارج شد و یه جیغ بلند نه ،ولی عجیبی کشیدم .
لذت در مقابل این حسی که تجربه کردم کلمه بی معنی بود
شاید اسمش پرواز بود شایدم بی وزنی
دلم میخواست هزار بار دیگه تکرارش کنم
پس ارضا شدن این بود !!!خواستم دست سعیدو دوبار بزارم اونجا ولی نا نداشتم دست خودمو بلند کنم
سعید که فهمیده بود ارضا شدم بغلم خوابیدو از پشت بغلم کرد حاضر بودم جونمو براش بدم ولی نا حرکت نداشتم اونم چیزی ازم نخواست و بجاش با دستش شکممو ماساژ می داد
یکم که سرحال شدم عقلم برگشت و چقدم قوی کار می کرد
تازه یاد سمانه افتادم تمام مسایل دونه دونه برام باز می شدن (مدوزا شاید بعد از سکس درکمون بیشتر میشه)مادرم یه زن تنها با عقاید سنتی و نهی کننده شاید تنها جایی که می تونست بدون احساس گناه لذت ببره و ارامش داشته باشه “رابطه با انسانی بود که در مقابل روحش زن و در مقابل جسمش مرد باشه”./
نوشته: متقارن
@sparty3
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
