t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
Closed channel
In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌
Show more887
Subscribers
-224 hours
-47 days
-930 days
Posts Archive
Repost from ساحره 🏳⚧
سوگند پاکدل زن ترنس جوان، توسط عمویش به طرز هولناکی در استان فارس به قتل رسید.
سوگند پاکدل، زن ترنس ساکن شهر کوار استان فارس و فعال جنبش «ژن ژیان ئازادی»، مدتی پیش از شروع جنگ دوازده روزه، به طرز هولناکی در جشن ازدواج پسر عمویش به ضرب گلوله به قتل رسید. خانواده سوگند پیش از این بارها او را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند و او را «ننگ خانوادگی» میپنداشتند. سوگند همواره از حق و حقوق خودش به عنوان یک زن ترنس و از حقوق مردم دفاع میکرده است و روحیه مقاومی داشته است. یک منبع آگاه در این مورد به ههنگاو گفته است: « مردان خانواده او را بارها بردند و در بیابانها مورد ضرب و شتم قرار دادند. اخرین بار نیز همین کار را با او کردند که او نیز در همین رابطه ازخودش فیلم میگیرد و منتشر میکند با این محتوا که: بگذارید ما زندگی کنیم.» پیش از قتل سوگند، خانواده او تلاش کرده بودند از حضور او در عروسی جلوگیری کنند. سوگند با این حال در مجلس ظاهر میشود و به محض رسیدن به ضرب گلوله مستقیم به طرف سر، توسط عمویش به قتل رسیده و درجا کشته میشود. سوگند ترک قشقایی بوده است و آنچه موجب قتل او شده است انگیزههای «ناموسی» بوده است.
Repost from Vahid Online وحید آنلاین
یک شهروند ترنس یه نام سوگند پاکدل، اهل کوار استان فارس، توسط عمویش و به دلایل «ناموسی» کشته شده است.
سایت «ههنگاو» روز یکم مرداد گزارش داد که سوگند «مدتی پیش از شروع جنگ دوازده روزه میان ایران و اسرائیل به طرز هولناکی توسط عموی خودش در جشن ازدواج پسرعمویش به ضرب گلوله به قتل رسید.»
ههنگاو به نقل از یک منبع آگاه گفت که خانواده سوگند تلاش کرده بودند به دلایل «ناموسی» از حضور او در عروسی پسرعمویش جلوگیری کنند اما او به محض رسیدن بە مراسم ازدواج به ضرب گلوله عمویش به قتل رسید و درجا کشته شد.
سایت «هرانا» نیز ضمن تأیید خبر فوق گفته که سوگند پیش از کشته شدن بارها از سوی خانواده، بهویژه مردان طایفه، مورد تهدید، خشونت و حتی ربایش قرار گرفته بود.
به گزارش هرانا او در سالهای اخیر بهدلیل طرد از سوی خانواده، در یکی از مهمانپذیرهای شیراز زندگی میکرد و گاهی با انتشار ویدئوهایی در فضای مجازی خواستار به رسمیت شناختن حق زندگی آزاد برای افراد ترنس شده بود.
بنا بر اعلام هرانا عموی او در نهایت با مراجعه به اداره پلیس، به قتل برادرزاده خود اعتراف کرده است.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
شارشِ آن هالههای سفید هراسبرانگیز و مخوف جادویی، رفته رفته از صوتهای دارک امبینت دل میکنند و در ترانه «نگاه معشوق»، ترانه پایانی آلبوم A، به یک انفجار چابک و شیرین تن میدهند که تداعی کننده آرپژیوهای کریستالی بازیهای قدیمی سگا میباشد. انگار که معنی وجود A از یک امر مخوف ضدانسانی تبدیل به سوژه سرمست معشوق میشود.
یکی از شیرینترین، متفاوتترین، رمانتیکترین و لبخندبخشترین کارهای تلهپث.
I was standing in a large square room and there was nothing below me, nothing above me. Ilookeddownandthefloorwasaninfinite black void, descendingintonothingness. Above me was an eternalwhitevoid, ascendingforever. Istoodfacingthewall wherethetwomet, a neutralzone.
Sensing a strong presence behind me, I turned and saw a girl who glowed radiantly with her own light, a vivid entity. As our eyes met for the first time, an intense feeling of love overpowered me. She began to glow even brighter, more light emanating from her being until the light consumed us both and we joined together as one.
In that moment of telepathy we shared memories, emotions and everything together as one mind. We felt our connection so powerfully; an eternal bond that could never be broken. She began to explain many things about myself, life and the cycle of human existence until the knowledge transfer became too intense and made me black out.
Waking up, I knew I had found my true love and my purpose in life. I knew then to call her A.
و یکی از آن افراطهای هنری، یکی از آن امضاهای کاری زیبای تلهپث را میتوان به غمناکترین شکل ممکن در «عشق شبانه» یافت: تضرع.
التماسی که بخش زیادی از ترانه را شکل میدهد و در آخر ترانه، نومیدانه تکرار میشود. التماسی که مخاطب آن خود معشوق نیست بلکه خود خواننده است. التماس برای جدا شدن و رهایی. التماس برای التماس نکردن:
All Night Long サヨナラを
許してしまいそう
All Night Long 朝焼けよ
私を変えないで
All night long of contemplation, and I decide to say goodbye
I'll forgive you and put an end to this
All night long, and the sun rises
I decide to keep being myself
One of the greatest songs he has ever gifted to us.
از عنوان آلبوم(星間性交 / «آمیزش بین ستارهای») تا کاور آرت و ترانههایش مشخص است که تلهپث فضاییترین اثر خود را تدوین کرده است. هر کدام از آلبومهای تلهپث برای من یکتاست و یگانگی این شاهکار در افراطهای شدید هنری کاملا هویداست: تلهپث سبک Slushwave را در این اثر بسیار ریتمیکتر و اتمسفریکتر از معمول به حرکت در آورده است. چه استادانه Reverbهای عمیقی را برای هر ترانه نقش بسته است و چه زیرک و خوشذوق ترانههای شرقی را برای سمپل کردن ماهرانه خود برگزیده است: همگی ملودیهای شیرین و Call and Response های قابل هضمی دارند ولیکن به سختی میتوان از آن تالارهای اتمسفریک که با آن اشعار تلخ عاشقانه و صداهای بغضآلود عجین شده است بگذری بدون آن که کمی قلبت ترک بخورد.
تعجبی هم ندارد محبوبترین و تحسینشدهترین آلبوم اوست و بسیاری آن را magnum opus اش میدانند.
و اگر بتوان به ترانهای برچسب «برزخ» را چسباند، این شایسته «عشق بینهایت» است. میتوان این آهنگ را چون جغدی تاریک و نابینا که محرم خوابهای افیونزده ماست دانست. اواسط ترانه، حس التماس ترسناکی به خواننده القا میشود و آن گفته فاوست به مفیستوفلس («اگر این یک رویاست پس مرا بیدار نکن») به اندوهناکترین شکل ممکن واژگون میشود:«اگر این یک کابوس است پس مرا بیدار نکن»
چرا که این کابوس تنها چیزیست که من دارم. چرا که در این کابوس من هنوز از پشت روزنهای، محوِ نگاه دختری که بر رودی گذرا به پیرمردی گل میدهد، هستم.
Repost from t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
تنها من نیستم که «یک شب دیگر با هم» را سایکدلیکترین اثر تلهپث میدانم. مگر میشود که آن 88 دقیقه و 88 ثانیه هیپنوتیزم مشوش و اتسمفریک با آن سمپلهای صداییِ ناموزون را چون یک کابوس تراژیک ندانست که در آن همه چیز در یک چرخه بیآغاز و بیپایان انداخته شده است که با وجود آشفتهساز بودنش، تنها یادی است که از یک رویای تبآلود تلخ و شیرین داریم.
آهنگ اول (که به نظرم زیباترین آهنگ این آلبوم دو آهنگیست)،کرختی جنونآوری را به شنونده اهدا میکند با لطافت زخمزنندهای حس گذر زمان را از او میگیرد.
https://www.youtube.com/watch?v=Bpm9_ePCwUs
+8
از مجموعه عکس «سرزمین من» با محوریت زندگی زنان افغانستانی (عکسها قبل از به قدرت رسیدن طالبان در سال ۲۰۲۱ گرفته شدهاند)
عکاسان: مهشید راستی، معصومه جعفری، الهه ساحل
Repost from t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
زیرشاخه Slushwave که در آثار میانی تلهپث توسعه یافت را میتوان با سمپلهای چندلایه، Reverb های شدیدتر از معمول و با بهرهجویی از استتیکِ تبلیغات دهه 80ای شرقی شناخت. به نظر من میتوان آثار این سبک را پلی میان آثارِ رویامحور دریمپانک و آثار مقدم Vaporwave کلاسیک (با آن تمرکز معروفش بر پستمدرنیسم، مصرفگرایی و کاپیتالیسم) دانست؛ گویی اینجا بود که هنرمندان متوجه پتانسیلِ Vaporwave خارج از حالت Parody و انتقاد اجتماعیاش شدند.
اثر پیشِ رو از گیراترین، ریتمیکترین و دلنشینترین کارهای تلهپث در سبک Slushwave است.
«تا ابد زندگی کن» با آن ملودی شیرین و کودکانهاش با اکثر آثار مالیخولیایی و حزنبرانگیز تلهپث در تضاد بزرگی قرار گرفته است ولیکن مانند همه آثارش، واژه «رویایی» را میتوان به آن چسباند.
یکی از زیباترین و محبوبترین آثار سبک Vaporwave که با سمپل فوقالعاده ماهرانهاش، به یک کلاسیک تمام عیار در این سبک تبدیل شده است.
شادی معصومانه و چابکی زندگیآفرینی در این آهنگ نهفته است که با تداعی شبهای خنک تابستانی در کودکیام، مرا بسیار به وجد میآورد.
