423
Подписчики
-124 часа
-47 дней
-3130 день
Архив постов
423
یکی رو پیدا کن که به داشتنت افتخار کنه، از دست دادنت براش ترسناک باشه، برات بجنگه، قدردانت باشه، بهت احترام بذاره، بهت اهمیت بده و بدون هیچ قید و شرطی دوستت داشته باشه:)
423
و در آخر
از همه چیز گذشتم،
اما هنوز از یک چیز نمیتوانم بگذرم…
از اینکه کسی که شاهد تمام دوست داشتنم بود،
آخر قصه مرا به «نجنگیدن» متهم کرد.
عجیبترین درد دنیا این نیست که یک نفر برود…
این است که تمام راهی را که برایش آمدهای نبیند.
تمام شبهایی که پای غمش بیدار ماندی،
تمام روزهایی که شادیات را خرج لبخندش کردی،
تمام جنگهایی که بیصدا برای ماندنش جنگیدی،
و تمام جاهایی که میان دل خودت و آدمهای دورت گیر افتادی…
آدم گاهی آنقدر برای نگه داشتن یک نفر میجنگد که یادش میرود برای خودش شاهد جمع کند.
بعد یک روز میشنود:
«نجنگیدی…»
و فقط به تمام روزهایی فکر میکند که در سکوت گذشتند و هیچکس ندیدشان.
هیچکس ندید چند بار برای آرامش یک نفر از خودش گذشت.
هیچکس ندید چند بار میان دل خودش و آدمهای اطرافش ایستاد.
هیچکس ندید چند بار به خاطر ماندن، حرف شنید، کوتاه آمد، بغضش را قورت داد و باز ماند.
عجیب است…
گاهی تمام آنچه بوده، تمام آنچه ساخته شده، تمام آن خاطرههایی که روزی با ذوق تعریف میشدند، ناگهان زیر سایهی چند روز تلخ گم میشوند.
انگار خندهها وجود نداشتند.
انگار قدم زدنها وجود نداشتند.
انگار ساعتهایی که برای هم زندگی میکردیم وجود نداشتند.
و بعد میگویند:
«روی خاطرات خط کشیدم…»
خاطرات در جان آدم میمانند.
در خیابانهایی که با هم از آنها رد شدیم.
در آهنگهایی که هنوز ناخواسته چیزی را یادآوری میکنند.
در لحظههایی که هر چقدر هم انکارشان کنی، بخشی از زندگی تو باقی میمانند.
فقط بعضی دردها را هنوز نمیفهمم…
چگونه به راحتی دشمنانِ احساسی، در قید تو ترجیح داده شدند
و اینکه چطور گاهی آدم از جایی میشکند که مطمئن بود امنترین جای دنیاست.
آدم را دشمنش نابود نمیکند.
آدم را کسی نابود میکند که یک روز تمام دنیایش بوده،
و یک روز دیگر، درست همان جایی میایستد که میدانست قلبت از آنجا خواهد شکست.
بعضی رفتنها درد ندارند…
این باور کردنِ این است که تمام دوست داشتنهایت، تمام ماندنهایت، تمام جنگیدنهایت،
آخر به اسم نبودنت و کم گذاشتنت برای او تمام میشود…
423
جات چقد خالیه الان تو بغلم نیستی قلبم آتیش گرفت، سوخت بدنم ترسیدم نباشی، شدی دور تر از قبل
423
من که چیزی کم نذاشتم برا تو یکی دلم نبود بازم گفتم هرچی تو بگی بی من ستاره هاتو شبا بشمره کی این دیوونه ولکنت نیست
423
چشمانت جهان دیگریست
و جهانم سرزمین دستان توست
می خواهم بگویم
همیشه یک نفر
پشت شلوغی خیالت هست
که مدام دوستت دارد
و دلتنگ توست ...
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
