en
Feedback
ق

ق

Open in Telegram

IG : https://instagram.com/child.of.grief نوشته‌ها با هشتگ #ق متعلق به خودم هستند.

Show more
Iran140 581The category is not specified
287
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
ق
287
اگر زمانی برسد که روشنایی را پیدا نکنی، به تو قول خواهم داد در تاریکی همراهت بمانم.

ق
287
آن چیزی که زندانیان را در اردوگاه کار اجباری شکنجه می‌داد کتکی که از افسران نازی می‌خوردند یا توهین‌هایی که می‌شنیدند، نبود. بلکه فکر کردن به ناعدالتی موجود بود، و اینکه چرا و به کدامین گناه باید چنین موقعیت اسفناکی را تجربه کنند. فرانکل - انسان در جست‌و‌جوی معنا

ق
287
گویی مردمان دیگری وارد کرده‌اند و ما در وطن بیگانه‌ایم. دنیا به دست اوباش است، و نیکان به گناهِ لیاقت می‌میرند. -بهرام بیضایی

ق
287
New West - Home.mp39.43 MB

ق
287
ای غم! نمی‌دانم روز رسیدن روزی گام که خواهد بود؛ اما در این کابوس خون آلود، در پیچ و تاب این شب بن‌بست، بنگر چه جان‌های گرامی، رفته‌اند از دست! دردی‌ست چون خنجر، یا خنجری چون درد؛ این من که در من پیوسته می گرید؛ در من کسی آهسته می‌گرید.⁩⁩⁩⁩... -هوشنگ ابتهاج

ق
287
⁨ اگر روزی نبودم، به صدای سکوت شب گوش بده… جایی میان نفس‌های آرامت، ردی از من خواهد بود؛ در بوی باران، در لحظه‌ای که بی‌دلیل دلت گرفت و نفهمیدی چرا… من آن‌جا هستم. در خاطره‌ای که پر از خنده است اما اشک می‌آورد، در واژه‌ای که بی‌اختیار برای چندمین بار از ذهنت می‌گذرد، در آهنگی که انگار برای ما ساخته شده بود… نیازی به پیدا کردنم نیست، اگر مرا یاد کردی بدان ساعت ها در کنارت بوده‌ام و التماس های من به روحت باعث شده مرا یاد کنی. اگر دلت گرفت، به آسمان نگاه کن… من همان ستاره‌ام که بی‌صدا روشن مانده، مهم نیست هرشب نگاهش کنی یا نه، همانجا که هست، هست، می‌ماند. این را نوشتم چون چیزی جز این، برای نگرانی از جدایی، پیدا نکردم. #ق⁩ پست جدید در اینستاگرام

ق
287
09 The Neighbourhood - You Get Me So High.mp36.04 MB

ق
287
⁨ تو زیباترین چیزی هستی که میتوانم داشته باشم. امیدوارم بعد از تویی وجود نداشته باشد اما، اگر در کنارم بمانی؛ تو زیباترین یار و اگر مرا ترک کنی زیباترین زخم کالبدم خواهی بود. اگر هم راجب روحم پرسیدی این را بدان، او با تو خواهد آمد. انگار که میخواهم همه چیز را ترک کنم همه چیز را کنار بگذارم تا تمام من، برای تو باشد. حتی کمتر مینویسم؛ چون برای منی که نگاه هایت را دیده‌ام، هیچ نوشته‌ای حتی به اندازه‌ی پلک زدنت، معنا ندارد. #ق⁩ پست جدید در اینستاگرام

ق
287
SYML-Fear-of-the-Water-320.mp39.79 MB

ق
287
وقتی برای اولین بار به دستانش دست زدم، احساس سبکی کردم. انگار همه آوارهایی که سالها بود آنها را تحمل میکردم تبدیل به پروانه شدند، پرواز کردند و راحتم گذاشتند. حرکات دست چپش در دستم، مانند رقص یک دختربچه، زیبا و دلنشین بود. وقتی در کنارش می‌ایستم چشمانش طوری به من نگاه میکنند که در قلبم آتشکده برپا می‌شود. هم فشردن دستانش، هم نگاه کردنش، هیچکدام تپش قلبم را ذره‌ای آرام‌تر نمی‌کند. اگر بس نکند قلبم از قفسه سینه به بیرون میپرد و او را میبوسد. نمیدانم چطور اما آنقدر به من نزدیک است که وقتی میخواهم حتی به خودم سر بزنم باید از کنار او عبور کنم. انگار خود را تنها در او پیدا میکنم. در آن لحظه که برای اولین بار پس از چند سال، حس کردم به شخص دیگری جز خودم نیاز دارم٫ و انگار وقتی که نیست، چیزی را درکنارش جا گذاشته ام٫ فهمیدم که او چقدر در لایه‌های زیرین قلبم نفوذ کرده است. و از این بابت بسیار خوشحالم. #ق⁩⁩⁩ پست جدید در اینستاگرام

ق
287
hikiko- only moon knows.m4a8.25 MB

ق
287
از دل رابطه‌ای بازگشتم که از آن، چیزی جز زخم نداشتم. جایی میان گفت‌و‌گوهای ناتمام، سکوت‌های سرد، و وعده‌هایی که هیچ‌گاه برآورده نشدند. مدت‌ها با خودم می‌جنگیدم تا باور کنم عشق، توهمی زیباست که تنها زخم بر جای می‌گذارد. قلبم چون شهری متروک بود. خیابان‌هایش خلوت، پنجره‌هایش بسته، و هیچ نوری از پسِ دیوارهایش نمی‌تابید. اما تو آمدی… بی‌آنکه بدانی، بی‌آنکه بخواهی، در آن شهر خاموش را با یک لبخند گشودی. چشمانت، مثل بارانی بر خاک ترک‌خورده‌ام نشست، و صدایت، شبیه آرامش بعد از طوفان، مانند در آغوش گرفتن یک نوزاد، آرامم کرد. در حضورت فهمیدم که عشق، همیشه از جنس هیجان نیست. گاهی آرام می‌آید، بی‌صدا، و آن‌قدر لطیف است که نمی‌فهمی از کی درونت ریشه دوانده. فهمیدم که هنوز می‌شود کسی را دید و ترسید. نه از او، بلکه از عمقِ احساسی که در نگاهش پنهان است. و من، بی‌آنکه خود بدانم، دوباره عاشق شدم… نه برای فراموش کردن گذشته، بلکه برای یاد گرفتن دوباره‌ی زندگی. تو نه ادامه‌ی هیچ‌کس بودی، نه مرهم زخم‌های قدیم. تو خود «آغاز» بودی… آغازی که مرا از خاطره به معنا رساند. #ق⁩⁩ پست جدید در اینستاگرام

ق
287
die 4 u Zach Templar.mp32.87 MB

ق
287
وَه چه پروازِ ناتمامی در سرم بال میزند… من رها در تنهاییِ خویشم، مرا از چه میترسانی؟

ق
287
گفت مگر چقدر دوستش داشتی؟ گفتم؛ راستش را بخواهی خودم هم نمیدانم، اما بعد از رفتنش یک چیزی در من گم شد که هرجا را جست‌وجو کردم نیافتم. من چیزی را گم کردم که مطمئنم حتی در خود او هم نخواهم یافت. هفته‌ها طول کشید تا بفهمم دلیلش رفتن او نبود. من هزینه‌ی خداحافظی‌ای را دادم که به هیچ عنوان تحملش را نداشتم. اما این را فهمیدم که گاهی خداحافظی شروع یک درد جاودان خواهد بود. با اینهمه، هنوز به او فکر میکنم… دلم برایش می‌سوزد وقتی به این فکر میکنم که چقدر عذاب کشیده است، تا مرا فراموش کند. من از ترس همین عذاب‌ها هنوز خودم را در اتاق عشق او زندانی کرده‌ام. عزیزم خطاب به خودت میگویم؛ آمدنت هدیه‌ی خدا به من، و ترک کردنت برای رسیدن به آرامش، هدیه من به تو بود. امیدوارم آرامشی که از من گرفته شد را به تو داده باشند. اینطور حداقل یکی از ما میتواند وقتی که حرف از عشق می‌شود، گریه نکند. #ق پست جدید در اینستاگرام

ق
287
08 Sleeping At Last - Already Gone.mp39.38 MB

ق
287
روزی احساس خواهی کرد فردی تو را از دور نگاه می‌کند.شاید آنروز من را فراموش کرده باشی اما من هنوز در دریای عشق تو غرق خواهم بود… دریایی که شاید مرا بکشد اما مطمئنم ساحلی ندارد. عزیزم، قرار بود من با تو رشد کنم… نمیدانستم آنقدر محو گرمای وجودت خواهم شد که حتی اگر آتش به ریشه‌ام افتاد چیزی احساس نکنم. نمیدانم این چه سرنوشتی است اما هرچه هست میدانم پایان نیست. خدا را گواه میگیرم ذره‌ای از این شرایط ناراضی نیستم. قبلا هم گفته بودم ذهنم آنقدر پر از “تو”ست که هیچ اثری از “من” نیست. یادت باشد اگر اگر اگر یکدیگر را ملاقات کردیم، از این روزها برایت بگویم. از روزهایی که احساس میکنم هنوز تو را دارم ولی در واقع این تویی که تمام مرا تصاحب کردی. خوشحالم که هنوز متعلق به توام. از تمام چیز‌هایی که بینمان بود؛ تمام امیدها و علاقه ها را در شبی که از اینجا رفتی، بدرقه راهت کردم و خودم تمام غم‌هایی که میتوانستم را برای خودم برداشتم. نمیدانی چقدر دلم برای چشمان زیبایت تنگ شده. امیدوارم هنوز وقتی به من فکر میکنی چشمانت در تاریکی با اشکی پر از خاطراتی که دل هردوی ما برای آن تنگ شده است، برق بزند. #ق پست جدید در اینستاگرام

ق
287
Wouter Dewit - Down In The Deep.mp315.31 MB

ق
287
زندگی ات برایم جالب بود و شاید بخاطر همین بیشتر دوستت داشتم. گاهی به قبل و بعد تو فکر میکنم به خیالم تو آمدی تا در من حس وفاداری و عشق را زنده کنی. فکر کردن به تو دقیقا مانند آویزان ماندن از یک طناب، بالای دره‌ایست که نه میتوانم رهایش کنم و نه میتوانم از آن بالا بروم. اگر آن را رها نکنم هیچ لذتی از زندگی کردن نخواهم چشید و اگر رهایش کنم در تاریکی‌ای فرو خواهم رفت که همه چیزم را تغییر خواهد داد. برای این روز ها که دلم به شدت برایت تنگ است، باید بگویم که عزیزم، این را بدان که من از رفتنت غمگین نیستم از نبودنت غمگینم. این دو تفاوت های بسیاری دارند. #ق⁩⁩⁩⁩ پست جدید در اینستاگرام

ق
287
01. Tom Odell - When I Close My Eyes.mp37.51 MB