en
Feedback
Encore nulla

Encore nulla

Open in Telegram

Less or more like a saved momentage NatureLyricAnimalBookSkyPoetryFoodOthersMe

Show more
443
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
باید از نو خودش را می‌شناخت. باید می‌توانست تمام ضعف‌ها و اشتباهاتش را جزیی از وجودش بداند و این، کار سختی بود. ~ دختری که ماهی نشد

نمی‌دونم کلا علاقه به آدم‌ها به مرور زمان در من شکل میگیره و به سختی هم شکلشو از دست میده.

photo content
+3

photo content
+3

📍 Shirin gallery
+4
📍 Shirin gallery

این داستان عکس‌های ناموزونِ من 📍 Nian gallery
+3
این داستان عکس‌های ناموزونِ من 📍 Nian gallery

📍 Etemad gallery
+4
📍 Etemad gallery

احساساتم مثل ترامپولین بالا پایین میشن طوری که قدرت آنالیزشونو ندارم پس فقط میذارم جریان پیدا کنه تا جریان پیدا کنم.

🌀🧊
🌀🧊

.
.

Repost from RegaPlus

احساس می‌کنم بازنده‌ام، همیشه دلتنگ خونه‌ام. اما وقتی به خونه می‌رسم، می‌بینم دلم جای دیگه‌ایه. ~ Autumn Sonata, Ingmar Bergman

گوش دادن به پلی لیست سین و کاموا بافتن، درحالی که منتظرم چاییم سرد شه خیلی ایده آله.

🧸🍷
+3
🧸🍷

Bloody🩸

میگن طرف نشسته یه گوشه ماستشو میخوره، اون منم.

خیلی بده تنها راه فرارمم همش قالم می‌ذاره! (خوابو دارم میگم خوااااب)

قلب تو کجاست؟! در تکاوش‌‌های روح تو روح چیست؟! نگاه قلبِ تو به چیزها این چیزها چه هستند؟! تکه قلب‌هایی دیگر

برگشتن به جایی که خیلی وقته ازش دوری حس عجیبی داره، همه چیز عوض شده جدیده و دیگه بهت اون حس قبلو نمیده اما گهگاهی اون نور قدیمی رو میتونی از تهِ ته راهرو حس کنی که بهت چشمک میزنه.

You don't have to know how you would respond to something before it happens.