uk
Feedback
t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

Відкрити в Telegram

In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌

Показати більше
896
Підписники
Немає даних24 години
+107 днів
+8930 день
Архів дописів
روز زن مبارک. THANK YOU FOR YOUR ATTENTION TO THIS MATTER!

امروز در تاریخ ثبت خواهد شد. بله امروز هم روز زن است. روز زن مبارک.

I need big boobs on my face

«تنها مردمان سطحی از روی ظاهر قضاوت نمی‌کنند. راز‌های واقعی جهان در امور مرئی نهادینه شده‌اند نه در امور نامرئی.» -اسکار وایلد دلوز، وانموده‌ را نه به عنوان یک تصویر ثانوی بلکه به عنوان خودِ زندگی بازتعریف می‌کند. این طور نیست که یک زندگی کامل و حاضر وجود داشته باشد که برای خودش کافی باشد و کاملا به فعلیت رسیده باشد و سپس با تشکیل تصاویر و بازنمایی‌ها به چیزی که با خودش برابر نیست مرتبط شود. از همین جهت دلوز از یک ذهن یا آگاهی که می‌بایست به هر نحوی دنیای بیرونی را بشناسد شروع نمی‌کند. او فلسفه را با پرسش «چه می‌توانیم بدانیم» یا «چه قدر این تصاویری که از دنیا داریم دقیق است» کلید نمی‌زند. او از حیات انسان یا ارگانیسم آغاز نمی‌کند تا بدین پرسش برسد که چگونه آگاهی پدید آمده است؛ چرا که او زندگی را مجموعه‌ای از چیزها و ارگانیسم‌هایی که دست به ادراک می‌زنند در نظر نمی‌گیرد. بلکه، در نظر او، زندگی خود‌ْ حس‌یافت است. زندگی خود قدرت امر مجازی برای ارتباط ایجاد کردن و تصویرسازی است. به عنوان مثال هیچ ذهن و آگاهی‌ای بدون ارتباط بین مغز، بدن، اندام‌های بدن و محرک‌های بیرونی شکل نمی‌گیرد. این گونه نیست که در ابتدا یک ذهن یا زندگی در جریان باشد و سپس حس‌یافت تصاویر، بلکه زندگی تماما متشکل از تصویرسازی است؛ زندگیْ سطحی از روابط است که به شکل حس‌یافت در می‌آیند چرا که چیزها به واسطه واکنش‌شان تعریف می‌شوند. قبل از این که مفاهیم تحقق یافته‌ای چون «ذهن» و «جهان» مطرح شوند، پتانسیل و امکان برای ایجاد ارتباطات در جریان است. دلوز این روابط را با «تصویر»ها توصیف می‌کند. -سرکار خانم Claire Colebrook. ترجمه از خودم.

روز زن مبارک.

Repost from N/a
مرحله‌ی اول: نقطه‌زنه. مردم عادی در امانن. مرحله‌ی دوم: خب بهرحال هر عملیاتی تلفات داره + این زیرساخت‌ها مال مردم نیستن، مال آخوندن و زیر سایه‌ی رضاشاه دوم بهترشو می‌سازیم. [مرحله‌ی فعلی] مرحله‌ی سوم: مردم بی‌لیاقت ایران از هدیه‌ای که بی‌بی بهشون داد استفاده نکردن و نتونستن حکومت رو ساقط کنن. حقشونه بمیرن. اسراییل بزن بکش این مسلمانان رو. [لوکیشن توییت/پست: کلگری، بوستون، منچستر] باشد که امام رضا، اهورامزدا و هوخشتره این کشور رو از شر خشکسالی، وبا، نظارت استصوابی، پدافند روسی، ایرانی خارج‌نشین و تک‌تک حاکمان منطقه دور نگاه دارند.

I picked the wrong week to re-listen to In the Court of the Crimson King.

ممنونم خوشگل خانما

دخترای خوشگل به دایرکت چنل من کانفیگ و پروکسی می‌فرستند...

Repost from وزن دنیا
«ستاره‌ی خاموش» برای هر دو گریستم برای تو و خودم ستاره‌های اشکم را در آسمانت فوت می‌کنی در دنیای تو رهایی نور در دنیای من باز
«ستاره‌ی خاموش» برای هر دو گریستم برای تو و خودم ستاره‌های اشکم را در آسمانت فوت می‌کنی در دنیای تو رهایی نور در دنیای من بازی سایه‌ها در جایی من و تو تمام می‌شویم زیباترین شعر جهان لال می‌شود در جایی تو شروع می‌شوی نجوای زندگی را فریاد می‌کنی در هزار جا من به پایان می‌رسم می‌سوزم می‌شوم ستاره‌ای خاموش که در آسمانت دود می‌شود. 🖤 شعری از پرنیا عباسی که در حملات اسراییل به تهران جان باخت. 🖤 #پرنیا_عباسی #کشته‌_جنگ #وزن_دنیا⁩ @vaznedonya

https://en.wikipedia.org/wiki/2015_Tianjin_explosions (تو یوتیوب سرچ کنید این ویدئو رو می‌تونید به راحتی پیدا کنید) حتی از خودشون سوال نمی‌پرسن که خوب الان خود موشکی که مثلا برخورد کرده چرا توی تصویر نیست. لعنت به چنل‌های توییتر فارسی

مشکلی که من با خیل عظیمی از مارکسیست‌های ارتدکس /mlm/marxist leninist maoist ها دارم اینه که در نهایت همشون در تاریخ و جریان اندیشه متوقف شده‌اند. به معنای واقعی ارتجاعی‌اند و به بن بست رسیده‌اند و این رو با ستیزشون علیه اندیشمندان نئومارکسیست، پست‌مدرنیست و خصوصا پساساختارگراها می‌تونی بفهمی. خیلی از این گوساله‌ها با زن زندگی آزادی مشکل داشتند چون این خیزش در ابتدا base یا زیربنا رو هدف نگرفته بود و یک جور کنش اجتماعی فراطبقاتی بود و این احمق‌ها هیچ جلوه رهایی‌بخشی رو در کنش‌هایی که به شکل سنتی طبقاتی نیستند رو نمی‌بینند. این توقف و مرداب فکری رو دلوز با «ضداندیشه» برجسته‌تر می‌کنه: «اندیشه»‌ای که بر پایه مفاهیم ایستا و ازلی/ابدی بنا شده و هیچ‌گونه پذیرشی نسبت به نیروهای تفاوت‌ساز نداره. کاملا ontincologic (یعنی صرفاً در سطح موجودها و مقولات تثبیت‌شده حرکت می‌کنه) و عاری از هرگونه ontology (نوعی هستی‌شناسی پویا، زنده، اندیشه‌ساز و تاثیرگذار). پنبه تو گوش کردن علیه دنیای پیچیده و چالش‌برانگیز بیرونی. تولید فکر صفر ولی نقل قول کردن از کتاب‌های خوب قدیمی صد. "But my good old books say otherwise... How could the good old books lie?" دارم زیاد هندونه زیر بغلشون می‌ذارم. تهش یه logic gate تو مغزشونه که تمام منطقشون این هست: Whoever is against American Imperialism... is gooood!

مشکلی که من با خیل عظیمی از مارکسیست‌های ارتدکس /mlm/marxist leninist maoist ها دارم اینه که در نهایت همشون در تاریخ و جریان اندیشه متوقف شده‌اند. به معنای واقعی ارتجاعی‌اند و به بن بست رسیده‌اند و این رو با ستیزشون علیه اندیشمندان نئومارکسیست، پست‌مدرنیست و خصوصا پساساختارگراها می‌تونی بفهمی. خیلی از این گوساله‌ها با زن زندگی آزادی مشکل داشتند چون این خیزش در ابتدا base یا زیربنا رو هدف نگرفته بود و یک جور کنش اجتماعی فراطبقاتی بود و این احمق‌ها هیچ جلوه رهایی‌بخشی رو در کنش‌هایی که به شکل سنتی طبقاتی نیستند رو نمی‌بینند. این توقف فکری و مرداب ضد اندیشه رو دلوز با Non Philosophy برجسته‌تر می‌کنه: «اندیشه»‌ای که بر پایه مفاهیم ایستا و ازلی/ابدی بنا شده و هیچ‌گونه پذیرشی نسبت به نیروهای تفاوت‌ساز نداره. کاملا ontincologic (یعنی صرفاً در سطح موجودها و مقولات تثبیت‌شده حرکت می‌کنه) و عاری از هرگونه ontology (نوعی هستی‌شناسی پویا، زنده، اندیشه‌ساز و تاثیرگذار). پنبه تو گوش کردن علیه دنیای پیچیده و چالش‌برانگیز بیرونی. تولید فکر صفر ولی نقل قول کردن از کتاب‌های خوب قدیمی صد. "But my good old books say otherwise... How could the good old books lie?" دارم زیاد هندونه زیر بغلشون می‌ذارم. تهش یه logic gate تو مغزشونه که تمام منطقشون این هست: Whoever is against American Imperialism... is gooood!

Repost from N/a
these pages gather v2ray proxies, updating frequently