en
Feedback
ָ ֙⋆دونـــــهِ‌بَرفِ‌خاکِستَری!!

ָ ֙⋆دونـــــهِ‌بَرفِ‌خاکِستَری!!

Open in Telegram

ꜥꜤ ⛓️ なぜ、あなたの手は冷たいですか ?𓍼  ִֶָ --- 𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖲𝗐𝖺𝗇 ⸝⸝ @EvillShadow ⸝⸝ 𝖨𝖭T𝖩 🦢

Show more
239
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
ָ ֙⋆این پی‌امو فور کنید تو دیـــــلیتون؛تا بهتون بگم "موقعِ‌به‌قتل‌رسوندنِ‌پارتنرخیانتکارتـــــون"به چه آهنگی گوش می‌دید و او
ָ ֙⋆این پی‌امو فور کنید تو دیـــــلیتون؛تا بهتون بگم "موقعِ‌به‌قتل‌رسوندنِ‌پارتنرخیانتکارتـــــون"به چه آهنگی گوش می‌دید و اون رو با چه‌روشی می‌کشید. می‌تونم میزبانِ شما ستاره‌های تویِ دیلیم باشم؟

"لـــــب‌هات طعمِ شیرین‌ترین رُل‌های سیگار رو دارن؛این لعنتیا کلِ زندگیم رو دود می‌کنن افـــــسرکیـــــم‌."

وقتی با تصورِ بودنش غرقِ رقصیدن میشی>>

"قسم به لب‌هات که مست‌کننده‌ترین نوشیدنیِ دنیان،نعنات هر شـــــبش رو با فکرِ تو به صبح می‌رسونه و هر صبحش رو با تصورِ تو در کنارش شب می‌کنه‌."

تـــــو رفتی و من؛تبدیل به باغبونِ گل‌های همیشه‌بهارت شدم.گل‌های رنگارنگی که عادت داشتی هرشب با انگشـــــت‌هات لابه‌لای موهام بکاری و وجـــــودم رو بهشون تشبیه کنی. باغـــــبون'م؟کجایی که ببینی همیشه‌بهارت سال‌هاست که رنگِ بهار رو به خودش ندیده؟

چشم‌های پسرکش رو بوسید و ادامه داد: "درست همون لحظه بود که ماهِ نقره‌ای‌رنگِ چشم‌های تو، تبدیل به ایمانِ کافرترین مردِ شهر عشـــــق شد."

"من ســـــال‌ها قبل، با دست‌های خودم قلبم رو به آتش کشیدم و خاکـــــسترش رو توی جعبه‌ی چوبیِ ذهنم زندانی کردم؛تا اینکه تو اومدی،قفل اون زندان ابدی رو با لب‌های سرخت شکوندی و خاکستر قلبِ بیچارم، انگار که تموم عمرِ ناچیزش منتظر چنین لحظه‌ای بوده باشه، پرواز کرد و توی قهـــــوه‌ی چشم‌هات نشست..."