en
Feedback
| اِستِقامَت |🌱

| اِستِقامَت |🌱

Open in Telegram
319
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
ی سری روزها و لحظه ها هیچ کاری از دستم بر نمیاد حتی توانایی فکر کردن هم ندارم . . . تو این مواقع به خواب پناه میبرم که دیگه مغزم خفه شه و عذابم نده البته ناگفته نمونه که خیلی وقته باهم بیگانه ایم هی زل میزنم غلت میزنم خوابم نمیبره ، فکر میکنم ، باز فکر میکنم ، خوابم نمیبره ، خیال اجازه نیم ساعت خواب هم نمیده الانم چند خشاب زولپیدم ، آلپرازولام ، دیازپام ، میرتازاپین و خیلی کوفت و زهرمار دیگه خوردم ولی همچنان به سقف خیره ام تا ببینم بلاخره کی خوابم میبره . لعنتی انگار نه انگار کیلو کیلو دارو خوردم ! هرکسی این ها رو خورده بود یا باید ساعت هااا میخوابید یا کلا بیدار نمیشد راستی چند بسته هم از هر کدوم گذاشتم کنارم که اگه بیدار شدم باز بخورم و به خوابم ادامه بدم میخوام دور شم از این دنیا ، میل به زندگی درونم فروکش کرده خلاصه که خواب میخوام خواب زیاد ، خواب خیلی خیلی زیاد.

یک سری روزها و لحظه ها، هیچ کاری از دستم بر نمیاد. حتی توانایی فکر کردن هم ندارم . . . در این مواقع به خواب پناه میبرم که دیگه مغزم خفه شه و عذابم نده. البته ناگفته نمونه که خیلی وقته باهم بیگانه ایم هی زل میزنم غلت میزنم خوابم نمیبره ، فکر میکنم، باز فکر میکنم، خوابم نمیبره، خیال اجازه نیم ساعت خواب هم نمیده الانم چند خشاب زولپیدم ، آلپرازولام ، دیازپام ، میرتازاپین و خیلی کوفت و زهرمار دیگه خوردم ولی همچنان به سقف خیره ام تا ببینم بلاخره کی خوابم میبره؟ لعنتی انگار نه انگار کیلو کیلو دارو خوردم! هرکسی این ها رو خورده بود یا باید ساعت هااا میخوابید یا کلا بیدار نمیشد راستی چند بسته هم از هر کدوم ،گذاشتم کنارم که اگه بیدار شدم باز بخورم و به خوابم ادامه بدم ،میخوام دور شم از این دنیا. انگار از روبه‌رو شدن با واقعیت و فکر کردن به آن‌چه اتفاق افتاده هراس دارم. شاید هم میل به زندگی درونم فروکش کرده. خلاصه که خواب میخوام.خواب زیاد.خواب خیلی خیلی زیاد.

به مامانم میگم سردرگمم میگه بهتره بگی ضعیفم :) همه‌چیز خیلی گنده‌تر از زور منه ، همه‌چیز.

منم نباید مثل تو خیلی جدی می‌گرفتم.

Repost from N/a
‏کاش همه چی با اون یه نفر می‌شد.

از آینده نمی‌ترسم، از این می‌ترسم که حتی وقتی همه چیز رو می‌دم، باز هم چیزی که می‌خوام به دست نیاد.

این بزرگسالی حتی نزدیک به تصورات کودکیمم نیست.

😂🤣🤌🏻

این‌تایمو رو خوب یادمه

کتابای کنکورو میگرفتم دستم میرفتم درس میخوندم فقط میخاستم خودمو راضی کرده باشم که آره میخونم😂😐

انگار همین دیروز بود دنبال هم شهری میگشتیم برای اتاق و خوابگاه

از این موقع الان سه سال میگذره . . .

‏تو بی حوصله ترین، ناراحت ترین، کم صحبت ترین ورژن خودمم.

دل را سر شوقی اگرم بود ،دگر نیست (:

شب‌های جالبی نیست، اما صبر می‌کنم.

واسه تو تجربه بود واسه من آخرین امیدم بود . . .

حال عجيبى دارم هم تنهايى اذيتم ميكنه هم حضور آدما هم دوست دارم برم بيرون هم ميخوام تو خونه بمونم هم ميخوام بجنگم و هم ميخوام همه چيو ول كنم هم ميخوام به خودم برسم هم ميگم بيخيال من اين روزا بين آدمى كه ميخواد زندگى رو جدى بگيره و آدمى كه ميخواد همه چيو رها كنه معلقم خيلى معلق

Repost from N/a
ساده بگم اگر شرایطمون برعکس بود هیچوقت کاری که تو باهام کردی رو نمی‌کردم.