en
Feedback
خوشه ای از گندم زار دلم 🌾❤️🍒🔥

خوشه ای از گندم زار دلم 🌾❤️🍒🔥

Open in Telegram

زن ،زندگی، آزادی ژن ، ژیان، آزاری

Show more
445
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
. نَفَست را به هوا بسپار كه مرا نجات بدهد از نفس تنگی! ‌ 🤍💔🪽 @tarifeh_Songs

. ‌‌كودكی تازه رفته بود كه تو آمدی! روی پلی بلند بر فراز رودی خروشان ديدار هر روزه‌ی ما بود. چندی آمدی به كلام نشستی با من و بسيار گفتی و بسيار گفتم و هرگز نشد بگويم آنچه را تمام آن روزها و شب‌ها می‌خواستم با تو بگويم. و يک‌باره رفتی از روی همان پل گذشتی و ديگر باز نگشتی به اين سو و آنچه می‌خواستم بگويم ناگفته ماند با تو. .... اينک حتی نمی‌دانم كجای اين جهانی و دلم تنگ توست و كنار همه‌ی آن حرف‌ها كه می‌خواستم با تو بگويم هنوز اين ناگفته‌ی آن روزها باقی‌ست. می‌خواستم بگويم: در كودكی بارها خواب سقوط از پُلی بلند بر فراز رودی خروشان می‌ديده‌ام حالا فقط می‌خواهم بپرسم آنجا كه هستی -- هر كجا كه هست -- از روی پلی بلند بر فراز رودی خروشان که... . . . نمی‌گذری؟! 🤍💔🪽 @tarifeh_Songs

🎧|『 』 ده آهنگ خاطره انگیز و ماندگار ؛ از ده خواننده ... آنگاه که زنگار همه چیز را بلعید شقایقی همواره باقی می‌ماند تا حفظ ظاهر کند . #پل_لوئی_رُسّی

بوی زلف او حواسم را پریشان کرد و رفت #صائب‌تبریزی @rosessefidd
  بوی زلف او حواسم را پریشان کرد و رفت #صائب‌تبریزی @rosessefidd

.                 در دیاری که پر از دیوار است                       به کجا باید رفت؟                     به که باید پیوست؟                    به که باید دل بست؟               حس تنهای درونم می گوید           بشکن دیواری که درونت داری!                    چه سوالی داری؟                     تو خدا را داری                         و خدا...                اول و آخر با توست .              و خداوند عشق است...                   #سهراب ــ سپهری

#عصر_موسیقی🎼🎶🎵 🟢 ترانه جدید شروین حاجی‌پور ⚪️ من ایرانم ... 🔴 جانباختگان و قلب‌های داغدار بازماندگان دی ماه خونین پوتینه رو گلوم، طنابه دورِ گردنم جا ترکه روی پام، ولی باز حرف می‌زنم هی زخمِ بازَمو، محکم فشار بده تو خسته می‌شی و، من جا نمی‌زنم زانومه روی خاک، مرگم مُسَلَّمِه این شعر آخری، تنها سلاحمه بازم ازم بگیر، خاکم رو خونه‌مو حتی جنازه‌مم، حرفش رو می‌زنه چون من ایرانم، من ایرانم، من ایرانم، من ایرانم، من ایرانم، من ایرانم ... ☘🖤«تسلیت به مردم شریف و عزیز ایران.» @sobhosher

🎼🎧 ‏تو رفتی ‏شهر در تو سوخت ‏باغ در تو سوخت ‏اما دو دست جوانت ‏بشارت فردا، ‏هر سال سبز می‌شود ‏و با شاخه‌های زمزمه‌گر در تمام خاک ‏گل می‌دهد ‏گلی به سرخی خون… ‏ #خسرو_گلسرخی #مهسا🎙 به یادِ همه‌ی رفته‌هایی که دیگه هیچ‌وقت قرار نیست برگردن... به یادِ اندوه افرادی که کسی رو از دست دادن، و برای همیشه قراره زخمی و داغدار بمونن. تماما در غم شما شریکیم🖤

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد. و خاصیت عشق این است.
#سهراب_سپهری

این امر را چطور توجیه می‌کنی که خشم همواره به سوی خودِ فرد خشمگین باز می‌گردد، و هیچ فرد ترس‌آفرینی نیست که خود از ترس رها نب
این امر را چطور توجیه می‌کنی که خشم همواره به سوی خودِ فرد خشمگین باز می‌گردد، و هیچ فرد ترس‌آفرینی نیست که خود از ترس رها نباشد؟ در این مورد باید سخنِ مشهور لابریوس را به یاد آوری، همان سخنی که وقتی در میانه‌ی جنگ ادا شد توجه تمام مردم را به خود جلب کرد: کسی که بسیاران از او می‌ترسند، باید از بسیاران بترسد.
#لوکیوس_سنکا
| نام نقاشی: سوم ماه مه

درد به مویرگ هایمان رسیده اما باز هم زنده ایم...
درد به مویرگ هایمان رسیده اما باز هم زنده ایم...

من لا يملك الحب، يخشى الشتاء... ــــــــــــــــــــ کسی که عشق ندارد، از زمستان می‌ترسد... #محمود_درویش برگردان: #سعیده_مولا
من لا يملك الحب، يخشى الشتاء... ــــــــــــــــــــ کسی که عشق ندارد، از زمستان می‌ترسد... #محمود_درویش برگردان: #سعیده_مولایی

‌من دلم میخواهد ،، خانه‌ای داشته باشم پُرِ دوست ، کنج هر دیوارش دوست‌هایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هر کسی می‌خواهد وارد خانه ی پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند . شرط وارد گشتن : شست و شوی دل‌هاست شرط آن ، داشتن یک دل ِ بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می‌کوبم روی آن با قلم سبز بهار می‌نویسم : ای یار خانه‌ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر : "خانه دوست کجاست؟ " #فریدون‌_مشیری🍒🔥      ‌

چه گرمی ، چه خوبی ، شرابی ؟! چه هستی ؟! بهاری ؟! گلی ؟! ماهتابی ؟! چه هستی ؟! چه هستی كه آتش به جانم كشیدی ؟! سرود خوشی ؟! شع
چه گرمی ، چه خوبی ، شرابی ؟! چه هستی ؟! بهاری ؟! گلی ؟! ماهتابی ؟! چه هستی ؟! چه هستی كه آتش به جانم كشیدی ؟! سرود خوشی ؟! شعر نابی ؟! چه هستی ؟! چه شیرین نشستی به تخت وجودم خدا را ، غمی ؟! التهابی ؟! چه هستی ؟! فروغی كه از چشم من می‌گریزی ؟! و یا ای همه خوب ، خوابی ؟! چه هستی ؟! شدم شاد تا خنده كردی به رویم تو بخت منی ؟! ماهتابی ؟! چه هستی ؟! لب تشنه ام از تو كامی نگیرد فریبی ؟! دروغی ؟! سرابی ؟! چه هستی ؟! تورا از تو می‌پرسم ای خوب خاموش چه هستی ؟! خدا را جوابی ؟! چه هستی ؟! #حسین‌منزوی ♥️🕊 ققنوس🕊♥️

من یک نماز آمده از کشتی شانه های تو ام که بوی دریا را به اعتراض دستهای تو نقش زدم اندکی زیر آفتاب صبر بنشین به رازهای پنهانی من سری بزن که شکوفه از دریا و موهای تو نمی افتد حتی با باد بانهای غزل نوشته که از سفر ما سالهاست رفته اند مجال من و تورا داستان شب دریا کرده اند ‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌ #احــمدطــاهرے_مــ_آبــے ♥️🕊 ققنوس🕊♥️

مشق عاشق داشتم از خیال گیسوی تو برای کودکی ام مشق می نوشتم مداد آبی که نداشتم شب گیسوی تورا به رنگ بوسه بر آسمان نوشتم راستی
مشق عاشق داشتم از خیال گیسوی تو برای کودکی ام    مشق می نوشتم مداد آبی که نداشتم شب گیسوی تورا به رنگ بوسه بر آسمان نوشتم راستی چرا آن روزها خانه ات را نشان  شعر های من ندادی تا از با بونه های نگاه تو خواستگاری کنم تا من امروز تورا زیر تاک بوسه ممنوعه نخوانم چرا شناسنامه ات را در زنگ انشای من  نیاوردی تا نامم را   در صفحه ازدواج آن نقاشی کنم وتو‌ بشوی   آشنای آخرین بوسه در شعرم من یادم نمی آید تو کجا بودی تا شب خواستگاریت من اسم تورا صدا بزنم و در دفتر مشق های عاشقم به تو     آخرین نمره قبولی       از چشمانت را بدهم تا امروز    ممنوعه نگاه من نشوی ‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‎ #احــمدطــاهرے_مــ_آبــے  ♥️🕊 ققنوس🕊♥️

چراغ هاى كوچه را شكسته اند زورشان به صبح كه نمى رسد درخت هاى قد كشيده را سر زدند زورشان به جوانه كه نمى رسد زمستان است قبول،
چراغ هاى كوچه را شكسته اند زورشان به صبح كه نمى رسد درخت هاى قد كشيده را سر زدند زورشان به جوانه كه نمى رسد زمستان است قبول، زورشان به بهار و تابستان كه نمى رسد٠٠٠٠🌿🌹🌿

آن کس که بَدَم گفت، بدی سیرت اوست ‏وان کس که مرا گفت نکو، خود نیکوست! ‏حال متکلم از کلامش پیداست ‏از کوزه همان برون تراود که
آن کس که بَدَم گفت، بدی سیرت اوست ‏وان کس که مرا گفت نکو، خود نیکوست! ‏حال متکلم از کلامش پیداست ‏از کوزه همان برون تراود که در اوست! #شیخ_بهایی ۸ اسفند زادروز #شیخ_بهایی (زاده ۸ اسفند ۹۲۵ لبنان -- درگذشته ۸ شهریور ۱۰۰۰ اصفهان) فقیه، ریاضیدان، شاعر و دانشمند

در این صبح بزرگ و شستۀ پاک اهورایی ز تو می‌پرسم ای مزدااهورا، ای اهورامزد که را این صبح خوش است و خوب و فرخنده؟ که را چون من، سرآغازی تهی، بیهوده‌ای دیگر؟ بگو با من... بگو... با... من... که را گریه؟ که را خنده؟ مهدی_اخوان‌ثالث🍒🔥