en
Feedback
|•قدرمطلق•|

|•قدرمطلق•|

Open in Telegram

نوشته‌های یک خیال‌دوستِ ناواقعی؛ واژه‌هایم را با چَشمِ دل بخوان.

Show more
932
Subscribers
-124 hours
-97 days
-3930 days
Posts Archive
یادداشتِ کوچکِ روزمرگی۷۷ دلِ آدم همیشه دنبال یه چیزی می‌گرده که بی‌قرار شه. انگار عادتشه، انگار دوست نداره یه گوشه بشینه و تماشا کنه در ادامه چه اتفاقی می‌افته. هرچقدر هم عقل بهش حکمِ صبر می‌ده، بازم انگار نه انگار. چیه داستان این دل؟

أَنَا مَا طَلَبْتُ مِنَ الْبَشَرِ مُسَانِداً لِأَنِّي وَجَدْتُ الصَّبْرَ خَيْرَ مُرَافِقَا... هیچ‌گاه از آدمیان پیِ تکیه‌گاهی نبودم؛ چرا که صبر را بهترین همراه یافتم...

‌تنها چیزی که داریم، خودمان هستیم؛ و این دقیقا همان چیزی است که به اندازه کافی به آن توجه نمی‌کنیم. |•فرانتس کافکا•|

Stay With Me.mp315.67 MB

این‌جا چنان ناامن و ناپایدار است که اگر برای یک‌ساعت از کسی جدا شوی، ممکن است مجبور شوی در ابدیت دنبالش بگردی. ‌ |•لیانید آندری‌یِف/یادداشت‌های شیطان•| شروع هم‌خوانی کتابِ یادداشت‌های شیطان.

هرآنچه تا این ساعت به تو بد گذشته، بعد از این ساعت تغییرش بده.

Text Wallpaper 📝
+5
Text Wallpaper 📝

یادداشتِ کوچکِ روزمرگی۷۶ صبح که می‌شود، باز امید در خانه‌مان را می‌زند، بیدارمان می‌کند، شکم گرسنه‌مان را سیر می‌کند، چشمان خواب‌آلوده‌مان را می‌شوید و ما را دوباره آمادۀ زندگی می‌کند؛ فارغ از اینکه روز قبل چه بر ما گذشته است.

آدم‌ها بعد از تو.
+1
آدم‌ها بعد از تو.

ویراستاری کار راحتیه: 🤝
ویراستاری کار راحتیه: 🤝

‌کاش می‌توانستم جلوی فکر کردنم را بگیرم! سعی می‌کنم. موفق می‌شوم: انگار کله‌ام پر از دود می‌شود… و باز از سر گرفته می‌شود: «دود… فکر نکنم… نمی‌خواهم فکر کنم… فکر می‌کنم که نمی‌خواهم فکر کنم. نباید به این فکر کنم که نمی‌خواهم فکر کنم. چون این هم باز یک جور فکر است.» پس هیچوقت تمامی ندارد؟ |•ژان پل سارتر، تهوع‌•|

همه‌چیز می‌گذرد و شاید فراموش هم بشود، اما آن نسخه‌ای از ما که آن همه‌چیز را گذرانده و فراموش کرده، تا ابد وجود دارد و می‌تواند هر زخم را به میل خودش، نمک بپاشد.

زیباتر از این جملات نتونستم پیدا کنم.

Quran Wallpaper ❤️‍🩹
+5
Quran Wallpaper ❤️‍🩹

من می‌دانم که شعر و هنر برایم خوشبختی نیاورد، همچنان که برای هیچ‌کس نیاورده ولی من باز هم با تمام قوا آن را طلب می‌کنم. |•از نامه‌ی فروغ فرخ‌زاد به پرویز شاپور•|

درونِ خود به دنبالِ خودی هستم که پیش از این لبش یک‌ریز می‌خندید

سخت‌ترین قسمتِ زندگی.

هرچی بیشتر جلو می‌ری، بیشتر می‌فهمی قبلا چقدر نمی‌فهمیدی.

یادداشتِ کوچکِ روزمرگی۷۵ با خودت می‌شینی یه گوشه، می‌بینی ای وای، چقدر ظلم کردی به خودت؛ می‌فهمی؟ خودت به خودت! اصلا کاری به بقیه و کارهای درست و غلطشون ندارم. همه‌شم به‌خاطر اون یه تیکه گوشت کنج سینه‌ته که زیادی وجدان داره، زیادی می‌خواد مهربون باشه و دل کسی رو نشکنه، اما... خودش چی؟ خودش که هربار شکست، صداش درنیومد و خودش رو درمان کرد، چی؟ هیچی!

‏گفتی که شاهکار شما در زمانه چیست؟ ‏بالله که زنده بودن ما، شاهکار ماست ‏‌ |•فخرالدین‌ مزارعی•|