en
Feedback
علیآت

علیآت

Open in Telegram

سلام بر غمِ سنگینِ مستدامِ قلم 🪶 _______ INSTA: https://www.instagram.com/aliiaat_ _______ t.me/HarfChatBot?start=308a250a4262 PV: @AliiaatPV

Show more
2 485
Subscribers
+124 hours
+167 days
+1730 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+32
in 0 channels
August '26
+167
in 0 channels
Get PRO
July '26
+108
in 5 channels
Get PRO
June '26
+93
in 0 channels
Get PRO
May '26
+3
in 0 channels
Get PRO
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+56
in 2 channels
Get PRO
January '26
+34
in 1 channels
Get PRO
December '25
+157
in 2 channels
Get PRO
November '25
+7
in 1 channels
Get PRO
October '25
+22
in 2 channels
Get PRO
September '25
+980
in 2 channels
Get PRO
August '25
+1 639
in 1 channels
Get PRO
July '25
+29
in 1 channels
Get PRO
June '25
+16
in 1 channels
Get PRO
May '25
+16
in 2 channels
Get PRO
April '25
+21
in 1 channels
Get PRO
March '25
+29
in 3 channels
Get PRO
February '25
+668
in 3 channels
Get PRO
January '25
+431
in 37 channels
Get PRO
December '24
+17
in 0 channels
Get PRO
November '24
+15
in 1 channels
Get PRO
October '24
+10
in 0 channels
Get PRO
September '24
+9
in 0 channels
Get PRO
August '24
+11
in 1 channels
Get PRO
July '24
+22
in 2 channels
Get PRO
June '24
+954
in 3 channels
Get PRO
May '24
+786
in 1 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 4 channels
Get PRO
February '240
in 1 channels
Get PRO
January '240
in 1 channels
Get PRO
December '230
in 0 channels
Get PRO
November '230
in 1 channels
Get PRO
October '23
+4
in 1 channels
Get PRO
September '23
+4
in 0 channels
Get PRO
August '23
+904
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
09 September+2
08 September+2
07 September+1
06 September+2
05 September+2
04 September+6
03 September+2
02 September+13
01 September+2
Channel Posts
با دلار دویست و بیست تومان تو بگو حس خوب یعنی چه؟ یاد خواهی گرفت کم کم که زندگی توی جوب یعنی چه.. با دلار دویست و بیست تومان
با دلار دویست و بیست تومان تو بگو حس خوب یعنی چه؟ یاد خواهی گرفت کم کم که زندگی توی جوب یعنی چه.. با دلار دویست و بیست تومان تو بگو عشق و یار یعنی چه؟ به درک عشق؛ ما اگر مردیم خرج سنگ مزار یعنی چه؟ با دلار دویست و بیست تومان پدر کارمند یعنی چه؟ خانواده چگونه سیر شود؟ روغن و نان و قند یعنی چه؟ با دلار دویست و بیست تومان تو بگو چپ و راست یعنی چه؟ گور بابای این سیاست‌ها تو بگو نان ماست یعنی چه؟ بین جنگ است کشورم اما دزدی و اختلاس یعنی چه؟ اینکه چوپان به بره رحم نکرد زده با گرگ لاس یعنی چه؟ ای که بالا نشسته مسئول من بگم انقراض یعنی چه؟ انگ دشمن که میزنید به ما تو بگو؛ اعتراض یعنی چه؟
#علیات

2
بین این فریادها انگار تنها مانده‌ام از خودم از قول‌هایم هم ببین جا مانده‌ام در دلم یک کودکی تنهاست دنبال بغل مغزم اما مرد جنگی بین این‌ها مانده‌ام در سرم صدها هدف دارم ولی این بار هم خسته و شرمنده فکر نان فردا مانده‌ام مغز میگوید بخند هر بار هی در آینه شعر را دل مینویسد غرق نجوا مانده‌ام من دلم تنگ است تنگ حرف‌هایش او به من گفت از یادت ببر من را من وا مانده‌ام یک سوالی ذهن من را کرده درگیر خودش من چگونه بین این غم‌ها روی پا مانده‌ام؟ #علیات
336
3
ایران من از غصه‌ات با خود چه کردم حتی صدای کِل که آمد گریه کردم.. #علیات
ایران من از غصه‌ات با خود چه کردم حتی صدای کِل که آمد گریه کردم.. #علیات
555
4
پریشانم چو حال دختری کنکوری و خسته که از تست ملخ، گاو و کبوتر یک ور افتاده که امسال از دو سال قبل بدتر شد تراز او دوباره بغض کرده باز فکر شوهر افتاده پریشانم چو چشمانی که در دیدن کم آورده کمی که تر شده هی اشک ها بر دفتر افتاده خودش را سخت باید جلوه میداد او بَرِ مادر نبیند بغض هایی را که بین حنجر افتاده و از زخم زبان و آستین و مار می‌گوید که رد دوستانش بر کمر با خنجر افتاده چه حسرت ها به دل دارد چه تصویر غم‌انگیزی ز دیوار اتاقش پاره عکس سردر افتاده که بیش از عکس خود در آینه او نکته و تست حنیف و حیدری دیده و از بال و پر افتاده هزاران جمله انگیزشی چسبانده بر میزش ولی بی روح، تنها، پشت میزش پیکر افتاده به خود می‌آید می‌بیند او که چند ساعت را به فکر کاش می‌شد‌ها و رویا ابتر افتاده در آیینه خودش را باز می‌بیند و می‌گرید بدش می‌آید از خود با خودش هم او در افتاده ولی در جنگ های با خودش پیروز خواهد شد که مو را گوجه کرده آستین بالا تر افتاده پر از زخم است و با این حال شوق جنگ را دارد که تصمیمش دوباره دست عشق و باور افتاده بریده از تمام مردم این شهر و حالا او نگاه غرق امیدش به سمت داور افتاده #علیات
595
5
سلام بر آهو خانم، تکه ای از وجودم. امیدوارم که حالتان خوب باشد. امشب بسیار با شما حرف زدم و چقدر خودم را بیشتر پیدا کردم. آنقدر امنید که فکر هایم را بدون لحظه ای تردید برای شما بازگو می‌کنم. آنقدر درستید که انگار نه انگار بعضی از حرف ها را نباید گفت، اتفاقاً همان حرف ها را به شما می‌گویم و هر بار با دیدن رفتار شما از انتخابم مطمئن تر می‌شوم. راستش را بخواهید آهو خانوم؛ نمی‌دانم چه شد، کجای راه را درست رفته بودم که به مقصد آغوشتان رسیدم اما مطمئنم که می‌توانم در همین مقصد جان به جان آفرین تسلیم کنم و سفیدی دندانم لبخندی را عیان کند و تنها منظورش این باشد که مقصود همیشه همین جان دادن در آغوش امن شما بوده و بس. فعلا شیشه های مربا با خودتان باز کنید تا ببینیم کدام سنگ ما در تاریکی به سر غول چراغ جادو میخورد که سه آرزوی « پول - پول بیشتر - کمی دیگر پول » ما را برآورده کند که با مادر مزاحم شویم برای احیای سنت پیغمبر. سر سجاده برای من هم دعا کنید، بگوید همان که خودش می‌خواهد؛ که از شما بسیار پیش پدر گفته‌ام.. خلاصه که خیلی سرتان را درد نیاورم، برایم همیشگی هستید مانند جنگ برای خاورمیانه و دلچسب مانند سیگار بعد از قهوه. راستی هنگام راه رفتن خیلی مراقب باشید، قلبی که در دستانتان هست از قبل ترک مَرَک بسیار دارد. جایمان در دلتان مستدام، دوستدار شما، علیآت.
744
6
یار با جان برابرم هم رفت وسط جنگ سنگرم هم رفت پادشاهی بدون تاج شدم امشب آن تاج بر سرم هم رفت او که از هرکه ماندنی‌تر بود رفت و این دفعه باورم هم رفت لنگ یک جرعه دیگرم اما ساقی‌ام رفت ساغرم هم رفت چایی‌ام سرد شد نفهمیدم پِیِ سوتی، سماورم هم رفت بعد او باد برگ برگم کرد سیمی دور دفترم هم رفت قصه جدی شد آن زمانی که پیش چشمم برادرم هم رفت بازی آخرم نبود اما ورق آس آخرم هم رفت مثل تنهاترین صَفی بودم وسط قصه یاورم هم رفت علی و چاه و درد تنهایی چه کنم؟ مالکْ اشترم هم رفت #علیات 1405/06/01
823
7
منم و حسرت یک خواب، به دور از فکرت جاده عشق تباهی‌ست تهش، من عبرت خسته‌ام از تو و از شعر و قلم‌ها و غمت تو به من شر نرسان عشق، نخواهم خیرت #علیات
948
8
+1
No text...
1 139
9
شوشی در دل من باز قدم می‌کوبد مشت بر سینه‌ دنیای عدم می‌کوبد بعد هر بازدمی باز دمی با فریاد مُهر بر مهلکه خانه دم می‌کوبد بر در عشق بکوبید که وا خواهد شد او که عاشق شده کی کوبه‌‌ٌ کم می‌کوبد؟ قاضی عقل است و دل مجرم مهرت بانو حکمِ محکوم قصاص است حَکَم می‌کوبد مجرمِ عشق که محبوس دو زانوی خود است چشم تو خال به بازو و به غم می‌کوبد چشم عثمانیتان قلب چو تبریز مرا برهمش ریخت چونان زلزله بم می‌کوبد «در بلندای تپش های دل خسته من تو همان باش که بر قله علم می‌کوبد» #علیات
1 232
10
من گم شده‌ام بین هزاران اگر اما این کیست در آیینه چه بی باور و معنا ای وای کجا گرگ شدم گم شده روحم ای وای غریب است چه این قرب
من گم شده‌ام بین هزاران اگر اما این کیست در آیینه چه بی باور و معنا ای وای کجا گرگ شدم گم شده روحم ای وای غریب است چه این قربت دنیا دنبال حقیقت نشتابید دروغم بر روی نقابم زده‌ام پوشیه اینجا تنها پی سر تر شدن از مردم شهرم بی معنی و بی آرزو و مقصد و رویا ترسم شده بود اینکه چو مردم بشوم من بد تر شده‌ام، پیش خودم من شده رسوا کو آن پسرک که به کلامی سر سجده می‌برد غم خویش فقط محضر بابا دور و بر خود کرده پر از مردم حالا تنها شده تنها شده تنها شده تنها #علیات
900
11
من شوق زندگی را، از میوه نگاهت چیدم برای بغضم، در فکر روی ماهت من شوق زندگی را، از تو گرفتم هرچند سهم رقیب می‌شد، آغوشِ جان پناهت من جای خالی‌ات را، هی شمع می‌گذارم می‌سوزم از فراقت، پروانه‌ام تباهت من بی تو کودکم که، در ازدحام باراز گم کرده مادرش را، گم گشته‌ام به راهت چون عشق رنج بود و آنقدر عاشق هستم دارم به رنج من بیش، از مادرم شباهت من مانده‌ام و داغت، هستم به این غم عادت این یادگار از توست، خوش درد گاه گاهت.. #علیات
702
12
«ای آنکه مرا برده‌ای از یاد کجایی» ویرانه‌ام‌ ای خانه‌ات آباد کجایی چون موی رهای تو به دستان خیالم دادی تو مرا باز که بر باد
«ای آنکه مرا برده‌ای از یاد کجایی» ویرانه‌ام‌ ای خانه‌ات آباد کجایی چون موی رهای تو به دستان خیالم دادی تو مرا باز که بر باد کجایی بالشت گرفتم به دهان دل تنگم تا هی نزند داد و فریاد کجایی این دل که رها بود به دامان غم افتاد تنهاست به حبس تنت آزاد کجایی بر هر طرف دل شده حک داغ فراغت دل تنگ شده در همه ابعاد کجایی برگرد و بیا بی تو دگر تاب ندارم برگرد و بیا دخت پری‌زاد کجایی #علیات
687
13
همان شبی که بد غرور یک نفر تمام شد میان قلب من حضور یک نفر تمام شد که دیگر عاشقانه های من غزل نمی‌شود به سطح دفترم سطور یک نفر تمام شد بزن که درد زخم قلبی‌ام رَوَد زِ خاطرم بزن زمانه چون‌که زور یک نفر تمام شد مرور می‌کنم که شب به شب چقدر مرده‌ام پر از نمردنم مرور یک نفر تمام شد به تب که می‌دهد دلم رضا ولی به مرگ چه که طاقت دل صبور یک نفر تمام شد میان ظلمتم پیِ وجود نور در خودم نه غرق غم شوَم که نور یک نفر تمام شد هرآنچه شد فریب قلب را دگر نمی‌خورم دوباره عشق؟ نه قصور یک نفر تمام شد #علیات
695
14
من آن نشد نتوانستمم که آخرِ کار به مرگ رام شده یا که گفته «دیدی شد..» #علیات
635
15
به بغض افتاده‌ام چشم ترم سمت تو می‌آید ببین انگشت لرزانْ مضطرم سمت تو می‌آید قلم را راضی‌اش کردم نگوید از تو این دفعه قلم راضی شده هی دفترم سمت تو می‌آید تمام عمر بودم سر به زیر شرم می‌کردم تو را دیدم و حالا هی سرم سمت تو می‌آید نگو از عشق میترسی مرا عاشق ندیدی تو منِ عاشق تمام باورم سمت تو می‌آید اگر دعوا بیفتد بین ما روزی بَرِ قاضی چنان گویم که حتی مادرم سمت تو می‌آید به ساز تار موی تو تمدن‌ها به رقص آمد بزن تار و بدان که کشورم سمت تو می‌آید میان جنگ حب و دین بدان حب است دین من بخوان من را که تنها لشکرم سمت تو می‌آید که بعد از مرگ من بانو سر قبرم نترسی‌ تو به جسمم یاد دادم پیکرم سمت تو می‌آید بزن بکشن مرا آتش بزن اما بدان این را اگر بادی وَزد خاکسترم سمت تو می‌آید #علیات
759
16
بی مروت در جوانی ذوق من را کور کردی عاشقت بودم روانی، ذوق من را کور کردی گفته بودم روح من روح لطیفی هست هستی؟ گفته بودی مهربا
بی مروت در جوانی ذوق من را کور کردی عاشقت بودم روانی، ذوق من را کور کردی گفته بودم روح من روح لطیفی هست هستی؟ گفته بودی مهربانی، ذوق من را کور کردی با سیاست بودی و من ساده بودم، ساده اما با دروغ و با تبانی ذوق من را کور کردی گفته بودم آبی روشن منم چون آسمانم مشکی‌ام کردی و آنی ذوق من را کور کردی کم‌کم از ذوقم گرفتی، تیره کردی روح من را گرم بودم پلکانی ذوق من را کور کردی ماه میبینم میوفتم یاد حرفت گفته بودی ماه من در آسمانی، ذوق من را کور کردی گفته بودی من مگر بی تو توان دارم بمانم؟ تا که دیدی میتوانی، ذوق من را کور کردی من همان پر حاشیه پر حرفِ بین جمع بودم رفته‌ام در بایگانی، ذوق من را کور کردی باز می‌خندم به قول تا ابد می‌مانم تو مثل این داری تو فانی ذوق من را کور کردی با هزاران ذوق من دنبال طعم عشق بودم مثل یک لیمو اَمانی ذوق من را کور کردی.. #علیات
764
17
عشق‌تان بانو مرا هل داده تا دل‌مردگی مرد را از پا می‌اندازی چو سرماخوردگی.. #علیات ابد در پیش دارم..
615
18
عشق‌تان بانو مرا هل داده تا دل‌مردگی مرد را از پا می‌اندازی چو سرماخوردگی.. #علیات ابد در پیش دارم..
1
19
بی تو همه جان من به رنج است بیا بر اَبروی من خَم و شِکنج است بیا دیروز نیامدی به قربان سرت امروز که پنجِ پنجِ پنج است بیا.. #علیات
725
20
قصه از چشم آهویی نم شد عشق وارد نبود، کم‌کم شد تا نگاهش به سمت عرش افتاد خود شیطان به ساحتس خم شد با نگاهش جهان سپر انداخت عا
قصه از چشم آهویی نم شد عشق وارد نبود، کم‌کم شد تا نگاهش به سمت عرش افتاد خود شیطان به ساحتس خم شد با نگاهش جهان سپر انداخت عامل صلح بین عالم شد تا که ماتش شدم و ماتم شد قلب من مات و عقل ماتم شد قول دادم که عاشقش نشوم با نگاهش هوا کمی دم شد دست من نیست، تازه فهمیدم که چرا عشق راز آدم شد این که از چشم عشق می‌گیرند بر نگاه دلم مسلم شد غزل این‌بار وصف چشمش بود غزل این بار هم تهش غم شد آهویی شیر را به بازی داد قصه چشم ها چه مبهم شد گفتی آخر به عشق می‌بازم بله انگار این چنین هم شد.. #علیات
760