en
Feedback
خوشه ای از گندم زار دلم 🌾❤️🍒🔥

خوشه ای از گندم زار دلم 🌾❤️🍒🔥

Open in Telegram

زن ،زندگی، آزادی ژن ، ژیان، آزاری

Show more
445
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+2
in 2 channels
April '26
+5
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+21
in 2 channels
Get PRO
January '26
+22
in 0 channels
Get PRO
December '25
+58
in 6 channels
Get PRO
November '25
+50
in 5 channels
Get PRO
October '25
+57
in 4 channels
Get PRO
September '25
+43
in 2 channels
Get PRO
August '25
+46
in 5 channels
Get PRO
July '25
+42
in 4 channels
Get PRO
June '25
+23
in 1 channels
Get PRO
May '25
+40
in 2 channels
Get PRO
April '25
+41
in 0 channels
Get PRO
March '25
+31
in 1 channels
Get PRO
February '25
+36
in 1 channels
Get PRO
January '25
+48
in 0 channels
Get PRO
December '24
+63
in 2 channels
Get PRO
November '24
+61
in 1 channels
Get PRO
October '24
+88
in 2 channels
Get PRO
September '24
+8
in 1 channels
Get PRO
August '24
+31
in 3 channels
Get PRO
July '240
in 1 channels
Get PRO
June '24
+7
in 1 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 1 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 2 channels
Get PRO
January '24
+140
in 2 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
18 May0
17 May0
16 May0
15 May0
14 May0
13 May+1
12 May+1
11 May0
10 May0
09 May0
08 May0
07 May0
06 May0
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
جانان در این شب بوسه از دل تو ماه نوشته ی     هزار ترانه در شب منی دل برده ای تا اطلسی نگاه آینه من اما    مست واژه های دستان تو شدم بیقرار در هزار شعر    از چشمانت من در نگاهت صبح را دیدم که عاشقم می کند ترانه و بوسه در دل را آفتاب را ببین از شکوه پیچک موی تو گذشته چشمانت را ببند آغوشت را خورشید کن بر دلم بگذار شعر قضاوت کند صبح    چشمانت را در حادثه ی شعر من..... ࿐჻ᭂ⸙💙⸙჻ᭂ࿐ ‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‎࿐჻ᭂ⸙♥️⸙჻ᭂ࿐ #احــمدطــاهرے_مــ_آبــے  #بداهه

2
رویای صبح با تو نم خشکیده خورشید خاطره ای است که دوستت دارم های آفتاب را با یک چایی یک بداهه تا خیال نگاهت و قندی از لب های گفتگوی تو تا آینه ی ماه را زنده می‌کند چایی بریز...... من دامنی عاشق از شعر  برای تو را می آورم.... ࿐჻ᭂ⸙💙⸙჻ᭂ࿐ ‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‎࿐჻ᭂ⸙♥️⸙჻ᭂ࿐ #احــمدطــاهرے_مــ_آبــے  #بداهه
1
3
No text...
57
4
در ازدحام اين همه ظلمت بي عصا چراغ را هم از من گرفته اند اما من ديوار به ديوار از لمس معطر ماه به سايه روشن خانه باز خواهم گشت پس زنده باد اميد در تکلم کورباش کلمات چشم هاي خسته مرا از من گرفته اند اما من اشاره به اشاره از حيرت بي باور شب به تشخيص روشن روز خواهم رسيد پس زنده باد اميد در تحمل بي تاب تشنگي ميل به طعم باران را از من گرفته اند اما من شبنم به شبنم از دعاي عجيب آب به کشف بي پايان دريا رسيده ام پس زنده باد اميد در چه کنم هاي بي رفتن سفر صبوري سندباد را از من گرفته اند اما من گرداب به گرداب از شوق رسيدن به کرانه موعود توفان هاي هزار هيولا را طي خواهم کرد پس زنده باد اميد چراغ ها ، چشم ها ، کلمات باران و کرانه را از من گرفته اند همه چيز همه چيز را از من گرفته اند حتي نوميدي را پس زنده باد اميد #سيد_علي_صالحي             
52
5
به نقش می کشم، خانه ای از دلتنگی باغی از داغِ غربت پرندگانی از آوای هق هق رودخانه ای از شبنم دریاهایی از اشك کوچه هایی تنگ، از اندوه... میدان هایی از مِه گندمزارانی از نورِ خورشید چراگاه هایی از تنهایی به نقش می کشم با تمامی رنگ ها روحم را سرزمینم را... #فریدون_فرخزاد
44
6
شب ایستاده است. خیره نگاه او بر چهارچوب پنجره من. سر تا به پای پرسش، اما اندیشناک مانده و خاموش: شاید از هیچ سو جواب نیاید. دیری است مانده یک جسد سرد در خلوت کبود اتاقم. هر عضو آن ز عضو دگر دور مانده است ، گویی که قطعه ، قطعه دیگر را از خویش رانده است. از یاد رفته در تن او وحدت. بر چهرهاش که حیرت ماسیده روی آن سه حفره کبود که خالی است از تابش زمان. بویی فساد پرور و زهر آلود تا مرزهای دور خیالم دویده است. نقش زوال را بر هرچه هست، روشن و خوانا کشیده است. در اضطراب لحظه زنگار خورده ای که روزهای رفته در آن بود ناپدید، با ناخن این جسد را از هم شکافتم، رفتم درون هر رگ و هر استخوان آن اما از آنچه در پی آن بودم رنگی نیافتم. شب ایستاده است. خیره نگاه او بر چارچوب پنجره من. با جنبش است پیکر او گرم یک جدال . بسته است نقش بر تن لب هایش تصویر یک سوال. #سهراب_سپهری
44
7
ترانهٔ بسیار زیبای " بهار دلکش" 🎙محمدرضاشجریان                 همیشه و تحت هر شرایطی، آغوشت را برای دریافت رحمت و سعادت هستی، گشوده نگاه دار و برای دریافت سلامتی ، اتفاقات خوب و لمس خوشبختی، تمام وجودت را آماده دریافت بهترینها کن 💫 •~🍃🌸🌼🍃~•
34
8
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت از پیش و پس قافله ی عمر میندیش گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت رفتی و فراموش شدی از دل دنیا چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد بیدادگری آمد و فریادرسی رفت این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت                                هوشنگ ابتهاج🍒🔥 درود، شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ گوارای وجودتان روزی سرشار از آسایش و آرامش و در کنار عزیزان  برایتان آرزو  داریم حواسمان باشد زندگی به همين آسانی ميگذرد . مثل بهاری که رفت... مثل تابستانی كه گذشت.... مثل پاييزی كه تمام شد پس ،از روزهای زمستانی که‌ باقی مانده لذت ببرید
82
9
🌤شنبه. ۹ اسفند ۱۴۰۴ هنوز هم خورشید، لبخند می‌زند، زمین می‌رویانَد و امید، هر صبح در زیر پوست سرد زمین، به جریان می‌افتد. که امید، زیباست، عشق، زیباست،  شکفتن، زیباست، و زندگی... آه، زندگی با تمام دردهایش، هنوز هم زیباست درود بر شما دوستان و عزیزان نیک اندیش بامدادتان نیکو   شنبه تان سرشار از مهر و امید و خبرهای خوب 🕊🔥🍒
83
10
sticker.webp
28
11
sticker.webp
45
12
📌 شب است ...! رویایِ دور دستِ تو، نزدیک می شود ...! #فروغ_فرخزاد #سھمتون‌ازشب‌آرامش🌙 ☕️✦✦❃♥️❃✦✦ⓜ
📌 شب است ...! رویایِ دور دستِ تو، نزدیک می شود ...! #فروغ_فرخزاد #سھمتون‌ازشب‌آرامش🌙 ☕️✦✦❃♥️❃✦✦ⓜ
58
13
✨✨✨ آرامش شب گوارای وجودتان عزیزان 🌙
✨✨✨ آرامش شب گوارای وجودتان عزیزان 🌙
48
14
بله " ری را " مرا نیاموختند ! که می توانم ، از شرارت عصیانِ خویش بگریزم ، اما من به دریا آموختم ، که خیزابِ موج تو در بی قراری اوست .. به من نیاموختند که آدمی سرآغاز ساده ی عشق است ، اما من ، عشق خویش را در سادگی آدمیان دیدم .. و سادگی ، آموختن من به عشق بود ، و سادگی ، آموختن عشق ، به همین رازهای روزمره ی همگان ... بله " ری را " من بدین گونه خسته از خودرویی خویش ، صنوبری شدم که آسمان در کشاکشِ گونه هایم گریست ، و دیگر هیچ ستاره ی دانایی ، به بهتان شب شریف ، طره ی دل را به باور هر بی ریشه ای نبست ؛ که من خود از گسستن یال های سنگ و ستاره آمده بودم ... بله " ری را " جان ! مرا نیاموختند ؛ که می توان به " گل سوسن هم گفت_ شما...! " اما من از ذکر نام تو ! " تو" را آموختم ، همین کافی نیست !؟ #سید_علی_صالحی
48
15
بر من قلم قضا چو بی‌من رانند پس نیك و بدش ز من چرا می‌دانند دی بی‌من و امروز چو دی بی‌من و تو فردا به‌چه حجّتم به‌داور خوانند #خیام
42
16
مپرس از طلب نارساى سوخته جانان چو شمع منزل ما داغ و جاده شعله آه‌ست #بیدل‌_دهلوی
46
17
چگونه دوست بدارم سپیدار را که دار می پرورد در آغوش برگ و زمزمه... #منوچهر_آتشی
47
18
🔸🔹🔸 گفتم: «این باغ ار گلِ سرخِ بهاران بایدش؟ ...» گفت: «صبرى تا کرانِ روزگاران بایدش. تازیانه یْ رعد ونیزه یْ آذرخشان نیز هست، گر نسیم و بوسه هاى نرمِ باران بایدش.» گفتم: «آن قربانیانِ پار،   آن گل هاى سرخ؟ ...» گفت: «آرى...» ناگهانش گریه آرامش ربود؛ وز پىِ خاموشىِ طوفانی اش گفت: «اگر در سوگ شان ابر می خواهد گریست، هفت دریاى جهان یک قطره باران بایدش.» گفتمش: «خالى ست شهر از عاشقان؛ وینجا نماند مردِ راهى تا هواى کوى یاران بایدش.» گفت: «چون روح بهاران آید از اقصاى شهر، مردها جوشد ز خاک، آنسان که از باران گیاه؛ و آنچه مى باید کنون صبر مردان و دل امّیدواران بایدش.» شفیعی کدکنی 💫 •~🍃🌸🌼🍃~•
50
19
دیدم که پوست تنم از انبساط عشق ترک‌ می‌خورد دیدم که حجم آتشینم آهسته آب شد و ریخت، ریخت، ریخت در ماه ماه به گودی نشسته، ماه منقلب تار… #فروغ_فرخزاد🍒🔥
43
20
💙🌹❤️ سخت است روزه نبودن تو کاش کسی اذان   می گفت افطار آمدن تو را ࿐჻ᭂ⸙💙⸙჻ᭂ࿐ ‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‎࿐჻ᭂ⸙♥️⸙჻ᭂ࿐ #احــمدطــاهرے_مــ_آبــے  #بداهه
43