en
Feedback
.

.

Open in Telegram
382
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1030 days
Posts Archive
.
382
Kheily Sakhte.m4a2.61 MB

.
382
Repost from -Death To birTh
من هیچوقت هیچکس رو نصفِ توام دوست نداشتم.

.
382
دردناک تر از اینکه نداشته باشیش ولی توی خواب باهاش در ارتباط باشی و حرف بزنین نداریم.

.
382
Repost from .
بابتش ناراحت نیستم، بابتش دست چپم تیر میکشه.

.
382
Baby Doll I Can T Move On UpMusics.mp33.86 MB

.
382
Repost from Deepixer
Video message00:19

.
382
Repost from .
Video message01:00

.
382
هاله ای سیاه توی قلبمه. همون خونه ای که خرابش کردی. خرابه ای که حتی دیگه به خودمم تعلق نداره، نمیخوام باشه ولی عین یه تومور سرطان روی دوشمه، با خاطره هایی که تیره و تار شدن و افسوس های بی پایان. طوفانی که در سرم برپاست و ذهنی که بدون تقصیر در حال فروپاشیست. هرچند مقصر خودم بودم که نشناخته، صد خودمو گذاشتمو الان برای خودم یک هم نیستم.

.
382
yadam dadi vers etude.mp32.02 MB

.
382
یکی رو پیدا کن که به داشتنت افتخار کنه، از دست دادنت براش ترسناک باشه، برات بجنگه، قدردانت باشه، بهت احترام بذاره، بهت اهمیت بده و بدون هیچ قید و شرطی دوستت داشته باشه:)

.
382
و در آخر از همه چیز گذشتم، اما هنوز از یک چیز نمی‌توانم بگذرم… از اینکه کسی که شاهد تمام دوست داشتنم بود، آخر قصه مرا به «نجنگیدن» متهم کرد. عجیب‌ترین درد دنیا این نیست که یک نفر برود… این است که تمام راهی را که برایش آمده‌ای نبیند. تمام شب‌هایی که پای غمش بیدار ماندی، تمام روزهایی که شادی‌ات را خرج لبخندش کردی، تمام جنگ‌هایی که بی‌صدا برای ماندنش جنگیدی، و تمام جاهایی که میان دل خودت و آدم‌های دورت گیر افتادی… آدم گاهی آن‌قدر برای نگه داشتن یک نفر می‌جنگد که یادش می‌رود برای خودش شاهد جمع کند. بعد یک روز می‌شنود: «نجنگیدی…» و فقط به تمام روزهایی فکر می‌کند که در سکوت گذشتند و هیچ‌کس ندیدشان. هیچ‌کس ندید چند بار برای آرامش یک نفر از خودش گذشت. هیچ‌کس ندید چند بار میان دل خودش و آدم‌های اطرافش ایستاد. هیچ‌کس ندید چند بار به خاطر ماندن، حرف شنید، کوتاه آمد، بغضش را قورت داد و باز ماند. عجیب است… گاهی تمام آنچه بوده، تمام آنچه ساخته شده، تمام آن خاطره‌هایی که روزی با ذوق تعریف می‌شدند، ناگهان زیر سایه‌ی چند روز تلخ گم می‌شوند. انگار خنده‌ها وجود نداشتند. انگار قدم زدن‌ها وجود نداشتند. انگار ساعت‌هایی که برای هم زندگی می‌کردیم وجود نداشتند. و بعد می‌گویند: «روی خاطرات خط کشیدم…» خاطرات در جان آدم می‌مانند. در خیابان‌هایی که با هم از آن‌ها رد شدیم. در آهنگ‌هایی که هنوز ناخواسته چیزی را یادآوری می‌کنند. در لحظه‌هایی که هر چقدر هم انکارشان کنی، بخشی از زندگی تو باقی می‌مانند. فقط بعضی دردها را هنوز نمی‌فهمم… چگونه به راحتی دشمنانِ احساسی، در قید تو ترجیح داده شدند و اینکه چطور گاهی آدم از جایی می‌شکند که مطمئن بود امن‌ترین جای دنیاست. آدم را دشمنش نابود نمی‌کند. آدم را کسی نابود می‌کند که یک روز تمام دنیایش بوده، و یک روز دیگر، درست همان جایی می‌ایستد که می‌دانست قلبت از آنجا خواهد شکست. بعضی رفتن‌ها درد ندارند… این باور کردنِ این است که تمام دوست داشتن‌هایت، تمام ماندن‌هایت، تمام جنگیدن‌هایت، آخر به اسم نبودنت و کم گذاشتنت برای او تمام میشود…

.
382
Dead Love - Mahyar.mp37.41 MB

.
382
Dead Rose - Mahyar.mp37.34 MB

.
382
Repost from So what?
بعدا؟ اینجا ایرانه عزیزم، معلوم نیست بعدا زنده باشم.

.
382
امیدوار بودم؛ و آنهایی که امیدوارند، بیشتر رنج می‌کشند. -دیدم ماداک.

.
382
هر موقع خوب نبودی جمع کن بیا پیشِ خودم من برای تو همیشه تایم دارم.

.
382
به شعار ها نگاه نکنید همیشه واقعیت با چیزایی که به ما گفتن فرق میکرد.

.
382

.
382
تو تنها شانسم تو کل زندگیم بودی.