«کافهٔ زیرِ دریا»
Open in Telegram
-از قلبِ بهار به گوشِ شما. -مملوء از شعر و ادبیات. -نوشتههای من: " ب.آ " -کپی و سرقتِ اَدبی، آزاد! https://telegram.me/spring_citybot?start لینکِ رباتِ وِی.
Show more239
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from N/a
هر آدمی یکبار برای رسیدن به یک نفر دیر میکند ، و بعد از او برای رسیدن به کسان دیگر عجله ای ندارد…
آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
تا رفت مرا از نظر آن نور جهانبین
کس واقف ما نیست که از دیده چهها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ او دمبهدم از چشمهی چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بماندیم چو از دستْ دوا رفت
دل گفت: «وصالش به دعا باز توان یافت»
عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت
احرام چه بندیم چو آن قبله نه اينجا است
در سعی چه کوشیم چو از کعبه صفا رفت
دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
«هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت»
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نِه
زآن پیش که گویند که از دار فنا رفت
#حافظ
-تصحیح: پرویز ناتل خانلری.
Repost from N/a
بهار تکلیفش با خودش مطمئن نیست، صبح ابره
ظهر آفتاب
عصر بارون
شب مهتابی
اینارو گفتم گه بگم شما مثل بهار نباشید و تکلیف خودتون و مارو مشخص کنید.
Repost from N/a
حق با مامان بود با هر آدمی نباید دوست میشدم، هرجاییم نباید میرفتم.
