en
Feedback
291
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
October '24
October '24
+4
in 0 channels
September '24
+26
in 3 channels
Get PRO
August '24
+35
in 3 channels
Get PRO
July '24
+37
in 2 channels
Get PRO
June '24
+43
in 1 channels
Get PRO
May '24
+45
in 3 channels
Get PRO
April '24
+40
in 4 channels
Get PRO
March '24
+42
in 2 channels
Get PRO
February '24
+28
in 2 channels
Get PRO
January '24
+44
in 0 channels
Get PRO
December '23
+135
in 1 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
15 October0
14 October0
13 October+1
12 October0
11 October0
10 October+1
09 October0
08 October+1
07 October0
06 October0
05 October0
04 October0
03 October0
02 October0
01 October+1
Channel Posts
شاید بتوانم دیگری را بکُشم اما دیگری بودنِ او را نمی‌توانم از میان ببرم.

2
شعرم از تو جان گرفته!
119
3
بشر جانوری است تو در تو و دروغگو و ساختگی و ترسناک برای دیگر جانوران. آن هم نه چندان به خاطر زورش که به سبب حیله‌گری و زیرکی‌اش. - فراسوی نیک و بد؛ نیچه.
121
4
No text...
208
5
اگر در باز بود می‌رفتم، اگر سد می‌شکست جاری می‌شدم، اگر قفسی در کار نبود می‌پریدم. زندانی که باشی گاه مثل انسان می‌اندیشی، گاه مثل آب و گاه مثل پرنده!
210
6
Aref-Eshghe-To-Nemimirad-128.mp3
211
7
مرا به گورم بازگرداندی، دست های تو گرمای زندگی را به من هدیه داد، کنون تو که نیستی بگدار بر خاک سرد تنهایی‌ام بیارامم."
196
8
با مرگ هر مرد یا زنی، یک چیز یا بی‌نهایت چیزها می‌میرد. روزی که من بمیرم، چه چیزی با من می‌میرد؟ ‌ - خورخه لوئیس بورخس، در ستایش تاریکی.
291
9
04 Radiohead - Fake Plastic Trees.mp3
319
10
از نظر من، نوشتن نهایتاً معطوف به قسمی آسیب‌زدن و خراب‌کاری است. این کلمه را در یک معنای متعالی به‌کار می‌برم: ما می‌نویسیم تا آسایش را مختل کنیم. شخصاً هرآنچه که تا به حال خواندم، با هدف برهم‌زدن آسایش و راحتی خودم بوده. نویسنده‌ای که نتواند به شکلی مرا عذاب دهد، برایم جذاب نیست. - امیل چوران.
307
11
04 Radiohead - Fake Plastic Trees.mp3
1
12
اسمم را فراموش می‌کنی ولی با  حافظه‌ی لب‌هایت چه  خواهی‌کرد؟ و از من به کجا خواهی‌رفت، وقتی پوستت آغشته‌ی من است؟
299
13
us?"+1
us?"
282
14
اسمم را فراموش می‌کنی ولی با حافظه‌ی لب‌هایت چه خواهی‌کرد؟ و از من به کجا خواهی‌رفت، وقتی پوستت آغشته‌ی من است؟
1
15
هیچ کلمه‌ای دیگر ما را توصیف نمی‌کند، ما مجموع صبر و اندوه و شکست و ملال‌ایم؛ ما برای توصیف رنج‌مان، به کلمه‌ای تازه نیاز داریم.
337
16
اگر همه فراموشت کنند، آیا هرگز وجود داشته‌ای؟
365
17
کاش درخت جلوی پنجرەی اتاقت بودم، تو خورشیدم می‌بودی و من همچون نسیم گونەهایت را نوازش می‌کردم.
432
18
تو ماه بودی، ماه! نه هر ماهی، که ماه من. ماه شب‌های تنهایی‌ام، ماه آرزوهای دست‌نیافتنی‌ام. زیبایی‌ات چون نگینی در دل آسمان تاریک می‌درخشید و من، گوسفندی سرگردان در دشت وجود، دلباخته‌ی آن نور سپیدوار شده بودم. آن‌قدر به سوی تو خیره ماندم، آن‌قدر در خیال رسیدن به تو غرق شدم که گله را از یاد بردم. گله‌ای که روزی پناهگاهم بود، اکنون در دوردست‌ها محو شده بود. گویی من، این بره کوچک، در پیِ شکار ماه، خود را در بیابان وسیع هستی گم کرده بودم. چشم‌هایم به دنبال نور مهتاب می‌گشت، گویی می‌خواست در آن عمق بی‌پایان، ذره‌ای از خودم را بیابد. اما هرچه بیشتر به تو نزدیک می‌شدم، فاصله‌مان بیشتر می‌شد. تو همچون اوج قله‌ای دست‌نیافتنی بودی و من، بره‌ای خسته در دامنه‌ی آن.
474
19
تو ماه بودی، ماه. زیبا، دور، دست‌نیافتنی. من؟ من بره‌ای گم‌شده در کوهستان بودم که آن‌قدر سربه‌هوای ماه ماند تا گله را گم کرد.
433
20
No text...
392