en
Feedback
آقا معلم

آقا معلم

Open in Telegram

"I'm on a mission to civilize; I'm Don Quixote" مترجمم و بیشتر کنجکاو http://t.me/HidenChat_Bot?start=67058823

Show more
674
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
داستان پسری که می‌خواست جنگ سرد رو یک‌تنه تموم کنه سال 1987 ماتیاس رُست، اهل آلمان غربی، 18 سالش بود که سوار یه هواپیمای تک‌ن
+6
داستان پسری که می‌خواست جنگ سرد رو یک‌تنه تموم کنه سال 1987 ماتیاس رُست، اهل آلمان غربی، 18 سالش بود که سوار یه هواپیمای تک‌نفره شد. مبدا هامبورگ و مقصد کجا؟ مسکو، کنار میدان سرخ، کنار کرملین. به شکلی باورنکردنی، رست تونست این مسیر رو بی‌خط‌وخش این مسیر رو طی کنه و در یکی از امنیتی‌ترین مکان‌های جهان روی زمین بنشینه. هدفش این بود که گورباچف رهبر وقت شوروی رو ببینه و سعی کنه مشکلات غرب و شرق رو حل کنه. جنجالی بزرگ تو دولت به وجود میاد، تعداد زیادی از امرای ارتش اخراج میشن و رُست هم برای حدود دو سال به زندان میفته. مردم شوروی تا مدتی به شوخی، به میدان سرخ «شرمتیوو 3» می‌گفتن که اشاره به این داشت که این محل، فرودگاه سوم شهره. بعدها آزاد میشه، به آلمان برمی‌گرده، داستانش رو به یک نشریه می‌فروشه و پولدار میشه. کلی جنجال بعد از اون هم داشته. دختری که بهش نه گفته بود رو چاقو زد، هندو شد، کلاه‌برداری کرد، بازیکن پوکر شد و به عنوان فعال صلح کار کرد. #آلمان #شوری #عجایب @TheMoalem

این تکه از صحبت‌های «آرش حیدری» جامعه‌شناس، چیزیه که توصیه می‌کنم ببینید و برای اطرافیانتون هم ارسال کنید. «مسئله خیلی صریح و روشن بر سر زندگی اجتماعی بدنمند در دنیای معاصر و قیوداتش است. همه‌چیز بدن‌مند است [...]. اگر نوعی رهایی را بخواهیم تصویر کنیم این رهایی در همین سطح بدن‌مند باید رخ دهد تا دفاعیه‌ای از زندگی باشد. شیوه‌های رایجی که به تحقیر این مطالبات دست می‌زنند درون نوعی اخلاق بردگی اسیر شده‌اند. برده کیست؟ برده کسی است که هرروز صبح وقتی بیدار می‌شود از بودن خودش زجر می‌کشد. از هستی در بند خود در عذاب است پس نتوانستن‌های خود را به نخواستن تبدیل می‌کند. برده کسی است که از نیازهای خود می‌‌ترسد، چراکه بستری برای تحقق انسانی آن‌ها ندارد. او باید تنها رضایت ارباب خود را به‌دست آورد. این حرف نیچه است، حرف من نیست. خوی بردگی، دشمن زندگی است چون نسبت به هر چیز خوب، زیبا و شاد کین‌توز است چراکه پیشاپیش نمی‌تواند یا نتوانسته‌ است آن چیزها را داشته باشد؛ پس نسبت به آن‌ها نفرت می‌ورزد، نفرتی زهرآگین از خود، دیگری و جهان در وجه بدن‌مند و سیالش.» ‌#ایران #جامعه_شناسی @TheMoalem

سالن تئاتری ساخته‌شده توسط اسیران جنگی جنگ جهانی دوم با دو بمبی که آمریکای روی هیروشیما و ناکازاکی انداخت، با تسلیم بی‌قیدوشر
+7
سالن تئاتری ساخته‌شده توسط اسیران جنگی جنگ جهانی دوم با دو بمبی که آمریکای روی هیروشیما و ناکازاکی انداخت، با تسلیم بی‌قیدوشرط ژاپن تمام شد. با این حال با پیشروی ژاپن در سراسر جنوب شرقی آسیا، اقیانوسیه و آسیای میانه، بیش از 6 میلیون سربار ژاپنی (تقریباً یک دهم جمعیت کشور) دور از وطن بودن و راه سریعی برای برگشت به کشور وجود نداشت. با اشغال منچوری در سال 1945 توسط شوروی، چیزی حدود نیم میلیون ژاپنی به نیروی کار اجباری در سراسر شوروی اضافه شدن. این بین گروهی حدوداً 25 هزار نفره به ازبکستان منتقل شدن. این اسرا زیر نظر الکسی شوسف، معمار معروف روس که قبلا موزه میدان سرخ رو ساخته بود، ساختمان تئاتر آلیشر ناوویی (شاعر ازبک) رو ساختن که هنوز یکی جز مهمترین میراث فرهنگی این کشور به حساب میاد. تعهد سربازان ژاپنی برای ساختن گچ‌بری‌هایی که تا حد بسیاری مربوط به فرهنگ ایرانی بودن، نظر روس‌ها و ازبک‌ها رو بسیار به خودش جلب کرد. اینکه چطور اسیری که خبر نداره فردا زنده هست یا نه، اینطور دل به کار میده. #ازبکستان #ژاپن @TheMoalem

یک قرن پیش، بحث اصلی موسیقی کشور همچنان این بود که سنت (عارف قزوینی) یا مدرنیته (کلنل وزیری)؟ این بین، وزیری یک آگهی برای جذب
یک قرن پیش، بحث اصلی موسیقی کشور همچنان این بود که سنت (عارف قزوینی) یا مدرنیته (کلنل وزیری)؟ این بین، وزیری یک آگهی برای جذب شاگرد مدرسه موسیقی منتشر می‌کنه که توش، دختران مسلمان از ثبت‌نام منع میشن. قمرالملوک جوابیه‌ای به روزنامه می‌فرسته که خوندنیه؛ بهمن 1302 ما زن‌ها اینقدر فهمیده‌ایم که در قوانین اسلام جز در بعضی از موارد زن و مرد یکسان است. اگر موسیقی حرام است، مردها و زن‌ها بایستی از این عمل پرهیز نمایند. چه دلیل دارد که مردها مجازند این صنعت را بیاموزند و زن‌ها از آموختن این صنعت لطیف محرومند خیلی غریب است در مملکت ما هر شب برای مردها سینماست، تیاتر است و هیچ پیشنمازی اعتراض نمی‌کند. همین که می‌شنوند در فلان خانه و کوچه، زن‌ها می‌خواهند برای خودشان سینمایی بدون یک نفر مرد ترتیب دهند، فوراً داد و فریاد عوام و خرافه پرست‌ها بلند می‌شود چطور سینما و تیاتر برای مردها مباح است و همینکه زن‌ها در یک بیغوله‌ای خواستند از سینما تماشایی بکنند، فوراً داد و فریاد یک مشت مردم بلند می‌شود که وااسلاما مگر قبلا متجاوز از ده‌هزار زن و مرد برای دیدن تعزیه در تکیه دولت جمع نمی‌شدند؟ #ایران #موسیقی #تاریخ @TheMoalem

پیانو برای فیل‌ها از بخش تجربیات گاردین، یک انگلیسی به اسم «پل بارتون» از خودش گفته. از اینکه تو نوجوانی پول‌هاش رو برای خرید آلبوم‌های موسیقی جمع می‌کرده، عاشق بتهوون شده و با پیانویی که در خانه سالمندانی که مادربزرگش زندگی می‌کرد، به صورت شنیداری نواختن رو یاد گرفت. بعد مدرسه هنر درس خوند و پیانو تبدیل به زندگی کاریش هم شد. حالا با همسرش در تایلند زندگی می‌کنه. جایی به اسم Elephants World که توش فیل‌های نجات‌ داده شده از شکارچی‌ها و... رو نگه می‌دارن کار می‌کردن و به نظرش رسید که برای فیل‌ها پیانو بنوازه و واکنششون رو ببینه. از این گفته که فیل‌ها همیشه گرسنه هستن و مشغول خوردن ولی اولین بار که شروع به نواختن پیانو کرد، فیلی که نابینا بود زودتر از بقیه توجهش جلب شد و برای شنیدن جلو اومد. حالا بخصوص فیل‌های نری که به خاطر هورمون‌ها رفتار خصمانه‌تری دارن، بیشتر توجه می‌کنن و انگار موسیقی آرومشون می‌کنه. از فیلی گفته که اگه «شوبرت» بنوازه دور میشه و اگه بتهوون نواخته بشه، ساعت‌ها حاضره بایسته و گوش کنه. #فیل #موسیقی @TheMoalem

از چیزای عجیبی که از اروپای مذهبی قرون وسطی به فرهنگ عامه راه یافته، یکیش چیزی به اسم کمربند عفته (chastity belt) که مثلا نشا
+4
از چیزای عجیبی که از اروپای مذهبی قرون وسطی به فرهنگ عامه راه یافته، یکیش چیزی به اسم کمربند عفته (chastity belt) که مثلا نشانی ازش تو فیلم رابین هود مربوط به 1993 هم دیده میشد. در این روایت که وقتی در اون دوره مردان برای مدتی زیاد از خونه خارج می‌شدن (جنگ، سفر زیارتی یا هرچیز مشابه) زن‌های خودشون رو با کمربند عفت (یک شورت فلزی) محدود می‌کردن تا شانسی برای خیانت وجود نداشته باشه. چیزی که مشخص شده ارجاع تاریخی خاصی نداره و ببیشتر تصور انسان مدرن از انسانِ اون دوره‌ست. کمربندهای اینچنینی که پیدا شده بیشتر مربوط به قرن 18 و 19 بوده و بیشتر به صورت شوخی ساخته شدن. #تاریخ #قرون_وسطی @TheMoalem

بین این دو عکس در خصوص رنگ صورتی چه اتفاقاتی افتاد؟ خیلی اتفاق‌ها. از قرن نوزده تا حدی رنگ صورتی زنانه تصور شده بود و از حوال
+1
بین این دو عکس در خصوص رنگ صورتی چه اتفاقاتی افتاد؟ خیلی اتفاق‌ها. از قرن نوزده تا حدی رنگ صورتی زنانه تصور شده بود و از حوالی 1950 با عروسک‌های باربی این ارتباط پررنگ‌تر شد. به صورتی که در مهمانی‌های مشخص شدن جنسیت بچه، آبی برای پسر و صورتی برای دختر در نظر گرفته میشه. اما نه فقط این. صورتی همینطور از گذشته به مردان همجنسگرا مربوط دونسته میشد. اردوگاه کار اجباری و یهودی‌ها رو می‌دونید. همینطور نازی‌ها، همجنسگراها رو به اردوگاه می‌فرستادن و می‌کشتن. نماد روی لباس این گروه، مثلث صورتی بود. اینترمیامی از 2020 وارد لیگ MLS آمریکا شد و همین رنگ رو به عنوان لباسش معرفی کرد. لیونل مسی به این ملحق شد و حالا صورتی که پیشتر رنگی نادر برای تیم‌های مردانه و فرهنگ حاکم بر فوتبال بود، حالا طرفداران بیشتری بین هواداران داره و به نظر دیگه اون برچسب زنانه یا همجنسگرایانه بهش چسبونده نمیشه. @TheMoalem

بیستم فوریه 1939 روزی تو تاریخ آمریکاست که کمتر ازش صحبت میشه. با تبلیغات فراوانی که روی یک گردهمایی در اون روز شده بود، گروه
+5
بیستم فوریه 1939 روزی تو تاریخ آمریکاست که کمتر ازش صحبت میشه. با تبلیغات فراوانی که روی یک گردهمایی در اون روز شده بود، گروه بزرگی از هواداران حزب نازی در آمریکا در مدیسون اسکوایر گاردن دور هم جمع بشن. بیش از 20 هزار نفر. تاریخ این گردهمایی در آستانه‌ی تولد جورج واشنگتن انتخاب شده بود و تصویر پدر آمریکا رو به عنوان «اولین فاشیست» در کنار صلیب شکسته در صدر مجلس قرار میدن. برای حفظ امنیت این گروه، پلیس نیویورک طوری آماده شد که گزارش شد بعد از اون هم تا اون اندازه برای هیچ رویداد تک‌روزه‌ای خودش رو به زحمت ننداخته؛ 1700 پلیش با یونیفرم و 600 پلیش مخفی برای حفظ امنیت قرار داده شدن. حتی یک ماه بعد از این تاریخ که هیتلر، چکسلواکی رو اشغال کرد گروه‌های مهم سیاسی آمریکا (از جمله بابای جی‌اف‌کی) متمایل به نازی‌ها بودن و قصد داشتن هیتلر رو با محدود کردن پیشروی‌هاش تا چکسلواکی به رسمیت بشناسن. رهبران گروهی که گردهمایی رو ترتیب داده بود، بعدها به جاسوسی متهم شد. #آلمان #آمریکا #نازی #جنگ_جهانی_دوم @TheMoalem

+3
بعد از مرگ چه اتفاقی برامون میفته. یک جواب به این سوال میره تو مسئله‌ی متافیزیک. جواب دیگه، به لحاظ فیزیکیه. چه اتفاقی برای بدن ما بعد از مرگ میفته؟ آدم‌های زیادی این دغدغه رو داشتن و شیوه‌ی مرسوم (دفن شدن) رو نمی‌پسندیدن. یکی از جواب‌ها به این سوال رو شرکتی به اسم Celestis میده که سال 1994 تو تگزاس آمریکا شروع به فعالیت کرده. این شرکت، مراسم ختمِ علاقه‌مندان رو در فضا برگزار می‌کنه، به این صورت که با یک سری پوکه، بخشی از خاکستر فرد رو به جای مدنظرش در فضا منتقل می‌کنه. تا حالا بیش از بیست نفر از این خدمت شرکت مورداشاره استفاده کردن که از اون جمله میشه به هفت فضانورد؛ از جمله آخرین پرواز که همین چند ماه پیش بود، فیلیپ چپمن استرالیایی-آمریکایی به مدار زمین منتقل شد. جین رادنبری و جیمز دوهان به ترتیب سازنده‌ و بازیگر مجموعه فیلم‌های Star Trek از کسانی بودن که همینطور، خاکسترشون به فضا منتقل شد. به جز یک نفر (ستاره‌شناسی به اسم یوجین مرل شومیکر که به ماه منتقل شد) بقیه‌شون، همگی خارج از جو زمین رو انتخاب کردن. #فضا #علم #مرگ @TheMoalem

واشنگتن را ترک کردم و بعد گیر گروهی بدتر، یعنی ارتش ایالات متحده افتادم. در یک کالج نیروی دریایی برای 25 سال است که تدریس می‌کنم. در واقع جایی کار می‌کنم که 8:30 میانه‌ی صبح است. متوجهم که عملیات نظامی مستلزم بیداری پیش از طلوغع خورشید است اما مشکل آنجاست که ارتش بیداری در صبح را یک فضیلت انسانی غیرقابل تغییر در نظر می‌گیرد. مثلا فرهنگ پنتاگون این است که مدیر میانی باید ساعت 4 صبح در دفتر کارش باشد تا پیش از حضور مدیران رده بالا که 4:30 می‌رسند، به محل کار رسیده و کمی تمرین صبحگاهی کرده باشد - فرهنگی که بسیار ناسالم است. پس ساعت‌ها را به حال خود رها کنید. رفقا، ما باید این فرهنگ ظالمانه را بشکنیم و روزمان را پس بگیریم. یا حداقل از آنها که زود بیدار می‌شوند یا ساعت را تغییر می‌دهند بخواهیم که دست از سر ما بردارند. @TheMoalem

به این دلیل با آن مخالفم که نمی‌توانم آدم‌های سحرخیز را تحمل کنم. حتی دقیقه‌ای نمی‌توانم همکارانی که پنج صبح ایمیل می‌فرستند را تحمل کنم. همینطور از قرارهای صبحانه کاری - که قرار است در آنها کمی موقع صبحانه کار کنید، پیش از اینکه واقعاً کار کردن را شروع کنید - بیزارم. آنها دشمنان طبیعی من هستند. همینطور دوست ندارم آنها را با تعریف کردن اینکه چطور وقتی هوا تاریک شده بود، تازه از خواب بیدار شدم سرگرم کنم. ببینید، اینطور نیست که نور خورشید را دوست نداشته باشم. عاشق حمام آفتاب گرفتن در تابستان و بارقه‌ای از نور خورشید در صبح‌های آفتابی‌ پاییزی هستم. حتی درخشش چشم‌اندازها در تابستان را بسیار دوست دارم. با این حال، آدمی شب‌زی هستم. مثل جغد. مثل کنت دراکولا. در سایه‌ها حرکت می‌کنم، خونخواهم، من بتمن هستم. البته بتمن نیستم اما یکی از آدم‌هایی هستم که تا دیروقت بیدار می‌مانم و هوشیاری‌ام را حفظ می‌کنم. وقتی در دوره دانشگاه مدتی راننده تاکسی بودم، شیفت پنج عصر تا پنج صبح را انتخاب کردم و این کار هیچ زحمتی برایم نداشت. به جاده می‌زدم، آدم‌ها را به قرارهایشان می‌رساندم و بعد دوباره سوارشان می‌کردم که این بخش، گاهی چندان دلچسب نبود. بارتندرها را به خانه می‌رساندم، خانم‌هایی خاص را به خانه‌هایی که مدنظرشان بود می‌رساندم. بعد شهر کاملا می‌خوابید. آنجا بود که با پلیس‌ها و سایرینی که شیفت‌های مشابه داشتند در کافه‌های شبانه قهوه می‌نوشیدم. سپس مسافران صبحگاهی را به فرودگاه می‌رساندم و بعد تازه به خوانه می‌رفتم تا چشم روی هم بگذارم. دوره‌ای دیگر به عنوان کار داوطلبانه، مسئول پاسخگویی تلفنی در یک مرکز مبارزه با خودکشی بودم. آنجا هم دیرترین شیفت را برداشته بودم. سعی می‌کنم شنونده‌ای حمایت‌کننده باشم، هرچند گاهی کار بسیار ترسناک می‌شد. بعد ساعت چهار برای صبحانه بیرون می‌زدم تا به خانه بروم و بخوابم. ولی اینکه چهار صبح بیدار شوم؟ مگه روسیه‌ست؟ در واقع این هم برداشت غلطی است. روسیه به دلایل متعدد، کشوری شب‌زی است. زیر نظر دیکتاتوری شوروی، دوره‌ای کوتاه دموکراسی و نئوفاشیسم پوتین، دفاتر دولتی روسیه در ساعات صبح معمولا خالی است. با این حال آمریکایی‌ها هنوز طرفدار این ایده هستند که کارها را باید صبح زود انجام داد. هر سال، همه ما مجبوریم یک ساعت کمتر نور خورشید را تحت لوای تغییر ساعت در عصرها تجربه کنیم قرار دهید تا همکاران پرانگیزه‌مان مجبور نباشید اولین «لاته»‌ی خود را پیش از طلوع خورشید بنوشند. برای بقیه ما، اینطور است که باید تاریکی را در ساعتی زودتر تجربه کنیم، وقتی که برای انجام کارهایمان بیرون می‌رویم و آدم‌های سحرخیز پشت میزهایشان به ما سر تکان می‌دهند. بله می‌دانم که اگر ساعت تغییر نکند، بچه‌ها باید در تاریکی برای رفتن به مدرسه بیدار شوند. جواب شاید این باشد که به جای عقب کشیدن ساعت‌ها، شاید بد نباشد که بچه‌ها را آنقدر زود به مدرسه نفرستیم. پزشکان و مربیان مدتهاست که این پیشنهاد را مطرح کرده‌اند اما گوش قانون‌گذار بدهکار نیست. چون قانع شده‌ایم که سختکوشی با بیدار شدن در صبح آغاز می‌شود و تنبل‌ها تا ساعت دیرتری می‌خوابند. برای مثال نگاهی بیندازید به برنامه مایک ویرث، مدیرعامل شرکت شورون که برنامه روزانه‌ی خود را اینطور برای فایننشال تایمز شرح داد: 3:45 بیدار و 90 دقیقه ورزش در باشگاه 5:15 قهوه و خواندن شش روزنامه 6:00 حمام و رفتن به سمت دفتر کار 18:00 بازگشت به خانه و حمام با همسر 21:00 مطالعه در تخت 22:00 خواب حتم دارم که این برنامه کاملا مزخرف است. نه صرفا اینکه فاصله‌ای بین اتمام ورزش و نوشیدن قهوه نیست، بلکه اینکه کسی نمی‌تواند شش روزنامه را در 45 دقیقه بخواند. او هر روز کمتر از شش ساعت می‌خوابد و این برنامه هر روز تکرار می‌شود. این یک برنامه‌ی فردی سحرخیز که الگوی بقیه در نظر گرفته می‌شود و تنه به تنه‌ی جنون می‌زند. مهم نیست که ساعت عقب کشیده شود یا نه، طبق این برنامه او همیشه در تاریکی بیدار می‌شود. فرهنگ امروز ما در هیچ‌کجا مثل واشنگتن دی.سی پرستیده نمی‌شود. من دیگر آنجا زندگی نمی‌کنم و شنیده‌ام که اوضاع در حال تغییر است. با این حال وقتی آنجا زندگی می‌کردم، فردی فاسد در نظر گرفته می‌شدم چون مثلا ساعت 8:15 دقیقه به دفتر کار می‌رسیدم. بقیه سعی می‌کردند قبل از طلوع رسیده باشند. مکالمه‌هایشان با هم اینطور بود که یکی می‌گفت ساعت 6 صبح رسیدم، دیگری می‌گفت من امروز ساعت 5 رسیدم! به میز کارم می‌رفتم و هرکه قبل از 9:30 سراغم می‌آمد، باید غرغرهای من را تحمل می‌کرد. اما از آن طرف وقتی حوالی غروب که سحرخیزها دیگر انرژی نداشتند، بالاترین حد کارایی روزم را داشتم.

دیکتاتوری سحرخیزها چیزی که در ادامه می‌خونید رو «تام نیکولاس» استاد روابط بین‌الملل (در دانشگاه هاروارد و چند دانشگاه مهم آمر
دیکتاتوری سحرخیزها چیزی که در ادامه می‌خونید رو «تام نیکولاس» استاد روابط بین‌الملل (در دانشگاه هاروارد و چند دانشگاه مهم آمریکایی دیگه) برای سایت اتلتیک نوشته. ————————- آنجای سال هستیم که مخالفان تغییر ساعت می‌گویند عدم‌هماهنگی با ساعت خورشیدی چیزی مخرب و ناسالم است، اینکه چرا باید این رویه (تغییر ساعت) که یک قرن پیش رواج یافت را منسوخ‌شده بدانیم و اینکه چطور بهره‌وری انسان به این صورت از دست می‌رود؛ آنهم در حالی که همگی مجبور به دستکاری عقربه‌ها هستیم. استدلال‌های خوبی پشت این نگاه وجود دارد که با آنها موافقم، با این حال دلایلی دیگر برای مخالفت با تغییر ساعت دارم. #تغییر_ساعت #سحرخیز #شب_زی @TheMoalem

دیکتاتوری سحرخیزها چیزی که در ادامه می‌خونید رو «تام نیکولاس» استاد روابط بین‌الملل (در دانشگاه هاروارد و چند دانشگاه مهم آمریکایی دیگه) برای سایت اتلتیک نوشته. ————————- آنجای سال هستیم که مخالفان تغییر ساعت می‌گویند عدم‌هماهنگی با ساعت خورشیدی چیزی مخرب و ناسالم است، اینکه چرا باید این رویه (تغییر ساعت) که یک قرن پیش رواج یافت را منسوخ‌شده بدانیم و اینکه چطور بهره‌وری انسان به این صورت از دست می‌رود؛ آنهم در حالی که همگی مجبور به دستکاری عقربه‌ها هستیم. استدلال‌های خوبی پشت این نگاه وجود دارد که با آنها موافقم، با این حال دلایلی دیگر برای مخالفت با تغییر ساعت دارم. #تغییر_ساعت #سحرخیز #شب_زی @TheMoalem

photo content
+2